(به دور از آلایش ها و پیرایش ها)
داشتم می گفتم: از نگاه حققتِ ادیان و عقلانیت انسان، ”بیـدین“ به کسی می گویند که زندگی ای ثابت، تکراری، بدور از تحول و رشد و تعالی انسانی داشته باشد، زیرا ”اساسِ دینداری“ در مدیریت نسبت به امیال و غرایز و تلاش جهتِ شکوفاییِ استعدادها و رشدِ خصائلِ انسانی است، بطوریکه می بینیم پیامبر اسلام می گوید: ”کسی که دو یا سه روزش مانندِ هم بوده و رشدی یا پیشرفتی نداشته باشد مسلمان نیست“، بعبارت دیگر، به هر کس که زندگیِِ تلاوتِ تکـرار و بودنِ ساکن داشته باشد، میتوان ”بیدین“ گفت ــ هر چند که او در شبانه روز مشغول ذکر یا عبادت باشد و در توهمات خیال کند بدینوسیله دینِ خود را حفظ می کند ــ اما کسی که در زندگی، همواره تلاش برای ”شدنِ پویا“ دارد، و دغدغه ”رشد“ و ”سازندگی“ و ”متعالی شدن“… این فرد ”دیندار“ است و حقیقتاً ”متـدین“ هم همین است.
که جوانی خوش سیما گفت: با توجه به حقیقتِ این مفهوم، که کاملاً با عقل هم سازگار است، و متأسفانه تا کنون طوری دیگر باور ما شده بود، اینک در باره حقیقتِ مفهومِ ”عبادت خدا“ بگویید که چگونه است؟
به اوگفتم: هر عمل و تلاشی که بشر را بسوی انسان شدن و انسانیت سوق دهد، به آن عمل ”عبادت خدا“ میگویند.
جوانی دیگر پرسید: پس حقیقتِ ”اطاعت از خدا“ در چیست؟
پاسخ دادم : مگر نه اینست که هدف نهایی از اطاعتِ خدا، اصلاح و رشد و به تعالی رسیدنِ انسان هاست، پس هر تلاش و اقدامی که در جهت ساختن ِ دنیایی بهتر ، که در آن ”فقر“ و ”جهل“ و ”ظلم“ و ”خفقان“ نباشد، اطاعت از خداست. بلکه بهترین نوع عبادت است.
بسیار آموزنده و مفيد بود متشکرم