انسـانی که از ”وجـدان“ و “ شرافتِ انسانی“ برخوردار است هیچگاه نمی تواند بی تفاوت باشد…
… به خدا قسم که کس را، ثمر آنقدر نباشد که به روی نا امیــدی درِ بسته باز کـردن
تنها در «انسان مداری» است که به مفهومِ درستِ کلمه، ”آزادی خواهی“ و ”عدالت خواهی“ متولد می شود و ظهور ”قدرتِ
خوشبختی یک احساس خوب و رضایت از زندگی است که رازِ آن در ”شاد زیستن“ و ”دوست داشتن“ است.
اگر آنگونه که لااقل با ”تلفنِ همراه“ تان برخورد میکنید با ”همسرتان“ بر خورد میکردید اکنون خوشبخت ترین فردِ دنیا بودید…!
اگر کسی نزدِ شما شهادت دهد که ”من کمونیست هستم“ و خـدا و ”معنویت“ را قبول ندارم. ولی شما عملاً هر روز شاهدِ ناله هایِ مناجاتِ او با ”خــدا“ باشید و هر شب ناظرِ حالاتِ عارفانه و شب زنده داریها و ”نماز“های شبِ او باشید… آیا می پذیرید که او کمونیست است؟!.. و هیچ به خدا و معنویت ایمان ندارد؟!!… عکسِ این داستان، موضوع مسلمانانِ مطرود است، آیا کسی که دروغگوست و نسبت به ”اساسِ اسلام“ بی اطلاع، و هیچ پایبندی به ”اخـلاق“ و ”رفتارِ انسانی“ ندارد بلکه رعایتِ ”حق الناس“ را هم نمی کند، اما چون مسلمانی را به ارث برده و به صورتِ صوری نماز و روزه و زیارت بجای می آورد، ”مسلمان“ است؟!!..
کسانی که اهلِ ساخت و پاخت، باندبازی، و یا اسیرِ انواعِ طمع ها و آلودگی ها…. هستند، شایستگی تصدی امور و ”مدیریت“ را ندارند، زیرا اینان فساد جامعه را به قیمت منافعِ خود می خرند، پس هم جامعه را ویران می کنند و هم خانه خود را…
اگر از دوران دبیرستان، در کنار درس هائی که نه تنها هیچ رهنمودی برای زندگی بهینه و خوشبختی انسان ندارد، بلکه هیـچ نقشی هم در رشد و سازندگی و به تعالی رسانیدنِ انسان ندارد ”آیین همسر داری“تدریس میشد، امروزه دیگر اینقدر شاهدِ طلاق های بسیار و گسسته شدنِ زندگی ها و عارضه های ناهنجاری که از این ناحیه بر ما و بر جامعه و خصوصاً بر جوانان تحمیل می شود، نبودیم.
امروزه، دنیایی که فرمانروایان و دیکتاتورها، بوسیله تبلیغ و رسانه های گروهی به مردم نشان می دهند با آنچه که ”واقعیت“ دارد، بسیار متفاوت است.
”استحکامِ خانواده“ بعنوانِ کوچکترین و مهمترین اجتماعِ انسانی از جایگاهی خاص بر خوردار است که متأسفانه همچنان در معرضِ تهدیدها و آسیب های جدّی قـــرار دارد.