کسانی که کشورشان وهم وطنانشان را دوست دارند نسبت به آن ها احساس ”مسئولیت“ و ”تعلق“ دارند.
متأسفانه پس از گذشت چهل سال که از انقلاب می گذرد، مردم ما حالتی پیدا کرده اند که هر کس فقط به فکر خودش است. دیگر کسی به فکر دیگری نیست، هر کس فقط به فکر اینست که خودش را نجات دهد، کسی دیگر به فکر رعایت هنجارها نیست، کسی به فکر صیانت از دستاوردهای اجتماعی و فرهنگی نیست. همه با ”ناامیدی“ و ”عدم احساس امنیت“ و ”عدم اعتماد به یکدیگر“ بر توسعه افسردگی و یا ازدیاد مهاجرت می افزایند لذا از ”انسجام اجتماعی“ خبری نیست بلکه همه فقط بفکر خودشان هستند و تنها خودشان را می بینند و …
آیا میدانید جامعه ای که بالاخره مردمانش به چنین حالاتی برسند چه عوارض وحشتناک و خطیری را به دنبال دارند؟. که یکی از آن عوارض آشفتگی و از هم گسیختگی شدید اجتماعی است.
شایان ذکر است، دشمنان بشریت با هدف سوق دادن ایران به واکنش های احساسی به دور از خرد و تدبیر، می خواهند کشورمان را به مرداب عمیق جنگ بیندازند و آن را تخریب و سپس تجزیه نمایند. در این هنگامه حساس و بحرانی، کاری که از ما مردم برای حفظ کشور بر میآید، این است که به فکر هم باشیم و به هم کمک کنیم، نسبت به هم شفقت داشته باشیم و خودخواهی و خودبینی را که با ”انسانیت داشتن“ و ”دیندار بودن“ منافات دارد، کنار بگذاریم و به هم عشق بورزیم. بقول گاندی: ”مهم اینست که در هنگامه بلا و بحران، انسانیتِ مان را حفظ کنیم و اخلاقی رفتار نمائیم.“
امروزه کشورهای پیشرفته و توسعه یافته جهان، رشد خود را مدیون احساسِ ”مسئولیت پذیری“ و ”تعلق“ مردم نسبت به کشور و مردمشان می دانند و احساس”تعهد“ و ”تعلق“ را امری بسیار مهم و ضروری می خوانند در حالیکه در کشور ما متأسفانه احساس تعلق و تعهد اصلاً وضعیتِ خوبی ندارد بطوریکه حتی میزان مسئولیت پذیری در نوجوانان ما هم، روز به روز کاهش یافته و پائین تر آمده است. اینها نشانه های خوبی نیست. این که همه مردم برای خرید هجوم میآورند و احتکار می کنند، بدون اینکه به فکر دیگری باشند، نشانه خوبی نیست، واقعاً قحطی هم بوجود می آورند… ضمن اینکه سازگاری و همبستگی و وحدت اجتماعی را هم از بین می برند آنهم در این هنگامه بحرانی… که علاوه بر نابودی کثیری از مردم، کشورمان ایران را هم به خطر می اندازند.
ما اگر واقعاً کشورمان را دوست داریم باید تنها خودمان را نبینیم بلکه وظایف و مسئولیت های خود را هم بشناسیم و نسبت به دیگران ”احساس مسئولیت“ نمائیم. هر چند کثیری از ما مردم، بناحق، هر کدام به نوعی و به شکلی مورد لطمه ها و آزارها قرار گرفته ایم و هیچ کس هم پاسخگو نبوده!. اما بگمان من در این هنگامه سخت، در شرایطی هستیم که همه نیاز به کمک داریم، همه میبایست به هم کمک کنیم و انسجام داشته باشیم. کاری کنیم که کشورمان ایران از این طوفانِ سخت به سلامت بگذرد. مگر نه در غرق شدن این کشتی، خودمان و تمامی سرنشینان آن هم غرق خواهند شد…
بنابراین بیائید تنها خود را نبینیم، کاری کنیم که حالِ ایران بهتر شود نه بدتر…