حدود پنجاه سال قبل، رهبران قدرتمند جهان، که دوران بسیار خوب و پر افتخاری را سپری میکردند، برای اثبات پایبندی خود به “دموکراسی” ، رشد عقلانی و پیشرفت بشریت را مطرح می نمودند و اینکه انسانها دیگر از آگاهی لازم بر خوردارند و میتوانند مشکلات خود را با شیوه ای منطقی حل و فصل نمایند.
قابل توجه است آنها برای اثبات صداقتشان، یکدیگر را به انهدام سلاح های جنگی و خصوصا بمب های هسته ای تشویق و ترغیب می نمودند تا جائی که اگر ادامه می یافت در انهدام تجهیزات بمب های هسته ای حتی از یکدیگر گوی سبقت می گرفتند و آن را نشانه رشد و ارتقاء ملی به دموکراسی می دانستند بخصوص اینکه سخن از صلح و دوستی میراندند و بدینوسیله برای خود ” پرستیز” و برتری قائل می شدند… که ناگاه بطور نامحسوس، از این مسیر رشد “و پیشرفت انسانی، عقب گرد کردند!!… تا امروز که می بینیم گوئی دنیا بهم ریخته شده و دیگر از آن رهبران متفکر و صلح جو خبری نیست!. بلکه عده ای خودشیفته و فرصت طلب که مبتلا به بیماری “سایکوپت” psychopathy(روان پلید) هستند رهبری دنیا را به دست گرفته اند و به سرعت جوامع انسانی را بسوی جنگی نابرابر و کشتاری عظیم سوق میدهند و دنیای بحرانی و دیوانه ای ساخته اند که هر آن در معرض خطر است!. قابل توجه است این عقب گرد و پَست رفتِ رهبران جهانی در راستای تسهیل در اجرای برنامه های “نظم نوین جهانیست”
زیرا علیرغم تمامی حوادث و پدیده ها و اتفاقاتی که هر روز به شکلی در دنیا تکرار میشود خط سیری مشاهده میگردد که همچنان منظم و با برنامه ریزی ، حساب شده، به دور از بازی ها و فراز و نشیبهای سیاسی، محکم و مرموزانه، بسوی هدفی خاص که همان “نظم نوین جهانیست” در حرکت است. برای این که بهتر با این حرکت مرموزانه که بطور محسوس و نامحسوس قابل مشاهده است آشنا شویم بهتر است بندهای اجرائی سند ۲۰۲۱ الی ۲۰۳۰ را که مفاد اصولی آن در ۹ ماده عنوان گردیده، جهت آشنائی و یادآوری مطرح سازیم:
۱- تشکیل حکومت جهانی واحد
۲- پول جهانی غیر نقدی
۳- بانک مرکزی جهانی
۴- ارتش جهانی واحد
۵- پایان حاکمیت های ملی
۶- پایان تمام مالکیت های خصوصی
۷- پایان خانواده واحد
۸- کاهش جمعیت دنیا
۹- کنترل رشد و تراکم جمعیت
در خاتمه لازم میدانم طرح ” نظم نوین جهانی” که توسط صهیونیست ها مطرح گردید ظرفیت دنیا را دو میلیارد نفر میداند و معتقد است که مابقی مازاد هستند و باید به شکلی از دنیا بروند!!. در همین رابطه، شرکت های بزرگی چون ” شرکت مونستانتو” اولین شرکتی بود که با پیروی از این طرح، اقدام به تولید سلاح هائی نمود که بدون سر و صدا برای نابودی انسانها ساخته شده است بطوری که نمی توان هیچ انگشت اتهامی را بسوی کشور یا سازمانی که این ترورها و کشتارها را انجام میدهند، گرفت. اینان چون ” کیسنجر” و یا “بیل گیتس” ضمن تاکید و تائید نابودی دو سوم جمعیت دنیا، بر این اعتقادند که هر چه زودتر میبایست از شر اکثریت خلاص شوند تا بتوانند به “جمعیت طلائی” برسند.
بنابراین بنظر میرسد تا سال ۲۰۳۰ بشریت شاهد بزرگترین نسل کشی در تاریخ جوامع انسانی باشد.