توجه داشته باشید تنها کسانی که سواد خواندن و نوشتن نمیدانند ” بی سواد” نیستند بلکه آنانی که سال ها عمرشان را به تحصیل گذرانیده و مسلط به زبانی دیگر و با کامپیوتر هم آشنا شده اند میتوانند” بی سواد” باشند هر چند که ذهن و مغزشان را پر از تئوری ها و محفوظات کرده باشند!. اما می بینیم هنوز برای حل چالش های زندگی روزمره گی و بی معنایشان مانده اند!!. و این معلومات و محفوظات هیچ کجای زندگی به دردشان نخورده است!…
شایان ذکر است “سواد”برای بشریت یک امر ضروریست و مهمترین حقوق مادام العمر هر انسانیست. زیرا با شناخت از “انسان” و “هستی” و ” نقش انسان در هستی” تغییر معناداری در انسان و تحول عظیمی در زندگی او ایجاد می گردد تا بتواند مسیر عمر را به روشنی و درستی و در امنیت و آرامش سپری کند. بنابراین ایجاد تغییرات رشدیافته در رفتار، مهمترین مولفه “باسواد” بودن است.
” باسواد” کسی است که ” مهارت های درست فکر کردن” را آموخته و از ذهنی باز و آزاد برخوردار است و تلاشی بی وقفه در راستای هر لحظه بهتر شدن و رشدیافته تر گردیدن دارد تا به ” ذهن آگاهی” رسیده و همواره هوشیار و بیدار است.
شایان ذکر است کسانی که “ذهن آگاه” هستند هیچگاه اغفال نمی گردند، به بازی گرفته نمی شوند و مورد استحمار و استثمار و استعمار قرار نمی گیرند.