لازمه دینداری و بشر دوستی آن است که انـسان علاقه مند به سعادت و صلاحِ همگان باشد و برای رشد و هدایتِ همه انسان ها، دل بسوزاند.
مایلم یک امر مهمی را بدون هیچ مقدمه ای برای شما دوستان گرامی و خوانندگانِ عزیز یادآوری نمایم، همانطور که استحضار دارید: سال هاست که در کشور ما، بر اساسِ یک ”امر مسلم“ عمل میشود و آن اینکه: هر کس که ”خودی“ است نه تنها سالم است و راستگوست که هر آنچه می گوید و هر آنچه هم که عمل می کند درست است و مورد حمایت قرار دارد و نیز تمام آنچه هم که متعلق به اوست از رخسار و پندار و کردار و دیدار و زیرپوش و شلوار و اسلاف و اخلاف و دودمان و نظایر آن… همگی ”خودی“ است و مورد تأئید است بطوریکه از آزادی مطلق و فرا قانونی و نیز از امکانات ویژه در راستای تنعم و تلذذ هرچه بیشتر برخوردار است…
اما در مقابل، کسانی را ”غیر خودی“می گویند که مانند خودی ها فکر نکنند، هر چند که از نظر شخصیت ”مستقل“ باشند و به هیچ حزب و گروهی هم وابسته نباشند و فرصت طلب و تنگ نظر و چاپلوس هم نباشند بلکه حقیقتاً دلسوز مردم و ”صاحب نظر“باشند… باز هم از نگاه خودی ها، ناسالم و مریض اند… بلکه دروغگــو و منــافـق اند بطوریکه هر آنچه می گویند ”نادرست“ است و هر آنچه هم که عمل می کنند خلاف است، زیرا همواره گوئی نیتی شوم دارند!!… جالب است بدانید حتی اگر شخصیتِ ”خیرخواهی“ و ”نیکوکاربودن“ آنها برایشان مسلم هم شده باشد باز هم آنها را مورد کارشکنی و آزار و اذیت قرار می دهند چون غیــرخــودیاند… خلاصه نسبت به آنچه که این شخصیت های غیرخودی می کنند از رفتار و کردار و گفتار و نوشتار و فرزند و عیال و اموال و املاک و شغل و… همه و همه با نگاه دشمنی نگریسته می شود: ”و اشدوا علی الکفار…“ لذا از وظایف خود می دانند تا علاوه بر کارشکنی، مانعِ پیشرفت آنها گردند و امنیت شغلی و روانی را از آنها بگیرند بطوریکه همواره محروم از خیلی امکانات می گردند حتی محروم از احتیاجات اولیه… و جالب است بدانید که حتی فرزندان آنها را هم، محروم از شغل و امکانات می کنند!!…
شایان ذکر است در طول تاریخ، بزرگترین آفتِ انقلاب، که انقلاب ها را از مسیر خود خارج و به انحراف کشانیده، وجود همین فرصت طلبانی است که با تغییر چهره و شعار توانسته اند هم ”انقلابیون اصیل“ و با سابقه را به کناری بزنند و هم با نفوذ در بدنه نظام، دستاوردهای انقلاب و ارزش های آن را کم رنگ سازند تا دو باره، زمینه دخالتِ بیگانگان را بر سرنوشت ملت ها فراهم سازند… این ”خطــر بـزرگــی“ است که نباید دست کم گرفته شود. زیرا اگر منصفانه و با بصیرتی بیشتر بنگریم، خواهیم دید چه بسا خودی هائی که از روی جهالت یا حماقت و یا مستیِ قدرت و ثروت… بیشتر آب به آسیاب دشمن ریخته اند تا غیرخودی های بیگانه پرست!!.
بنابراین، آیا بهتر نیست با نفی سیاست های”همه با من“ به همان هدف اصلی انقلاب که”همه با هم“بود، بازگردیم!
بنظر شما آیا این تبعیض های ناروا ”پیـــامـــدهــای ناگــواری“را به دنبال ندارد؟!…