جرأتمند باشید و اظهار وجود کنید…

در طول تاریخ، همانطور که ”ترس“و ناامیدی، عاملِ همه ی شکست ها، عقب ماندگی ها و بیچارگی های بشریت بوده، ”جرأتمندی“ و شجاعت، عاملِ همه ی رشدها، موفقیت ها و پیروزی ها بوده است.


هرانسانی که از یک نظام اعتقادی و ارزشی بهره مند باشد، بدون تردید از ”اعتماد بنفسِ“ بالائی هم برخوردار است، بطوریکه براحتی ابراز وجود می کند و از ”حقوق“ خود دفاع می نماید و به کسی هم اجازه ی بهره جویی از آن را نمی دهد.   این از ویژگی های انسانِ باشخصیت است که با کسب علم و ارتقاء آگاهی، به ”اعتمادبنفس“ دست یافته و با شهامت و جرأت ورزی، به”توانمندی“ رسیده و استعدادهائی را شکوفا و مکان هایی را که حتی در ذهن و قلبِ خود کشف نکرده، پیدا می کند و بدینوسیله احساس غرور و سربلندي می نماید.
”جرأتمندی“ يعني دفاع از حقوق خود و بيان افکار و احساسات خويش که به شيوه مستقيم، صادقانه و مناسب انجام شود. لذا می بینیم افراد جرأت‌ورز براي خود و ديگران احترام قائل هستند و راه ارتباط با ديگران را براي هميشه گشوده باقي مي‌گذارند …
در اینجا یاد آوری این موضوع لازم و ضروری بنظر میرسد‍ که ”جرأتمندی“ در تمامی مراحلِ رشدِ انسان، نقش بسیار مؤثر، مفید و سازنده ای دارد حتی برای کودکان، زمینه ای قوی در مجموعه ی قابلیت های او دارد که فردای موفق او را می سازد. برای جوانان، جرأتمندی میتواند موجبِ خلاقیت ها، کشف ها و مبنای عمیق و جدیدی برای خیلی از رشدها و اقداماتِ دیگر او قرار گیرد.  همچنین برای مدیران، خصوصٱ مدیرانی که مشکلات را می فهمند اما جرأتِ لازم، برای اعمالِ تغییراتِ ضروری را ندارند، می تواند رازِ موفقیت آنان در ایجادِ تغییراتِ بزرگ گردد.  و نیز برای مشاغلِ آزاد هم، جرأت داشتن، منافع و سودهای بسیاری به دنبال دارد بطوریکه میگویند: سود آن طرفِ ترس است. و خلاصه برای فرهیختگان هم، جرأتمندی می تواند موجب ایده پردازی و نو آوری هایِ بسیار گردد… و بالاخره باید گفت: با شجاعت و جرأتمندی است که میتوان اعتماد بنفس و عزّت نفس انسان را تقويّت نمود و او را از ذلت و اسارت نجات داد و به منزلت و جایگاه والای انسانی خود رسانید بطوریکه به هر چه می خواهد، دست یابد…
در این باره ”اوشو“ جمله زیبایی دارد، او میگوید: ”زندگی“ کارِ آدمهای با شهامت است، اولین اصلی که در زندگی باید فرا گرفت، جرأت و شجاعت است، با وجود همه ترس ها و دلهره ها، باید آرام به زندگی کردن بپردازید، حالا چرا جرأت برای زندگی کردن لازم است؟ برای اینکه زندگی فی نفسه ”ناامن“ و بی ثبات است، اگر همیشه نگرانِ امنیت و آسایش خاطر باشی در حقیقت خود را در زندانی که با دستانِ خودت برای خویش ساخته ای، محبوس کرده ای… چنین مکانی شاید امن باشد ولی قطعاً زنده نیست“.
آری، مُردن که فقط با مرگ، اتفاق نمی افتد، اگر خوب به همین زندگیِ تلاوت تکرار و روزمرگی بنگری و یا انسان های سرخورده و ناامید را ببینی که چگونه در بن بست ِزندگی نشسته اند، خواهی دید که این زیستن از مردن هم بدتر است!…
بنابراین، اگر جرأت و شهامت نداشته باشیم، نمیتوانیم به”رشد“ها رسیده و شاهد پیشرفت ها و موفقیت ها باشیم… و اگر نتوانیم رشد کنیم، نمی توانیم در زندگی سر بلند بوده و ”بهترین“ها باشیم… پس تنها کسانی و یا جوامعی میتوانند رشد و پیشرفت کنند و وضع خود را بهبود بخشند که ”جرأتمند و شجاع“ باشند. زیرا علم و خرد هم که رفتار ”جرأتمندانه“ را توصیه می کند همواره به این امر اشاره دارد که جرأتمندی موجب تقویت شخصیت آدمی و توانمندی او می گردد، بطوریکه وجودی مفید، مؤثر و سازنده ای داشته باشد.
و اما از طرف دیگر، میتوان گفت که همه ی عقب ماندگی ها و شکست های بشریت و بیچارگی ها و حقارت ها و تن به ذلت دادن های او در طول تاریخ، بخاطر”ترس“ بوده است، ترس ِ از دست دادن ِ امکانات، وابستگی ها و یا موقعیت ها… لذا می بینیم انسان های ضعیف و حقیر و بی شخصیت، با تظاهر و ریاکاری، حتی برخلاف باورها و احساسات و عقایدشان، سخن رانده و عمل می کنند. اینان فرومایگانی هستند که فرصت طلبی را ”ارزش“ دانسته و به هر رنگی در می آیند…  لذا مرتکب خیانت بزرگی به بشریت شده  و در نهایت به ضرر خودشان و ارزش های انسانی و جوامع بشری اقدام کرده و می کنند…
بهرحال، برای اینکه بتوانیم احساس ِجرأتمندی را که دفاع از خود است تقویت نماییم، آنهم به شیوه ای كه به حقوق دیگری تجاوز نشود، ابتدا باید باورهای غیر واقعی و خودشکنانه را که مانع جرأتمندی است و توسط اهریمنان در فرهنگ ما وارد گردیده و همواره روحیه سرخوردگی و یأس و ناامیدی را شدت بخشیده، کنار گذاریم و آگاهانه و امیدوارانه با اتکا به خود، رفتار جرأت آمیز را، در مرحله ی ذهن بارها تمرین نمائیم و بدانیم که بدون تردید می توانیم آنرا به مرحله ی عمل برسانیم.
پس جرأتمندی را از کارهای کوچک شروع کنید و کم کم گسترش دهید….
و بدانید مردم هم،  افراد جرأتمند را،  انسان هائی صريح و صادق می‌دانند و معتقدند چنين افرادي اهل چاپلوسي و تملّق و نفاق نيستند.