به دادِ جوانان برسید؟

در جوامعی كه به نیازهای اساسی انسان‌ توجهی نمی شود، سخن از ”اخلاق“ و ”پیشرفت“ فریبی بیش نیست.

امروزه در ایران شاهد جوانان بسیاری هستیم که با وجود داشتن تحصیلات عالیه و سپری کردنِ خدمت سربازی، هیچ شغل و کاری ندارند، بیکارند و هیچ امیدی هم به آینده زندگیشان ندارند  بلکه سخت نگران آینده ی مبهم و نامعلومشان هستند. از طرف دیگر محیطِ اجتماع هم فاسد و مساعدِ بزهکاری و اعتیاد گردیده به طوری که شوق و ذوق و آرزوی جوانان را به تباهی کشیده!…  و همواره با این بحران ها و توّرم های روزافزون، عذاب کمبودها و رنج تنهائی و زجر مجردی یشان را،  هم چنان پشت غرور جوانی خود مخفی کرده اند و در حسرت ازدواج و تشکیل خانواده میباشند و همه این ها در حالیست که هیچ درآمدی هم ندارند بلکه به روشنی شاهدِ  مسافرت های خارجی و چگونه زیستن ”آقا زاده ها“ هم هستند!.
حال با این بی توجهی ها، تبعیض ها و نارسائی ها… چگونه ممکن است جوامع انسانی در راستای ”رشد“ و ”پیشرفت“ قرار گیرد و بسوی اخلاقی شدن و تعالی انسان حرکت کند؟!!…
آنچه که به تجربه ثابت گردیده،  اینست که به سرعت و بصورت روز افزون بسوی ”انحطاط اخلاقی“ و  ”تباهی“ پیش میروند!. چنان که می بینیم.
قابل توجه است ”رذایل اخلاقی“ درجوامع بشری، تنها منشاء فردی ندارد بلکه بیشتر از ”سوءِ مدیریت“ است  از سیاست های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است که در شکوفایی و یا انحطاط یک کشور نقش اصلی را دارد.
بنابراین در چنین جوامعی،  اگر خطائی از  جوانی سر بزند ”عقل“ و ”خرد“ حکم می کند که نباید تنها جوانان را گنهکار دانست و مورد محاکمه قرار داد!. بلکه در حقیقت بیشتر این دولتمردان هستند که خطاکارند، جوانان ما که تلاش لازم و تحصیلات عالیه و کوشش خود را نموده اند و  بسیار تحمل ها هم کرده اند…  مسئولین امر را باید محاکمه کرد که بجای ایجاد ”محیط مساعد“ برای رشدِ جوانان، با بی اعتنائی و بی توجهی،  آنها را به خود رها کرده اند! و به دنبال جمع آوری ثروت و بفکر کشورگشائی هستند.  لذا می بینیم بطور روزافزون در جامعه ما  فساد، اعتیاد، دزدی، دوروئی، چاپلوسی، بزهکاری و کلاهبرداری و… بیشتر و بیشتر می شود.
به تجربه ثابت گردیده در جوامعی كه به نیازهای اساسی انسان‌ها توجهی نمی شود و در جهت تأمین آنها اقدامی بعمل نمی آید، افراد آن جامعه نمیتوانند بر پایۀ موازین اخلاقی، زندگی داشته و رشد نمایند.  اخلاقی زیستن نیاز به ”آرامش ذهنی“ و ”ثبات اقتصادی“ دارد نه به نصایح اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی…
در همه جای دنیا جوانی که شغل دارد و ازدواج کرده است با ”خوش بینی“ به آینده می نگرد و همین ”آرامش“ به او زندگی اخلاقیِ بهتری هدیه می کند.
امروزه، در کشور هلند، سوئیس، سوئد، دانمارک و چندین کشور دیگر دنیا،  زندان ها تعطیل شده است اما در کشور ما که نصایح دینی و تبلیغات مذهبی و اخلاقی فراوان است دیگر خود بهتر میدانید که نتیجه اش چه شده !!…
آیا بهتر نیست بجای صرف هزینه های آنچنانی جهت تبلیغات دینی که عملاً نتیجه عکس داشته…  این بودجه های هنگفت صرف ”نجاتِ جوانان“ یعنی ”اشتغال“ و ”ازدواج“ جوانان بشود؟   تا هم ”اخلاق“ شکوفا و هم جامعه به سوی ”رشد“ حرکت کند.
آیا این از واجبات انسانی و اسلامی نیست؟!…   آیا واقعاً کسی هست که به دادِ جوانان برسد؟!!..