بالاخره شروع جنگ های فرقه ای در خـاورمیـانه از ”عراق“ کلیـد خورد.
یک مدیر خوب و موفق، قبل از هر چیـز باید پایبنـد اصول ”اخـلاقی“ و ”انسـانی“ باشد و مخصوصاً از نظر روانشناسی ”سلامت روانی“ او مورد تأئید قرار گرفته باشد.
براستی هر نوع آگاهی و علمی که نمی تواند از بشر ”انسان“ بسازد! مگر علومی که در باره ”خودِ انسان“ باشد.
در تغییرات زمان و تحولات روزگار ”با توجه به اساس و هدف دین“ می توان حکمی را تغییر و یا اصلاح و تکمیل نمود.
ای کسانی که ایمان آورده اید آیا می دانید اساسِ دین و پایه ایمان ”انسانیت داشتن“ و ”خوش اخلاقی“است و کسی که چنین نباشد گمراه است.
همه میدانیم انسان قابل احترام و ارزش است و می بایست از حقوقِ انسانیِ خود برخوردار گردد، اما شاید کمتر بدانیم ”هر کس در هر مسئولیتی، اگر نسبت به حقوق تضییع شده انسانی، احساس مسئولیت نکند و در جهت یاری او اقدامی ننماید مسلمان نیست.“(۱)
آیا انسان هائی که از آگاهی، توانمندی، درستی و بضاعت لازم برخوردارند بیشتر مورد توجه و از وجودشان استفاده می شود یا کسانی که فرومایه، فرصت طلب، دروغگو و سیاس اند؟!
چه بخواهیم و چه نخواهیم ”دهکده جهانی“ واقعیت پیدا خواهد کرد و ”وحدت عالم انسانی“ بوقوع خواهد پیوست.