مردان و زنان سالم، در فقدان عشق ترجیح می دهند مطلقاً رابطه جنسی نداشته باشند تا زمانی که رابطه جنسی شکل ”انسانی“ بگیرد یعنی عشق میان آنها بوجود آید بطوریکه خود را مکمل هم بدانند.
قابل توجه است بین ”رابطه جنسی“ با ”عمل جنسی“ تفاوت بسیاری است. اگر کسی تنها به ارضای مطلقاً فیزیکی متمرکز باشد از نظر روانشناسی، بیمار محسوب می گردد. عشق به معنای شور و اشتیاقی برای کامل شدن است میل به ارگاسم و اوج لذت جنسی مربوط به همین شکل انسانی است که افراد سالم بدان اشاره می کنند یعنی روابط جنسی با ارضاء سایر نیازهای عاطفی و روانی به عنوان محرکی قوی در راستای رشد و سلامت روان عمل می کند.
اما متأسفانه کسانی که فاقد درک لازم و فهم بهداشت روانی در روابطه جنسی هستند باید گفت حتی توانائی درک عشق و رابطه عاشقانه سالم را هم از دست داده اند تا جائیکه بقول ” اریک فروم“خود را مانند ”بسته های شخصیت“ مبادله می کنند و به معامله می نشینند. لذا می بینیم ممکن است حتی تا آخر عمر کنار هم باشند اما با یکدیگر بیگانه اند و هرگز به یک ”رابطه اصیل“ نمیرسند در نتیجه امکان رشد و لذتِ حلاوتِ با هم بودن را هم درک نمی کنند چون نمی توانند عشق بورزند و نگرش”انسان گرایانه“ ندارند… پس بدیهی است که وقتی روابط دو نفر بر پایه مسائل جنسی استوار باشد به یکدیگر به عنوان یک ابزار نگاه کنند بطوریکه کلیت همدیگر را بعنوان یک انسان زیر پا بگذارند.
چنین عشقی نه تنها نمیتواند عامل جوانه زدن رابطه ی جنسی سالم باشد که میل بنیادین آدمی را هم حتی برای شکوفائی و رشد و اعتلای روانی تحت تأثیر قرار میدهد، لذا می بینیم همچنان احساس ناکامی می کنند.
این در حالی است که عشق یک ”پدیده انسانی“ است و مسائل جنسی در نتیجه ی یک فرایندِ تکاملی، به یک پدیده انسانی تبدیل می شود به این معنا که عشق محصول بلوغ پیش رونده است و صرفاً در یک رابطه آلتی خلاصه نمی شود و نیز الزاماً با هدف تولید مثل تعریف نمی گردد.
بنابراین”رابطه جنسی“ به مراتب فراتر از”عمل جنسی“ است. به قول ”آبراهام مزلو“: افرادی که نمیتوانند عشق بورزند حتی نمیتوانند همانند کسانی که می توانند عشق بورزند از روابط جنسی خود لذت ببرند.
و اما ازعناصر مهمی که در روابط جنسی میتوان به آن اشاره کرد ”احترام“، ”صمیمیت“ و ”امنیت روانی“ است و اینکه از کنار هم بودن احساس ”خوش آیندی“داشته باشند. و به موضوع آمیزش جنسی، بعنوان یک شریک جنسی بنگرند که انحصاری و یگانه است که در اوج انسانیت به او عشق میورزند وبا او همبستر میشوند…
قابل توجه است در یک رابطه جنسی سالم، زمینه برای ”رشد“ و ”سلامت روانی“ شکل می گیرد و انگیزش و توان لازم برای دست و پنجه نرم کردن با عوامل بازدارنده به وجود می آید تا فرد با تجربه رضامندی از رابطه عاشقانه و درک ارگاسم، خود شکوفائی و یکپارچگی روانی را تجربه نماید.