”آشتی ملی“ هنگامی قابل اجراست که در عمل نشان داده شود..
با توجه به طرح پروژه ”آشتی ملی“ آنهم از جانب بزرگان ِاصلاح طلب و ملی، لازم میدانم اشاره ای هر چند کوتاه به آن بنمایم: همانطور که میدانید آشتی در مقابل قهر است، ”قهر“ بیان یک ناراحتی است که بدینوسیله می خواهد به دیگران بگوید که من از طرف مقابلم مورد ظلم و تعدی قرار گرفته ام و چون نمیتوانم از خودم دفاع کنم و یا به روش مناسب تری مطلب خود را بگویم اینچنین از خود دفاع می کنم و با این قهر خواستار آنم که رفتارِ زیانبار و غیر منطقی ِ طرف مقابلم تغییر کند…
بنابراین آشتی ملی نیاز به فراهم نمودن زمینه ها و پیش نیازهائی دارد که باید بدان آشنا بود. مثلاً تا وقتیکه به این باور نرسیم که ”ایران متعلق به همه ایرانیان“است مقدمات اولیه آشتی ملی فراهم نمی گردد. و یا اگر فضا امن، دوستانه و با آزادی و احساس ِامنیت نباشد گفت و شنودی انجام نمی پذیرد که از آشتی ملی سخن گفته شود. هنگامی که مسئولین در توهّم بسر برند و همچنان از بالا به پائین بنگرند وندانند که برای نجات کشور از این بحران های داخلی و خارجی و مشکلات ِروزافزون… نیاز مبرم به توانائی ها و قابلیت های فکری و عملی و علمی و تخصصی و مدیریتی انسان های اصیل و کارشناسان ارشد دارند که می توانند سربلندی و آبادانی کشور را در بر داشته باشند اما به دلیل غیر خودی بودن، مورد بی توجهی و نامهربانی ها قرار گرفته اند، سخن گفتن از آشتی ملی گزافه گوئی بیش نیست.
آری، هنگامی که همه افراد و گروهها بتوانند آزادانه از اعتقاد ِخود سخن بگویند و بهترین ِآن را بر مبنای” فَبَشِّر عِبادِ الَّذِینَ یَستَمِعُونَ القَولَ فَیَتَّبِعُونَ اَحسَنَه“ یعنی (پس مژده بده به بندگان من، کسانی که سخنها را میشنوند و سپس نیکوترین آن را انتخاب میکنند) آزادانه انتخاب و به اجماع بگذارند، آشتی ملی فراهم نخواهد شد.
و خلاصه پروژه ”آشتی ملی“ هنگامی قابل اجراست که در عمل نشان داده شود یعنی مسئولین ”پاسخگوی“ مردم باشند خصوصاً ”فرهیختگان“، و لااقل جبران خسارت ها و لطمات ِغیر قابل جبرانی که توسط نیروهای خودسر و نیروهائی که خود را فوق ِقانون و قضا می دانند، بنمایند. ضمن اینکه این بزرگترین تکلیف شرعی و اخلاقی ِهر انسان و لازمه مسلمانی است… در غیر اینصورت” آشتی ملی“ فریبی بیش نیست و ره به جائی نخواهد برد…