اگر امروز امام حسین بیآید چه می کند؟!.

با انقلابِ فرهنگی و اخلاقی، هم مردم را نسبت به اوهام و خرافاتی که باورشان شده ”آگاه“ می نماید و هم آنها را با ”حقیقت دین“ آشنا می سازد.

 

        نخست از اینهمه دروغ و تحریف ها و نقل قولهای کاذبی که به نام او و خانواده او می گویند متحیر و متعجب می گردد!! و سپس از این مراسم عزاداری و از این مداحی ها و روضه خوانی های دروغ… احساس بیزاری و تبری می جوید. آنگاه چگونگی آمدن تزویر با لباس ”دین و تقوا“ را،  برای مردم توضیح می دهد و برای اصلاحِ عقیده و باورهای آنان، حقیقتِ داستان عاشورا را، که تفاوت از زمین تا آسمان است همراه با دلائل عدمِ بیعت خود با حکومتی که یزید زیر پوشش ”حکومت دینی“ بر بندگان خدا روا میدارد، عنوان می کند بخصوص اینکه او را که حقیقتِ آزادی و اسلام است بعنوان ”مرتد“ که از دینِ خدا خارج شده، معرفی می نماید. و بالاخره از عظمت و حرمتِ ”حق الناس“ می گوید که چگونه پایمال می شود و به غارت میرود..
او با اشاره به اینکه زور و خشونت تحت هر عنوانی، ولو تحت عنوان ”بردن مردم به بهشت“، ظلمی است آشکارا و کاری است بسیار ناشایست، که تجاوز به ”حقوقِ انسان“ محسوب میگردد، می گوید: اصلاح را از ”اندیشه“ و رفتار فردی و اجتماعی مردم و از طریق آنچه امروز تعامل و گفت‌وگوی انتقادی، عقلانی و مستدل و روشنگرانه در عرصه‌های عمومی و در بستر تعامل‌های زیست فکری و فرهنگی می‌نامید، آغاز کنید. و هم‌زمان با ترغیب مردم به همبستگی و یاری متقابل میان خود، آنان را در غلبه بر مشکلات مادی و روانی و اجتماعی و نیز کاستن از رنج‌ها و ایجاد امنیتِ جسمی و روحی یاری نمائید. زیرا تنها با این راهبرد است که مردم می‌توانند از سلامت ِ روح، اندیشه و عواطف خویش از آسیبِ شعله‌های آتش فتنه‌ای که گروه‌های قشری مذهبی و باندهای فاسد و دزد و غارتگر و قدرت‌های سلطه جو و مداخله‌گر برافروخته‌اند، محافظت کرده و با احراز استقلال از هر اقتدار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بیرون ازخویش، میان خود روابطی مبتنی بر آزادی، برابری و عقل و اخلاق و معنویت و عدالت و مدارا، برقرار کنند.
بنابراین به پیروان خود توصیه می نمود که تنها به شعور الهی درون خود استناد و اعتماد کنند و از خرد جمعی و رهنمودهای رهائی‌بخش و اخلاقی پروردگار خویش راه بجویند.
تاسوعای سال ۹۵