خود شناسی را از کجا آغاز کنیم؟

هیچ علمی در میان علوم برتر و ضروری تر از خودشناسی نیست.

 

 

در باره ”خودشناسی“ عرفا دیدگاهِ خوبی را پیشنهاد میدهند که باید بگویم مورد تأئید روانشناسی هم هست که در اینجا بصورت فهرست وار آن را عنوان می نمایم:
۱)- نخست سعی کنید رفتار و اعمال تان را از بالا نگاه کنید و از بالا به خودتان بنگرید که چه می کنید… این مهم است که برای خودشناسی انسان بتواند اعمال خودش را از بالا بنگرد.
۲)- ابعاد و اجزاء وجودی تان را از هم باز و تجزیه نمائید و به چگونگی هر یك از این ابعاد و و روابط و تعاملات آنها بپردازید. در این مرحله لازم است، با خودتان حرف بزنید و مدام از خودتان بپرسید چرا این کار را کردم؟ چرا از سخن او رنجیدیم؟ چرا از این مجلس خوشم آمد اما از آن مجلس خوشم نیامد؟ و… این با خود سخن گفتن بدین صورت که دائم از چراهای اعمال خود، پرسش‌گرایانه سؤال ‌کنید( نه توبیخ گرایانه) مثلاً چرا این فحشی که او به تو داد و آن دیگری هم به تو گفت، اما تو از این عصبانی شدی از آن نشدی؟… و خلاصه تأمل در این پرسش ها و پاسخ به آنها، باعث می گردد كه با ساختار و روابط درون ساختاری وجود خود آشنا شویم و تا حدودی با مكانیزم تاثیر و تاثر آنها نیز آشنا گردیم، در نتیجه خود را بهتر بشناسیم.
۳)- در این مرحله می بایست انسان را به صورت یك كل و هویت جمعی مورد ارزیابی قرار دهیم. ”منزلت“ و ”جایگاه“ والای انسان را در هستی و موقعیتِ ممتاز او در آفرینش را مورد پژوهش قرار دهیم و اینکه انسان از استعداد بی نهایت و كشش بی نظیری برای ”شدن“ تا مرز بی نهایت… برخوردار است.
البته این سه مرحله، برای خودشناسی کافی نیست اما میتوان گفت سه رکن اساسی برای خودشناسی محسوب می گردد.
ضمناً، سعی کنید هنگامی که متوجه اشتباه و خطای خود شدید قاطعانه نسبت به اصلاح یا تغییر خود اقدام کنید.