رابطه روشنفکر و دین

  ”روشنفکرانِ جامعه“، اگر حساب ”دین“ را از ”دینداران “جدا بدانند بهتر می توانیم ”حقیقت دین“ را در یابند  و در نتیجه ”روشنفکر دینی“ را هم درک کنند.

 

همانطور که استحضار دارید ”روشنفکر“ ویژگی هائی دارد مانند اینکه محقق است نه مقلد، ملتزم به عقلانیت است، اهل شک است، وجدان پرسشگر دارد، همواره در طلب حقیقت است، نسبت به مسائل اجتماعی حساس است، به ناهنجاری های جامعه معترض است و…
حال در نظر بیآورید کسی که تمام این ویژگیها را دارد و در اثر مطالعه و تحقیق و تعقل به ”حقیقت دین“ رسیده (توجه داشته باشید ”حقیقت دین“ با آنچه که ما از باورهای دینی مردم میدانیم بسیار متفاوت است) حال آیا باید به چنین فردی گفت شما تا لحظه رسیدن به این نتیجه ”روشنفکر“ بوده اید و اهل تعقل و مدرن… اما از این لحظه به بعد، دیگر روشنفکر نیستید و اهل تعقل هم نمی توانید باشید؟!.. چون به دین رسیده اید؟!.   آیا این برخورد صحیح است؟!..  آیا این برخورد عقلانی است؟!.   بنظر می رسد احتمالاً ما یک روحانی یا متکلم را با ”روشنفکر دینی“ اشتباه گرفته ایم ضمن اینکه همین آقایان  هم اصلاً ”روشنفکران دینی“ را دیندار نمی دانند!. آیا درست تر آن نیست که ما بعنوان روشنفکران جامعه، حساب ”دین“ را از ”دینداران “جدا بدانیم تا بتوانیم حقیقت دین را در یابیم و روشنفکر دینی را هم درک کنیم؟.
روشنفکر دینی به کسی می گویند که ابتدا نسبت به باورهای دینیِ پیشین خود، دچار تردید شده و آنرا با عقل متعارض دیده، اما چون به عقلانیت ملتزم است بعنوان اولین حجت بر انسان، معیار ”عقل“ را انتخاب نموده است.
روشنفکر دینی کسی است که در قرون وسطی زندگی نمی کند بلکه بحران اندیشه دینی را در دوران معاصر به خوبی درک کرده و به همین سبب نگاه انتقادی به مبانی دارد و به ضرورت تغییر در حکمت احکام قائل است.
روشنفکر دینی کسی است که همواره با خرافات مبارزه مینماید و استبداد دینی را به نقد می کشد و ضمن مبارزه با آن همواره دغدغه ”عدالت“ و ”آزادی“ دارد و تنها راه دین داری را با ”عقلانیت“ میسر می داند.
روشنفکر دینی کسی است که نه می خواهد کسی را مسلمان کند و نه کسی را به بهشت ببرد و نه دین بخصوصی را ثابت نماید، بلکه با توجه به پیروان ادیان می خواهد ”حقیقت دین“ را بیان کند و مردم را از پلورالیزم نجات بخشد و نیز با شکوفائی فکر و ارتقاء انسانی، رشد و همبستگی در جامعه انسانی را بوجود آورد.
روشنفکر دینی کسی است که آموزه های دنیای مدرن را در کتابهای دیگر و متون دینی پیدا می کند و به جامعه نشان می دهد.
روشنفکر دینی که تلاش برای کسبِ  دانش و خرد دارد به ضرورت ”معنویت“ آگاه است و با نگاهی عمیق تر و بصیرت بیشتر به مسائل می نگرد، و ارائه راه حل های واقعی دارد، زیرا او روشن کننده فکر است…
حال به نظر شما با توجه به ”عقلانیت“، چه ناسازگاری میان روشنفکر با دین وجود دارد؟!.
می گویند فرد دیندار باید به یک سری بایدها و نبایدها پایبند باشد، در حالیکه روشنفکر کاملاً رها از همه چیز است!… حال اینکه به نظر چنین نمی آید، هر دو میبایست به یک سری از بایدها و نبایدها پایبند باشند، به عبارت دیگر باید به ”راستگوئی“، ” درستکرداری“ ، ”مهربانی“ و ”نیکوکاری“… پایبند باشند و یک سری نبایدها را هم رعایت کنند مانند ”دروغگوئی“، ” دزدی“ ، ”تجاوز“، ”خیانت“ و… حقیقت دین هم همین را می گوید.
پس بهتر است با اصلاح نگاهمان به ”روشنفکر دینی“ بصورت یک طیف بنگریم  و بر همین نام بایستیم.