”عدالت“ ریشه همه ارزش هاست.

   اساس دین بر ارزش های انسانی، احیاء عدالت و حفظِ حقوقِ مردم استوار است لذا  ”عدالت“ همواره مطلوب بشر بوده و دستیابی بدان همیشه دغدغه اوست .

 

     از مهمترین اهدافِ اجتماعی و انسانی پیامبران، که موجبِ انگیزه بعثت آنان گردیده و باعثِ انزال کتب شده و نیز منظور از تمامی شرایع و معارف الهی ”اجرای عدالت“است  که همواره تلاش های انبیا و پیروان آنان را به دنبال داشته است. چنانکه در قرآن می فرماید:”ما پیامبران خویش را با آیات آشکار فرستادیم و با ایشان کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم برای عدالت قیام نموده و  آن را بپا دارند.“(۱)   و در آیه ای دیگر صریحاً از زبان پیامبر می گوید: ”من برای تحقق عدالت بین شما انسان ها مبعوث شده ام.“(۲)

از این آیه و آیات بسیار دیگر و احادیث فراوانی که مؤید آن است می توان به این نتیجه رسید که ”عدالت“ یگانه ظرفیتی است که زمینه رضایت عموم واقع می گردد.  زیرا با توجه به استحقاق های طبیعی و واقعی انسان، به هر کس که مطابق با آنچه به حسب کارکرد و استعدادش لیاقت دارد، داده می شود. یعنی هم توان و لیاقت انسان را در نظر می گیرد و هم تعادل اجتماع را حفظ و به پیکر اجتماع سلامتی و به روح جامعه آرامش می دهد. لذا می بینیم تمامی احکام و شرایع  دین،  برای این است که بتوان بر پایه عدل ”جامعه انسانی“ بسازند و وحدت عالم انسانی را بنا نمایند.  پس اساس دین بر ارزش های انسانی، احیاء عدالت و حفظِ حقوقِ مردم استوار است و ویژگی مهم یک دیندار،  همان دغدغه ایست که برای ”اجرای عدالت“ دارد زیرا خود را ”مسئول“ می داند که برای ساختن جامعه انسانی، جز عدالت چیزی نشناسد و جز عدالت چیزی نخواهد… زیرا یک زندگی خوب و شایسته، بدون درک و فهم از عدالت امکان پذیر نیست!.

در مقابل عدل”ظلم“ قرار دارد که به مفهوم تجاوز به حقوقِ مردم است، یعنی در جوامعی که مردم به دنبال ”عدالت“ نباشند همیشه درآن  جوامع ظلم و جور برقرار است بعبارت دیگر قدرتی بر آنان حکومت می کند که عملاً به هیچ ”قانون“ و یا ”آئینی“ پایبند نیست، هر کاری که بخواهد می کند بدون این که خود را در مقابل قانون یا شرع”مسئول“ بداند و یا ”پاسخگوی مردم“ بخواند!.  که از نشانه های روشن و علائم چنین جوامعی،  احساس ناامن بودن مردم در زندگی است و این که آینده را تیره و غیر قابل پیش بینی می بینند زیرا هر لحظه ممکن است ثروت، مقام و یا شغل و حتی جانشان را از دست بدهند و… در این جوامع کسی نمی تواند برنامه دراز مدت داشته باشد بلکه همه کارها کوتاه مدت و موقتی است. لذا همه مردم به دنبال یک شبه ره صد ساله رفتن اند!…  و بدتر از آن هنگامی است که انحصار قدرت در دست حکومت قرار گیرد زیرا عملاً شیوه های ضد انسانی و اخلاق شکن خود را به آن جامعه القا و تعلیم می دهند تا دیگران هم، همان ها را جایز شمارند و حاکم کنند، لذا می بینیم ”ارزش ها“، ضد ارزش و ”ضد ارزش ها“، ارزش می شوند…  در چنین جوامعی باید گفت متأسفانه مردم یک داستان یا یک استدلال توجیهی را به مراتب بیشتر از یک استدلال منطقی یا شواهد عینی می پذیرند…      به هر حال، امیرالمؤمنین علی(ع) جمله زیبائی دارد او می فرماید:

”حال و وضع مردم را، هیچ چیزی جز عدل اصلاح نمی کند.“

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱- سوره حدید آیه ۲۵: “لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط”

۲-  سوره شوری آیه ۱۵: “و امرت لاعدل بینکم”