بقول سید جمال الدین اسدآبادی: غرب رفتارش به ”اسلام“ نزدیک تر از ما مسلمانهاست.
ایرانی های خارج از کشور، معمولاً به بهانه ای مثلاً تحتِ عنوان ”شب شعر“ هر چند یکبار، دور هم جمع میشوند و بدینوسیله تا حدودی پاسخگوی نیازهای عاطفی خود بوده و با خواندن چند بیت شعر و شرح آن، سعی می کنند به این گرد هم آیی، حال و هوایی ایرانی بدهند.
در یکی از این شبها، خانم و آقایی میانسال و خوش تیپ، که به ایرانی ها نمی خوردند در این جلسه شرکت کردند، بعد که آن ها را معرفی نمودند متوجه شدم آمریکایی هستند و قبلاً از آنها دعوت بعمل آمده که در این جلسه شرکت نمایند. هنگامی که برای شعر خواندن، نوبت به اینان رسید آقا از جا بر خواست و در حالی که با لهجه ولی به خوبی ایرانی صحبت می کرد این شعر را خواند:
”خـدا جو“ با خدا گو فرق دارد ”حقیقت“ با هیاهو فرق دارد
و بعد با لهجه ای شیرین به زبان ایرانی گفت: تا جایی که من تحقیق کرده ام اسلام دین کاملیست، اما متأسفانه از مسلمونا بیشتر ضربه خورده تا کفار، چون مسلمونا فقط ”ادعا“ دارند ، ادعا… اگه همین یک حکمِ اسلام رو رعایت می کردن، وضعِشون خیلی بهتر بود اونم این که ”دروغ “ نگن … البته میگن ”دروغگو“ دشمن خداست، اما باز هم دروغ میگن… من نمی فهمم چه جوری میشه آگاهانه با ”خـــدا“ دشمنی کرد؟!!…
من که برای خودم ادعای مسلمانی دارم و دیده بودم که مردمِ آنجا به هم دروغ نمی گویند بلکه همه به هم اطمینان داشته و برای حرفِ هم ارزش قایل اند، بی اختیار احساس شرمندگی کرده، و سخت متأثر شدم، بطوریکه ناخودآگاه سرم از خجالت پایین آمد، و در حالیکه در ذهنم ”دروغگو دشمن خدا است“ بود زیر لب با خودم می گفتم، واقعاً که:
حقیقت با هیاهو فرق دارد خــداجو با خداگو فرق دارد
۱۷/بهمن/۸۹
it s really true…