… آری، لازمه خدا شناسی اینست که بدانیم وجود ”خـــدا“ چه نقشی می تواند در زندگی ما داشته باشد!.
تصویری که از ”خـدا“ در ذهن و ناخودآگاهِ ما شکل گرفته، یک رخدادِ مهم روانی است. زیرا خدا در همه ادیان یک ”واژه“ است که بعنوان خالق هستی معرفی گردیده، مهم چگونگی مفهومِ این خالق و شناخت از ویژگی های خداست که می تواند در شخصیت و رفتار انسان تأثیرگذار باشد.
اگر توجه داشته باشید قبل از ظهور هر پیامبری، مردم آن قوم چندین خدا داشته و خدایان می پرستیدند یعنی همواره کسی یا چیزی را شریک خدا می دانستند لذا دچار ”تنگ نظری“ و ”خودبینی“ شده بودند زیرا ”شرک“ نه تنها مانع اوج گیری انسان و کمال او می گردد بلکه انسان را در تعصب و منیّت نگه می دارد و باعث عذاب و محرومیت ها میگردد. اما هنگامی که به دعوت پیامبر ”خـدای واحـد“ را با ویژگی هائی که شایسته ی پرستش است، می پرستند به تدریج علاوه بر مناسباتِ فردی و انسجامِ اجتماعی، می توانند به رشد و تعالی برسند و از ارتباطات بهتر و سالم تری برخوردار گردند، بعبارت دیگر مجموعه ویژگی هایی که از خــدا در ذهن و ناخودآگاه انسان است موجب چگونگی رفتار و ارتباطات او با خود و با دیگران می گردد یعنی انسان ها بر اساس تصویری که از خدایِ خود دارند مناسبات خود را با دیگران و جهان تنظیم می کنند و بدیهی است که هر چه این تصویر ”متعالی“تر و ”منزه“تر باشد ”افکار“ و ”آرزوها“ و ”رفتارهای“ انسان رشدیافته تر، متعالی تر و غنی تر خواهد بود تا جائی که می بینیم ظهور پیامبران موجبِ ”جامعه نوین و تمدنی تازه و بزرگ“ می گردد. بنابراین می توان گفت:
کسانی که خدا را در اوج قله کمال، آمرزنده و مهربان می بینند، شخصیتی ”رشد“ یافته، ”کمال“ طلب و مستعدتر دارند.
کسانی که خدا را مجازات گر، شدیدالعقاب، که بین بندگانِ خود، ”تبعیض“ قائل است، می شناسند از شخصیتی سخت گیر، خشن و ستیزه گر برخوردارند و غیرقابل انعطاف هستند.
کسانی که خدایشان تنها به آنان دل بسته و تنها آنها را به بهشت می برد یعنی اینچنین تصویری محدود و محصور از خدا دارند، اینان شخصیتی رشد نیافته، روحیه ای انحصارگر و بینشی تنگ نظر دارند که نمی توانند تحمل ”دگراندیشان“ را بنمایند.
کسانی که خدایشان گوئی سیمای”مردانه“دارد و برای مردان حقوق و امکاناتِ بیشتری در نظر گرفته است روحیه ”مردسالاری“ و ”طلب کارانه“ دارند…
کسانی که خدایشان را ”اختصاصی“ می دانند و نژاد خود را منحصر می خوانند شخصیتی ”تبعیض گر“، خشن و انحصارگری دارند.
و همینطور… لذاست که می گویند هر گونه تصویری که از ”خــدا“ در ناخودآگاهِ خود دارید یعنی در حقیقت چگونگی نوع مناسبات خود را با دیگران اینچنین تنظیم نموده اید که در روابط فردی، خانوادگی و اجتماعی از اهمیت بسزائی برخوردار است.
بنابراین، تا تصویری که ما انسان ها از خدا در ذهنمان داریم، اصلاح نگردد ”حقیقت خدا“ را در نمییآبیم یعنی به معنی درست کلمه ”اصـلاح“ نمی گردیم و رشـد نمی یابیم. زیرا در نهادِ ناخودآگاهِ انسان موانعی است که مقاومت خواهند کرد. پس امروزه به کالبدشکافی سیمای خدا و اصلاح آن نیازمندیم که بسیار ضروریست، زیرا برای اینکه خود را در یافته و به رشد و تعالی برسیم، باید خــــدا را به خوبی درک نمائیم.