روشنفکران دینی با وجودی که در وضعیت خوبی بسر نمی برند اما هیچگاه ”حقیقت“ را فدای مصلحت نکرده اند.
”روشنفکران دینی“ متشکل از انسان هائی متفکر، فرهیخته و دانشمندی هستند که ضمن اینکه از ”زمان خود“ بخوبی آگاهند، زحمت ها کشیده، مطالعه ها نموده، تحقیق ها و پژوهش ها کرده… تا بالاخره با سختی بسیار توانسته اند ”حقیقت دین“ را از زیر خروارها اوهام و خرافات و بدعت ها بیرون کشیده، آن را تمیز نموده و به دیگران بشناسانند. البته باید گفت که این شناخت و آگاهی به آنها نگرش و ”بصیرتی“ داده که می توانند چیزهائی را که دیگران نمی بینند، ببینند و پدیده هائی را که معمولاً دیگران فاقدِ درکِ آنند، بفهمند و مقصود و منظورهای بسیاری را درک کنند… بدین علت است که احساس ”رسالت“ می کنند. و به تجربه نیز ثابت گردیده که آنان، بیش از هر کس دیگر ”شایستگی“ و صلاحیتِ اصلاح و سازندگی جوامع انسانی را دارند. هر چند در طول تاریخ از نگاه سلطه گران همواره ”مجرم“ و ”گنهکار“ محسوب گردیده و به عذاب های بسیار و تهمت ها، محرومیت ها، در بدری ها، زندان ها، شکنجه ها و حتی قتل… محکوم شده اند اما همچنان همه این مصیبت ها را به جان خریده و بی وقفه، تلاش در جهت ”اغفال زدائی“ و ”بیـــــداری“مردم از ”جهل و خرافه“ و ”درد و رنج“ دارند.
شایان ذکر است روشنفکران دینی که از آگاهی بیشتر و وجدان و شرافتِ انسانیِ بالاتری برخور دارند به راحتی می توانستند به ”مقام “ها و منصب های بالائی برسند و به ”ثروت“ ها و امکانات آنچنانی دست یابند… اما هیچگاه ”خودبین“ یا ”خودخواه“ نبوده که تنها منافع خودشان را ببینند چون از شخصیتی عمیق و نگرشی بالا و والاتری برخور دار هستند و همواره مردم و آینده آنها و سعادت و خوشبختی آنان را بر خودشان ترجیح داده و اولیٰ می دانند، لذا می بینیم هیچگاه ”حقیقت“ را فدای ”مصلحت“ نکرده اند.
این روشنفکران دینی که به حق ”دلسوز“ و ”خیرخواه“ مردم اند با تمام بضاعت و توانی که دارند متأسفانه امروزه در چنان وضعیتِ سخت و ناهنجاری بسر می برند که بیش از هزار سال است چنین وضعی به خود ندیده اند!… تا جائیکه می بینیم این بزرگان و فرهیختگان با همه این مصیبت ها، بدون هیچ چشمداشتی، تحمل همه این عذاب ها را می نمایند برای اینکه من و تو ”آگاه“ شویم. تحمل ”ترک وطن“ و به سختی در غربت بسر بردن و… بخاطر اینکه من و تو بیش از این موردِ ”استثمار“ و ”استحمار“ و ”استعمار“ قرار نگیریم… تحمل ”عدم امنیت“ حتی امنیت جانی داشتن، به خاطر اینکه من و تو بیــــدار شویم و به خود آئیم تا ”منزلت“ و ”جایگاه“ خودمان را بشناسیم و حقوقِ از دست رفته مان را باز یابیم تا بتوانیم در شئونات یک ”انسان“، بدرستی زندگی داشته باشیم.
پس بیائید قدرِ این بزرگان را که بدون هیچ چشم داشتی، زندگیشان را وقف ”بیــداری“ مردم نموده و همواره در جهت ”احیــاء“ و ”اصـلاح“ دین، بی وقفه تلاش می کنند و هیچگاه حقیقت را فدای ”مصالح خود“ نکرده اند، بیشتر بدانیم. زیرا آنان سالهای زیادیست که عملاً ثابت کرده اند با وجودی که می توانند به همه چیز برسند، از همه امکانات و زندگی و حتی جانشان می گذرند تا خلق را ”آگاه“ و ”بیــدار“ نمایند…
آری، این همان رسالتی است که ”انبیاء“ و ”اولیاء“ و ”بزرگان“ داشته اند. خداوند متعال پاداش خیـــــر به همـه آنان عنــایت فـــــرماید.