مسئولین و پاسخگوئی به مردم

هر قدرت یا نهادی که خود را پاسخگوی مردم نداند بدون تردید به فساد کشیده خواهد شد، لذا  هیچ مسئول یا نهادی حق ندارد خود را مصون از پاسخگوئی به مردم بداند.

         بارها و بارها این جمله را شنیده ایم که می گویند: ” هر مسئولی در هر پست و مقامی که باشد باید پاسخگوی مردم باشد زیرا هر قدرت یا نهادی که خود را پاسخگوی مردم نداند بدون تردید به فساد کشیده خواهد شد.“ با این اعتقاد که از تجارب بسیار تاریخی بدست آمده، متوجه می شویم که ”پاسخگوئی به مردم“از اهمیت بسزائی برخوردار است زیرا اثرات بسیار مفید و مؤثری دارد. لذا در دنیای امروز به روشنی مشاهده می کنیم که اولین شرط یک دولتِ ”شایسته و کارآمد“ پاسخگوئی به مردم است. از نظر اسلام هم این امر بارها توصیه و بسیار مورد تأکید قرار گرفته تا جائی که لازمه ”عدالت“ و حتی لازمه ی مسئولیت پذیری ”پاسخگوئی به مردم“ معرفی گردیده است.
قابل توجه است اینکه مسئولین باید پاسخگوی مردم باشند در همه ادیان الهی و علوم سیاسی و مسائل فلسفی و علوم انسانی و اخلاقی… آمده و از جوانب مختلف مورد توصیه و سفارش قرار گرفته است. زیرا نقش بسزائی در پیشگیری از ”فساد“ دارد و موجب رشد و همبستگی یک ملت را فراهم می آورد و نیز باعثِ اصلاح و پیشرفت یک کشور می گردد…
و خلاف آن، عدم پاسخگوئی به مردم است یعنی بی اعتنائی و بی توجهی به مردم… که موجب عوارض زیانبار و خطیری می گردد که غیر قابل جبران است… لذا در همه کشورهای پیشرفته دنیا می بینیم برای ”پاسخگوئی به مردم“ اهمیت فوق العاده ای قائل اند و معتقدند که هر ”مسئولی“ نسبت به مسئولیتش حتماً باید پاسخگو باشد، تا جائی که می گویند اگر مسئولی نتواند پاسخگوی مردمِ خود باشد باید از مقام خود ”استعفا“ دهد بعبارت دیگر یعنی صلاحیت و شایستگی لازم را برای این مقام و مسئولیت ندارد!.
و اما اگر بخواهیم به نقش این امر در کشورهای غیر پیشرفته بپردازیم، متأسفانه باید گفت هر کس که بر صندلی ریاست تکیه می زند و مسئولیتی به او داده می شود، هر کاری که دلش می خواهد انجام می دهد بدون اینکه بفهمد تصمیمات او چه اثراتِ نامطلابی بر زندگی و سرنوشت مردم دارد و به هیچ کس هم پاسخگو نیست… و بدتر از آن، اینکه هیچ قدرت یا نیرویِ نظارتی ای هم عملاً در کار نیست که از آن ”مسئول“ بازخواست نماید؟!!.
براستی آیا کسانی که با زدو بند یا از هر راهِ دیگری ”مسئول“ شده اند در حالیکه فاقدِ شایستگی و بضاعتِ لازم و فاقد توانمندی و درکِ همدلانه با مردم هستند، می توانند مشکلات مردم را حل و نیازهای آنان را پاسخگو باشند؟!! یا با توجیه ناتوانی خود و بهانه های واهی… از حقیقت فرار و همواره مردم را فریب می دهند و خود را با یک سری مسائل حاشیه ای مشغول و یا با دستورالعملها و بخشنامه ها محصور می نمایند بطوریکه حتی فرصتی هم برای ایجاد ارتباط با مردم نداشته باشند!. متأسفانه باید گفت: این فرومایگان حتی از عواقب کار خودشان هم آگاهی ندارند و نمی دانند با چسبیدن به این منصب ها، چگونه موجب ”نارضایتی“ و ”ایجاد بدبینی“ و ”عدم اعتماد“ مردم می گردند و لطمات غیر قابل جبرانی به کشور و ملت و باورهای مردم می زنند.
شایان ذکر است بسیاری از این فرصت طلبان که فاقد بضاعت و توانائی اند، باورهائی دارند که بسیار مشکل زاست، مانند عدم صداقت و شفاف بودن، عدم روحیه معذرت خواهی داشتن، و تمایل به اینکه همواره خود را در ابهام نگه داشتن و… و از همه مهمتر عدم توجه و ارزش به انسانها و حقوق انسانی داشتن… جالب توجه است اینان بجای گشودن گره از زندگی مردم و احیاء حقوق آنها، خصوصاً یاری نمودن مظلوم که از وظایف اصلی و اساسی هر مسئولی است که می بایست بدون هیچ تبعیضی بطور یکسان به امور مادی و معنوی مردم توجه و انصاف و عدالت را اعمال کنند، همواره ناتوان از پاسخگوئی به مردم و رفع نیازها و مشکلات آنان هستند بطوری که گاهی خیال می کنند حتی ضعفِ خود را می توانند با تهدید یا ایجاد بحران بپوشانند!!. واقعاً چه زیبا امام علی (ع) فرموده:”اصل ایمان و اساس دین، ”عدالت با خلق“ است که شامل احسان و نیکی به مردم می شود.“ و نیز در قسمتی از نامه ای که به مالک اشتر می نویسد می گوید:” جامعه ای پاک نمی شود مگر اینکه ضعیف تر ها بتوانند حق خود را از قوی ترها بدون لکنت زبان بگیرند“. بنابراین جهت پیشگیری از فساد و ایجادِ اصلاح و سازندگی، هیچ مسئولی حق ندارد خود را مصون از پاسخگویی به مردم بداند بلکه این از وظایفِ اولیه مسئولین است که خود را مسئولِ پاسخگوئی به مردم بدانند و نیز مردم را ولی نعمتِ خود بخوانند و همواره به دنبال تأمین نیازها و حفظِ کرامت و حقوقِ مردم و نیز ایجاد محیطی مساعد جهت رشد و پیشرفت آنان باشند.

و البته این بدیهی است که نه به شعار، بلکه به عمل