زندگی ما آئـیـنه تفکرات ماست.

آزردگی انسان از رویدادها نیست بلکه ناشی از دیدگاه او نسبت به رویدادهاست.

 

              انسان ها آنطور که فکر می کنند زندگی می کنند و بقول روانشناسان ”زندگی دقیقاً همان گونه است که تصورش می کنی“ یعنی اگر امروز زندگی سخت و نابسامانی دارید این باورها و تفکراتِ شما بوده که این زندگی را برایتان فراهم ساخته و اگر زندگی راحت و موفقی دارید باز هم این باورها و تفکرات شما بوده که این زندگی را برایتان فراهم نموده است.    بنابراین اگر می خواهید فردائی بهتر و موفق تر داشته باشید باید ”باورها“  و ”افکارتان“ را تغییر و اصلاح نمائید، زیرا این افکار امروز ماست که فردای ما را می سازد، چنانکه این افکار گذشته ما بود که زندگی امروز ما را ساخت. بعبارت دیگر اگر می خواهی ”زندگیت “را عوض کنی باید از عوض کردن اندیشه هایت آغاز کنی.

              و اما آنانی که از ”انعطاف فکری“ برخوردار نیستند بلکه با خود می پندارند ماهیت انسان غیر قابل تغییر است، اینان هیچگاه نمی توانند خود را تغییر داده و به زندگیشان ”رشد“  و ”تعالی“ بخشند، زیرا مدام باورهای قدیمی را در خود تقویت می کنند و همواره دنیا را محصور به تجربه های محدودِ  گذشته خود می دانند، لذا اغلب برای مشکلات فقط یک راه حل می شناسند.  این بیچارگان همان کسانی هستند که گر چه می دانند برخی اعمالشان ”خرافی“ است، اما باز هم بدان عمل می کنند گوئی اسیر عادات شده و بجز آن چیزی نمی بینند، بعنوان مثال اگر خودشان را وقفِ  ورزش کرده اند چون از اوان نوجوانی ورزش را دوست داشته و یا کسی آنها را به آن رشته تشویق کرده است،  حالا هم که سنی از آن ها گذشته همچنان بدان ادامه می دهند و هیچگاه بدنبال سرگرمی بهتر یا مسائلِ  مهمتر مانند هنر، علم، فلسفه، عرفان و… نبوده و نمیروند چون نمی خواهند بفهمند که می توانند از آن ها هم یا از پدیده های بهتر،  لذتِ بیشتر و متعالیتر ببرند و موفقتر هم باشند. بدین دلیل که هیچگاه نخواستند باورهایشان را عقلانی و تفکراتشان را مستدل نموده، بپذیرند. بلکه چون از کوچکی به گوش آن ها خوانده و مدام گفته شده است آنها هم کورکورانه آن را پذیرفته اند، تا جائی که می بینیم حتی تمامی زندگیشان تحت تأثیر باورهای گذشته و تجربیات قدیمی قرار گرفته…   در صورتی که بهتر است بدانیم هیچ انسانی مجبور نیست تحتِ تأثیر گذشته باشد و ناآگاهانه رفتار های قبلی خود را ادامه داده و تکرار نماید، بلکه می تواند تغییر کند و با تحول و رشد در ”افکار“  و ”رفتارِ“خود، تجربه های جدید و کامل تری بدست آورد تا رفتارِ فردای خود را به مراتب بهتر و کاملتر رقم زند.

              عمده تفاوت مابین انسان های ”آگاه“ و انسان های ”ناآگاه“ در همین جاست که انسان های ناآگاه که اسیر امیال و هوای نفسِ خود هستند و در تخیلات و توّهمات برای خود دنیائی ساخته اند همواره الکی خوش و در غفلت  بسر می برند و متأسفانه خود را بی نیاز از اصلاح و رشد و کمال انسانی می دانند زیرا دل خوش اند که همچنان مانند گوسفند به دنبال گله می روند. اینان برای خود ارزش و احترامی قائل نیستند و عملاً انسان را ”حقیر و پست “ و زندگی را ”پوچ و بیهوده“  و هستی را ”عبث و باطل“ می دانند  و نمی فهمند که همین فکر و ایده و باورهای آن هاست که بسیار مهم و سرنوشت ساز است بطوریکه آن ها را از خوشبختی و سعادتِ حقیقی دور و مشمولِ عذاب الهی می نماید. چنانکه در همین دنیا به روشنی میتوان دید، واقعاً چه عذابی بالاتر از این که چشم دارند اما ”نمی بینند“، گوش دارند، اما ”نمی شنوند“، عقل دارند اما ”نمی فهمند“، گوئی گیج اند، خوابند و به درستی درک مسائل نمی کنند بلکه همواره در غفلت اند.  اینان همان مردگان متحرک و متعفنی هستند که به تعبیر ”قران کریم“ حتی پست تر از حیوانند.

            اما انسان های آگاه چون برای خودشان ارزش و احترام قائل اند و از دانش و وسعتِ  دید لازم بر خوردارند با بازنگری و تمرینِ  قاطعانه،  اعمال امروزشان را ”تنظیم“  و ”کنترل“ می کنند و پذیرای فردائی بهتر می شوند. حال اگر بخواهیم جزء انسان های آگاه و خوشبخت باشیم برای تغییر دادنِ  خود، بهتر است به نکات زیر توجه نمائیم:

      ۱ـ قبل از هر چیز باید بدانیم که انسان دفعتاً و یک باره تغییر پیدا نمی کند تا آدم دیگری شود بلکه می بایست تغییر دادن را در خود شروع کنیم…

      ۲ـ باید این حقیقت را پذیرفت که آغاز این مسیرِ سازنده سخت است مانند بالا رفتن از کوه، ولی هنگامی که به محدوده قله برسی دنیا منظره و رنگ و بوئی دگر دارد. بنابراین انسان های تنبل و بی عرضه در این وادی جائی ندارند زیرا باید تلاش نموده و کوشا بود.

     ۳ـ  صادقانه به این شناخت رسیده باشیم  و بپذیریم که واکنش ها و رفتارهای گذشته مان اشتباه و احمقانه بوده، پس باید با دقت و توجهی بیشتر مراقب رفتارهای خود باشیم تا بتوانیم جلوی واکنش های قبلی یا رفتارهای غلط گذشته مان را بگیریم بعبارت دیگر ”خویشتن دار“ بوده و بر خودمان مدیریت داشته باشیم تا بتوانیم عادات زشت و مخربِ  خود را اصلاح کنیم  و نیز بدانیم کلام نیش دار و ”بدبینانه“، برایمان پلیدی و بیماری می آورد و کلام ”نیکو “برایمان نیکبختی و توانگری

      و چهارم اینکه همواره روحیه مبارزه و جنگیدن با گذشته ی احمقانه خود را تقویت نمائیم بطوریکه اگر مرتکب واکنش یا رفتار اشتباه شدیم بلافاصله خود را مجازات کنیم،  ضمن اینکه احساسِ ”شرمندگی“ را در خودمان تقویت نموده و نیز بدانیم عادات قدیمی یک دفعه چرخش ناگهانی نمی یابند تا ما یک باره ”آدم“ شویم بلکه باید با روزه پرهیز از عادات زشت و رفتار ناپسند و افکار خودخواهانه و غیرمنطقی، همواره سعی کنیم و صبر نمائیم، تمرین کنیم و تجسم و عمل نمائیم و باز تمرین و تمرین کنیم تا بتوانیم تغییر یافته و نتایج بهتری عایدمان شود در نتیجه زندگی ای سرشار از موفقیت، سعادت و لذت داشته باشیم.

                             موفق باشید.

1 دیدگاه دربارهٔ «زندگی ما آئـیـنه تفکرات ماست.;

  1. سلام
    در این که تفکرات ما سازنده شخصیت ما و حتی سرنوشت ماست شکی نیست ولی چقدر سخته برای افرادی که این را میفهمند ولی نمیتوانند بیان کنند. متاسفانه جامعه ما پر از تفکرات و باورهای خرافی و اشتباه و رفتارهای نامعقول و پذیرشهای غلط است امیدوارم این نوشته ها تلنگری باشد برای به خودآمدن …تا انشالله روزی برسد که آدمها را واقعا آدم ببینیم.

دیدگاه‌ها غیرفعالند.