عواملِ اساسی در سازگاری همسران

   ”استحکامِ خانواده“ بعنوانِ کوچکترین و مهمترین اجتماعِ  انسانی از جایگاهی خاص بر خوردار است که متأسفانه همچنان در معرضِ  تهدیدها و  آسیب های جدّی قـــرار دارد.

 

      امروزه به دلیلِ وجودِ تحولاتِ اجتماعی و پیشرفت های علمی و تکنولوژی… و نیز عدمِ آگاهیِ لازم و ارائه اطلاعات به همسران، ”اساسِ خانواده“ بخصوص رابطه همسران، موجبِ مشکلاتِ متعدد و تهدیدهای اساسی و جدی قرار گرفته است.

      از طرف دیگر، ”متولیانِ تبلیغاتِ جهانی“ هم، که مدیریتِ افکار و اندیشه ها را در انحصارِ خود گرفته اند، همواره بطورِ ”نامحسوس“، جهتِ ”محدود و محصور نگه داشتنِ“ قدرتِ تفکرِ انسان، در اشکالِ مختلف، تلاش می کنند (از برنامه هایِ تلویزیونی و ماهواره ای بگیرید تا اینترنت، سینما، فیس بوک، بازی هایِ کامپیوتری، مجلات…  تا کازینو ها و بازی هایِ سیاسی و روزنامه ها و حتی دین (تحریف شده) همه و همه… هر چند در اشکالِ مختلف می باشند) اما همگی در جهتِ مشغول نگه داشتن، سرگرم نمودن و الکی خوش بودنِ انسان است یعنی در حقیقت در جهتِ ”ازخود بیگانگیِ انسانها“ست. آری، حُبابی نامریی بر اندیشه جوامعِ انسانی افکنده اند، تا بیش از آنچه که آنان در نظر دارند، کسی فکر نکند، نفهمد. لذا می بینیم در همه جوامع ”آگاهی“ جرم است…

      شایان ذکر است که متولیانِ تبلیغاتِ جهانی، یعنی ”صهیونیست“ها، که بسیار حساب شده مالکیت یا مدیریتِ رسانه های جهان را بدست گرفته اند امروزه با صرفِ هزینه های بسیار و ساختِ فیلم هایی جاذب و پرهیجان، و نیز ترجمه آنها به زبان فارسی و پخشِ آنان از چندین کانالِ ماهواره ای ــ که در سناریو، متفاوت اند اما در هدف همه یک موضوع را به بیننده القاء می کنند ــ اساسِ ”استحکامِ خانواده“ را نشانه گرفته اند تا آنرا به تزلزل کشانیده، ویران نمایند.

        آنها با برنامه ریزی های حساب شده و دقیق، بطورِ نامحسوس، تحتِ لوایِ فیلمی زیبا و جاذب، در حقیقت ”عدمِ وفاداری“ و پایبندی به همسر را، یعنی ”خیانت به یکدیگر“ را ترویج می نمایند زیرا به خوبی میدانند برای فرو پاشی یک جامعه  می بایست ابتدا  ”استحکام خانواده ها“ را متزلزل ساخت تا هم شخصیت ِ انسان ها، نازل و اسیر گردد و هم با ناهنجاری هایِ به وجود آمده، خانوادها را به بازی گرفته، مشغول و گرفتار گردانند، بخصوص اینکه با ترویج این بی بندوباری ها، جوانان و نسل های آینده را هم، به ابتذال بکشانند.

    براستی آیا می توان فکر کرد که اینان به خاطر علاقه شدیدی که به مردم ما دارند این سرمایه های هنگفت را هزینه می کنند؟!!. سناریوها می نویسند، فیلم ها می سازند، ترجمه ها می کنند، از دوبلورهای حرفه ای استفاده می نمایند، با هزینه های گزاف از طریق ماهواره ها پخش می کنند و…  که سرِ ما بند شود؟!!…  آیا واقعاً این صهیونیست ها و ابر قدرت ها، دلشان برای ما سوخته؟!!. یا با برنامه ریزی های حساب شده و شکستن قداست ها و ترویجِ خیانت به همسر، می خواهند ”استحکام خانواده“ ها را متزلزل سازند و در نتیجه جامعه را به تباهی بکشانند؟!! تا بهتر و بیشتر بتوانند به منافعِ استعماریشان برسند. لذا می بینیم در راستای اهداف پلیدشان، یعنی ”ازخود بیگانگی“ و ”مسخِ انسان“ هزینه ها می کنند… تا بدینوسیله بتوانند بطور نامحسوس ملت ها را به ”اسارت“ و بر کشور حکومت کنند و همچنان به ”غارت منابع“ و ”چپاول منافع“ و ”تجاوزها و تعدی های“ خود ادامه دهند… لذا هر روز در کشور، شاهد آنیم که بر ازدیادِ مشکلات خانواده ها افزوده می گردد، طلاق ها بیشتر، فرزندان طلاق ناهنجارتر، عوارض ناشی از طلاق فراوان تر، بزهکاری بیشتر و اخلاق ها بدتر می شود… و متأسفانه بنظر می آید که راهکار عملی و درستی هم ارائه نمی گردد!!.

    اینک، با توجه به اهمیتِ نقشِ خانواده بعنوانِ مهمترین و کوچکترین نهادِ اجتماعی، برای ایجادِ بر قراری ارتباط ِ سالم بین همسران، اشاره ای کوتاه به برخی از عواملِ اساسی آن می نمایم:

ابتدا بهتر است بدانیم ”خودشنـاسی“ در میانِ تمامی علوم، تنها علمی است که در همه ی مسائل و پدیده های هستی میتواند بیشترین رهنمودها و بهترین شناخت ها و بالاترین رشدها و آسان ترین روش ها را به بشریت عرضه نماید. لذاست که شاخصِ همه ی علوم جهان ”خودشناسی“ معرفی گردیده، بخصوص در ازدواج، اگر خودت را نشناسی، چگونه می توانی فردی مناسب برای خودت را بیابی؟!… (۱)   و نیز آن ازدواجی موفق است که نیازهای اساسی زن و مرد مشابه و مناسب هم باشد تا بتوانند ضمن پاسخگوئی به نیازهای یکدیگر، هر دو با هم، در راستای هدفِ خلقت، یعنی در مسیرِ رشد و پیشرفت و تعالیِ خود و خانواده خود تلاش کنند…

حال اگر در ازدواجی، به هر دلیلی ”متناسبِ یکدیگر بودن“ کاملاً رعایت نشد، آیا باید تحملِ زندگیِ سرد و عذاب های آن را نمود؟!  و یا بدترین اقدامات را انجام داد؟!. یا خیر، عقل سلیم حکم می کند که روش های بسیارِ دیگری جهتِ پیشگیری از سردی و سختی زندگی و نیز بهبود بخشیدن به آن و رسیدن به تفاهم وجود دارد که باید نسبت به آن آگاه شد و آن ”روش“ها و ”شیوه“ ها را بکار گرفت که به آن ”عواملِ اساسی در سازگاری همسران“ می گویند که در اینجا به اختصار و به قدر توان، آن را مطرح می نمایم:

   ۱ـ شناخت از خود

      و شناخت از ویژگی های شخصیتیِ خود، و آگاهی نسبت به وظایف و مسؤلیت های خود در قبالِ همسر، به این معنا که هر یک از همسران ابتدا به شناختِ خود و توانمندیها و ناهنجاری های اخلاقی و عاطفی و شخصیتیِ خود بپردازد و منصفانه نقاط ضعف و عیوب خود را بشناسد و ضمنِ تلاش جهتِ اصلاح یا تکمیلِ آنها، در راستای شکوفائی و رشد خود اقدام کند و نیز از وظایف و مسئولیت های خود در قبالِ همسر آگاهی یابد. این بسیار مهم است، زیرا آشنایی هر یک از زوجین به وظایفِ خود، و عمل به آن، بسیاری از زمینه های درگیری را مرتفع خواهد کرد.

   ۲ـ شناخت از همسر

      آگاهی از اخلاق، اعتقادات و فرهنگِ یکدیگر و نیز از حساسیت ها و علایق و دنیای مطلوب هم، از اهمیت بسزائی برخوردار است. خصوصاً آگاهی از تفاوت های ساختاری… و اینکه از نگاهِ طرفِ مقابل بتوان به دنیا و زندگی نگریست تا بتوان بسیاری از سوء تفاهم ها را بر طرف کرد. زیرا رسیدن به تفاهم، منوط به ”درک همدلانه“ است. لذاست که ضرورت تشکیلِ جلساتِ گفتمان، ما بینِ زن و مرد که در کمالِ صمیمیت و حفظِ احترامِ متقابل باشد بسیار مورد توصیه و تأکید قرار گرفته است، تا نسبت به بدفهمی یا سوءِ تفاهم های احتمالی، جهتِ شناختِ بهتر از یکدیگر و ایجاد صمیمیت بیشتر بکوشند.

   ۳ـ آگاهی از تفاوت های اساسی در مردان و زنان

      در اینجا منظور کسبِ آگاهی از تفاوت های شخصیتی و ساختار روانشناختی مردان و زنان است، زیرا عدمِ این شناخت، علتِ اصلی ستیزه جویی های دائمی و کشمکش های جان فرسای زن و شوهرها ست. بعبارت دیگر مردان، زنان را با ”ویژگی های خود“ ارزیابی می کنند و زنان نیز مردان را با ”مقیاسِ خود“ می سنجند. درست مانند این که بخواهیم مایعات را با ”متر“ بسنجیم و یا منسوجات را با ”لیتر“ محاسبه کنیم!!.   بنابراین تا زمانی که زنان و مردان به تفاوت های میان خود و همسرشان توجه کافی نداشته باشند رسیدن به ”تفاهم“ میسر نخواهد شد زیرا تفاوت شخصیتِ ”مرد“ و ”زن“ این چنین ساختاری و اساسی است. لذا نباید عملکرد او را با خود مقایسه کرد بلکه باید تفاوت ها را شناخت و پذیرفت و به آن احترام گذاشت. مثلاً مردان از قدرت و خشونتِ بیشتری نسبت به زنان برخوردارند و زنان از عواطف و احساسات بیشتری نسبت به مردان بر خوردارند.  و یا اینکه مهم برای مردان در زندگی ”حفظِ اقتدار“ و اثبات ”توانائی“ها و ”قدرت در جامعه“ است، ولی مهم برای زنان در زندگی ”توجه“، ”محبت“ و ”درکِ همدلانه“ است. و یا اینکه زنان نفوذِ همسرانِ خود را ”راحت تر“ می پذیرند ولی مردان غالباً در مقابلِ نفوذِ زنان، از خود ”مقاومت“ نشان می دهند و یا اینکه مردها هنگام مشکلات عادت دارند به غار تنهائی خود پناه ببرند و روی حل مشکل خود تمرکز کنند اما زنان هنگام برخورد با مشکل بیشتر در پی طرح آن با دیگران و نزدیکان خود بر می آیند و از این طریق بارِ روانی مشکل خود را کم می کنند.   و یا اینکه آقایان غالباً کلی نگر هستند و بیشتر فرایند کلی و ساختار پدیده های اطراف را می بینند و خانم ها معمولاً به جزئیات  توجه زیادی دارند و برای ارزش ها و معیارهای ارزشی اهمیت زیادی قائلند، لذا می بینیم عشق و محبت و احساس در زندگی آنها نقش اول را دارد و…

   پس آگاهی از تفاوت های مردان و زنان، که به آن اصلِ ”تفاوت های ژنتیکی“هم می گویند برای هر زن و شوهری مهم و ضروریست، زیرا در رفعِ ”سوءِ تفاهم“ ها و بهبود روابط آنان یعنی در ایجادِ ارتباطِ قوی تر، و آرامش بیشتر و نیز تنش کمتر، بسیار مؤثر است.

   ۴ـ حفظِ احترام و نگرش مثبت به همسر

      از ابتدائی ترین حقوق انسان ها حفظِ احترام و کرامتِ آنهاست و انسان متفکر که از عقلِ دوراندیش برخوردار است قطعاً برای همسرش احترام و ارزش خاصی قائل است احترامی همراه با چاشنیِ محبت که حافظِ ارتباطِ دوستانه است و نیز خوش بینی و مثبت اندیش بودن به همسر، نه تنها پیشگیری از بروزِِ سوءِ تفاهم ها و تصوراتِ غلط و اختلافات و بدبینی ها می کند که بر دوستی ها و تفاهم ها و عشق و صمیمیت می افزاید. و اینست که می گویند خوشبختی در سایه ”خوش بینی“ است.

   ۵ـ روابط جنسی و رضایت از میزان و کیفیتِ آن 

      بدون تردید روابط جنسی در علم تجربی، بالاترین نقش را در مسائل زندگی ایفا می کند بطوری که روانشناسان می گویند ”غالبِ مشکلات زناشوئی از بستر بر می خیزد.“  لذا از اهمیت بسزائی بر خوردار است و توجه و آگاهی از آن ضروریست، بخصوص دانستن اینکه رابطه جنسی با ”عمل جنسی“ متمایز است بدینصورت، که در عمل جنسی، توانائی انجام آن عمل و ارضاءِ فیزیکی آن مطرح است اما در رابطه جنسی ابتدا ”نیازهای عاطفی“ و ”روانـی“ دو طرف مورد توجه قرار دارد که بسیار مهم است زیرا یک رابطه ”رضایت بخش“ همراه با آرامشی خاص، می تواند زیباترین احساس و شورانگیزترین هدیه الهی را به بشر اهداء کند و موجب گردد تا بهترین زمینه ساز برای ”رشد“ و ”شکوفائی“ و ”پیشرفت“ و ”تعالی انسان“ باشد.  بنابراین رابطه جنسی به مراتب فراتر از توانائی انجام عمل جنسی است که در این زمینه می بایست زوجین حتماً بر آگاهی های خود بیافزایند.

   ۶ـ تلاش جهتِ هم فکری، همدلی و درکِ یکدیگر

      شناسایی و رسیدن به نگرشِ مشترکِ زوجین، جهتِ نزدیک شدن به ”همفکری“ و ”همدلیِ“ بیشتر، خصوصاً درکِ مسایل یا موضوعات از دیدگاهِ یکدیگر، بسیار مهم است، زیرا ”دردِ حقیقی“ در درونِ هر خانواده ای، بد فهمی یا سوءِ تفاهم است که باعث میشود فکر کنیم به دردِ هم نمی خوریم… در صورتی که اگر همسرِتان، حتی با سخنان ناخوشایند و برخوردِ تند با شما برخورد می کند، بجایِ آنکه با او بر خوردی مشابه داشته باشید که نه تنها هیچ مشکلی را حل نمیکند بلکه به مراتب بر مشکلات می افزاید، با آرامش و خونسردی سعی کنید صحبت اش را بفهمید و منظورش را از این نوع صحبت کردن یا برخورد درک کنید و در صورت متوجه نشدن، علتش را از او جویا شوید؟. این بسیار مهم است که همسری، صحبتِ همسرِ خود را بفهمد و منظور و ”هدفش“ را از این نوع سخن گفتن، درک کند.

برای این منظور، میبایست به تفاوت های ساختار روانشناختی و فرهنگی مان واقف باشیم، تا بتوانیم در برخورد با یکدیگر، ملایمت و نرمیِ بیشتری نشان دهیم، بنابراین سعی کنید همسرتان را با نگرشتان به زندگی و فرهنگِ خویش آشنا کنید، و از توقعِ بیجا داشتن، که همسر ذهنِ شما را بخواند و یا از گوشه ها و کنایه های شما، منظورتان را بفهمد، جداً پرهیز کنید ــ آنچنان که از ”خود خواهی“ و یا ”خود محوری“ می بایست پرهیز کرد ــ بلکه بطور شفاف، روشن و صریح منظورِ خود را به یکدیگر برسانید و تلاش کنید تا وضعیتِ همسرتان را مانندِ خودتان درک کنید.

   ۷ـ رعایت خوش اخلاقی و استفاده از کلمات مثبت

      از مهمترین عوامل زندگی همسران که می توان از آن به عنوان ”ستون زندگی“ نام برد داشتن ”اخـــلاق“ است. اخلاق و رفتارِِ خوب در زندگی بقدری مهم است که از آن به عنوانِ پشتوانه زندگیِ زناشویی نام می برند، لذا رفتارِِ شایسته، بهترین دلیل بر شخصیت انسان است، و ”توجه“ و ”محبت“ به همسر، باعثِ نزدیکی و پیوندِ بیشتر و نیز شخصیت کامل تر می گردد. همچنین به کلمات و جملاتی که در گفتگو با همسرتان بکار می برید باید توجه بیشتری بنمائید، زیرا ناخودآگاه بار منفی یا مثبتِ آن کلمات بر همسرتان اثر می گذارد، لذا اگر قصد دارید صحبت های کلامی شیرینی با همسرتان داشته باشید، باید به این امر توجه داشته و سعی کنید جملات ساده و شفاف، با بار کلامی مثبت بکار ببرید. به عنوان مثال: اگر همسرتان صدایتان می کند به جای گفتن چیه، بگوئید: جانم. و همینطور  به جای بد نیستم، بگوئید: خوب هستم. به جای فراموش نکنی، بگوئید: یادت باشه. به جای پدرم درآمد، بگوئید: خیلی راحت نبود. به جای دستت درد نکنه، بگوئید: ممنونم از محبتت. به جای نمی تونم، گرفتارم، بگوئید: حتماً در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود. به جای دروغ نگو، بگوئید: راستی؟. به جای قابل نداره، بگوئید: هدیه ای برای شما. به جای بدرد من نمی خورد، بگوئید: مناسب من نیست. به جای جانم به لبم رسید، بگوئید: چندان هم راحت نبود. به جای مسئله ربطی به تو ندارد، بگوئید: مسئله را خودم حل می کنم. به جای من مریض و غمگین نیستم، بگوییم: من سالم و بانشاط هستم. به جای چقدر زشت است، بگوئید: بنظر قشنگ نیست. به جای متنفرم، بگوئید: دوست ندارم. به جای خیلی دشوار است، بگوئید:کار آسانی نیست و… بنابراین ضمن ”مثبت اندیشی“، اینچنین سعی کنید بار جمله هایتان را مثبت کنید تا با ”قدردانی“ از یکدیگر و ”سپاس گذاری“ از هم، بر محبت و عشق و وفاداریِ تان بیافزائید و مکمل و مشوق هم باشید.

   ۸ـ وفاداری نسبت به یکدیگر و رعایت حفظ صداقت

      با توجه به اینکه تمام ازدواج ها با امید به ”وفاداری“ و داشتن یک زندگی شاد و موفق صورت می گیرد، پایبندی و وفاداری به همسر، می تواند انسان را از ”سلامتِ روانِ“ بیشتر و ”شخصیتی سالم“تر و خانواده را نیز از ”استحکام بالاتر“برخوردار گرداند، در نتیجه زندگی از آرامشِ و رضامندی بیشتر بهره مند می گردد و جامعه نیز استوارتر خواهد بود.  اگر می خواهید همسرتان به شما وفادار بماند، از یک طرف سعی کنید با منفی نگری ها… حرمت ها را از بین نبرید و او را وادار به اینکار نکنید. و از طرف دیگر بدانید وفاداری زمانی خودش را نشان می دهد که شما بتوانید در هنگام سختی و دشواریِ زندگی در کنار همسرتان بمانید و به او متعهد و وفادار باشید، زیرا زمانی که همه چیز خوب باشد و شما مشکلی نداشته باشید، با ماندن در کنار همسرتان، چندان هنری نکرده اید. هنر واقعی این است که در بدترین شرایط همچنان در کنار هم باقی بمانید و سعی کنید اوقات خوشی را برای یکدیگر رقم بزنید.

و ”صداقت“ نیز یکی از مهمترین عوامل در حفظ وفاداریست، بنابراین نه تنها تحت هیچ شرایطی به همسرتان دروغ نگویید. بلکه سعی کنید شرایط را هم به گونه ای پیش نبرید که همسرتان ناچار شود به شما دروغ بگوید.

   ۹- چشم پوشی از مسائل جزئی و سطحی

      اینکه می گویند طبیعتِ زندگیِ زناشویی، با تعارض و کشمکش عجین گردیده، یعنی انسان ها هر چقدر هم که مشابه هم باشند باز هم میانشان اختلاف نظر وجود دارد که این امری عادی و طبیعی است. اما مهم اینست که با این اختلافِ نظر، در فضایی از گذشت و بردباری برخورد شود. ضمن این که بهتر است بدانیم اصلاً ضرورتی ندارد که به همه حرف ها یا رفتارها پاسخ داده شود!. زیباترین و بزرگوارترین روش در تقویتِ بنیانِ خانواده، توسل به گذشت و بردباری در مقابل یکدیگر است که در کم کردنِ تفاوت ها و اختلافات، نقشِ بسزایی دارد. لذا می گویند عفو و گذشت را از عاداتِ روزمره خود قرار دهید تا خدا هم شما را عفو کند و عزیز و بلند مرتبه گرداند. و نیز بهتر است بدانیم که حتی ادامه زندگیِ خوشبخت ترین زوج های عالم هم، بدونِ ”گذشت“ و ”محبت“ امکان پذیر نیست.

   ۱۰ـ رفتار پسندیده با خویشانِ همسر

      هر یک از همسران می بایست با خانواده همسر خود با احترام بر خورد نموده و با نیکی و محبت با آنان رفتار کند، زیرا مدارا و سازش با خویشان و جلبِ دوستی آنان، هم حمایتِ اجتماعی را در بر دارد و هم از رموز و لوازمِ همسر داری است.

                                                                                                              موفق باشید.

——————————————————————————–

۱ـ برای توضیح بیشتر در این باره میتوانید به بخشِ ”همرازِ رهنما“ موضوعِ  ”معیارهای یک ازدواجِ موفق“ مراجعه فرمایید.

1 دیدگاه دربارهٔ «عواملِ اساسی در سازگاری همسران;

دیدگاه‌ها غیرفعالند.