مـا همـه مسئـولیـم…

       انسـانی که از ”وجـدان“ و “ شرافتِ انسانی“ برخوردار است هیچگاه  نمی تواند بی تفاوت باشد…

     

انسـانی که از ”وجــدان“  و  ”آگاهـی“ برخوردار است هیچگاه سرنوشتِ ”خود“  یا ”خانواده خود“ را  جـدا از جامعـه نمی داند بلکه بخـوبی  می فهمد که سرنوشتِ  او، چگونه با جامعه در آمیخته و گره خورده است،  لذا در مقابلِ کمبودها،  ناهنجاریها  و انحرافاتِ  جامعه، احساسِ”مسئولیت“ می کند بطوریکه گویی طوفانی در او بوجود می آید که مسئولیت پذیری او را ”شـکوفا“  و  ”انگیـزه“ حرکت  و تلاشِ  او می گردد  تا ”خوبی“ ها را تکثیر،  و ”مردابِ بدیها“ را بخشکاند…

این ”نشانه“ انسانیست که از ”وجـدانِ بیـدار“   و ”شرافتِ انسـانی“ برخوردار است،  و نیز نشانه جامعه ایست که ”حس“  و ”حیات“ دارد، جامعه ای که ”دین“ دارد، جامعه ای که زنده است…             در غیر اینصورت یعنی تنها خود  و ”خانواده خود“ را دیدن  و به هر بهانه ای ”حسِ  همدردی“   و ”مسئولیت پذیری“ نداشتن،  موجب می گردد تا جامعه به سرعت بطرفِ  ”نیستی“  و مرگ پیش رود  و هر روز بر ”تخلفات“  و ”جنایات“ افـزوده گردد  بطوریکه هیچ کس و هیچ خانواده ای در امان نماند بلکه بویِ تعفُنِ زشتی ها، همه جا را فــرا  گیـرد.

آری، در محیط آلوده، حتی افرادِ سالم هم بیمار می شوند.

 پس، جامعــه ای که ”نظارت عمومی“ در آن نباشد، جامعــه ای مرده است.

1 دیدگاه دربارهٔ «مـا همـه مسئـولیـم…;

دیدگاه‌ها غیرفعالند.