همه میدانیم انسان قابل احترام و ارزش است و می بایست از حقوقِ انسانیِ خود برخوردار گردد، اما شاید کمتر بدانیم ”هر کس در هر مسئولیتی، اگر نسبت به حقوق تضییع شده انسانی، احساس مسئولیت نکند و در جهت یاری او اقدامی ننماید مسلمان نیست.“(۱)
توده مردم که معمولاً آنها را از آگاهی لازم و ارتباطات هنجار اجتماعی بی بهــره می گذارند از طبقه عوام محسوب می گردند، و از طرف دیگر، آنانی که بازوی قوی تر و یا اندامی درشت تر و یا صدائی کلفت تر و یا جیبی پولدارتر و یا از قدرتی بالاتر برخوردارند معمولاً پر مدعاترین افراد هستند که متأسفانه به قانون و انسانیت کمتر ارج می نهند بطوریکه می بینیم برخی از این ها حتی خود را فراتر از قانون و قضا هم می خوانند.
و اما در جوامعی که گرفتار چنین مردمانی است معمولاً از ”انسانیت“ و ”وجدان“ و ”مردانگی“ تنها ”اسمی“ و ”شعاری“ بیش نمی ماند بلکه هر کس با بی اعتنائی کامل تنها در اندیشه به پیش بردن کار خود است و جالب اینجاست که می بینیم نام آن را ”زرنگی“ هم می گذارند؟!… در حالیکه این نشانه ی بی فرهنگی و جهالت است.
براستی کسی که از ”وجدان“ و ”انسانیت“ بر خوردار است چگونه ممکن است حق و حقوقِ انسانِ دیگری را پایمال کند؟!! چه رسد به اینکه می بینیم در کنار ما و جلوی چشم ما و حتی بیخ گوشِ ما، به راحتی حقوقِ دیگران را تضییع می کنند و ما که ادعای دین داری هم داریم هیچ عکس العملی نشان نمی دهیم، در صورتی که بالاترین لازمه دینداری و مهمترین عنصر انسانیت اینست که برای انسان ها ارزش قائل شده و حقوقِ آن ها را محتـرم شماریم. بنابراین نسبت به یکدیگر احسـاسِ مسئولیت داشتن و جلوی تجـاوز به حـریم حقـوقِ دیگـران را گرفتـن، وظیفـه بسیـار مهمـی است که بعهـده همـه ماست خصـوصـاً در اسـلام که بالاترین عبـادت را ”یاری نمودن مظلوم“ و ”احیاءِ حق تضییع شده“ او می داند، لذا می بینیـم حتـی مجـال بروز و ظهـور به سلطـه گـران و قـانون شکنـان را نمی دهـد، در نتیجـه دیگـر زورگـویان و طـاغوتچـه ها مجـال و زمینــه رشـد نمی یابنــد تا اینچنیـن افـــراد جامعـه را مبتــلا به بیمـاری ” به من چه مربوط است“ بنماینـد…
———————————————————————————————————
۱ـ اشاره به کلام پیامبر اسلام: ”هر کس ندای فرد مظلومی را بشنود که کمک می طلبد و به یاری او نشتابد مسلمان نیست. (اصول کافی ج۲ ص ۱۶۴)