متأسفانه بسیاری از باورهای ما، متفاوت است با آنچه که یک انسان دیندار میبایست باور داشته باشد.
با توجه به اینـکه بالاترین خصوصیتِ یک ”انسان دیندار“ دغدغه ایست که همواره او را از بودن بسـوی ”شدن“ فـرا می خواند و خداوندمتعال هم مدام تأکید نموده که انسان ضعیف و ناتوان، نمی تواند دین دار باشد بلکه خــدا هم پذیرای چنین انسانی نخواهد بود بطوریکه در جبهه صراط حق جائی هم نخواهد داشت چون فقدانِ منابع مالی، عامل مهمی در کاهش کارآئی و پویائی ”مغز“ است و نیز با توجه به اینکه همه انبیاء و اوصیا، به دستور خداوند متعال بشریت را بسـوی توانگری و قدرتمنـد شدن سوق می دهنـد بطوریکه توانگـری را ”میراثِ الهی“ آدمی می دانند چگونه ممکن است خلافِ دستوراتِ خودشان، خواستار این باشند که انسانِ مسلمان در تنگنا و تنگدستی زندگی کند؟! و فقر را ”فضیلت“ بشمارد بلکه آن را موجبِ ”افتخار” هر دینداری بداند؟!! و در تباهی بسر برد!!
در حالیـکه به روشنی و بخوبـی قابل مشـاهده است که یک ”فقیـر“ نمی توانـد احسـاسِ شادمانی و خوشبختی نماید، نمی تواند احساسِ آرامش و موفقیت داشته باشد، نمی تواند پیشرفت و رشد نماید، زیرا افرادی که از نظر مالی در تنگنا به سر می برند بیشتر اشتباه می کنند و تصمیم های نادرست بیشتر می گیرند که همین امر، عامل موثری در تداوم چالش های مادی و مالی آن ها خواهد بود، لذا همواره تجربه ناپاک و آزار دهنده و خوار کننده ای دارند، چنانکه می بینیم فقرسبب می شود تا زندان ها از دزدان و جنایتکاران پر شود انسان ها بسوی اعتیاد و فساد و فحشا و خودکشی سوق یابند، از کودکانِ پاک و با استعداد و با هوش مجرم و بزهکار ساخته شود و مردم به کارهائی دست بزنند که اگر فقیر نبودند هرگز به فکرشان هم خطور نمی کرد و…
لذا می بینیم پیـامبراسـلام می فـرماید: ”از دری که فقـر وارد شود از در دیگر ”دین“ خارج می شود“. بنابراین نمی تواند این حکم از دین، خصوصاً از اسلام باشد، پس این درست نیست که فکر کنیم باید در محنت و تنگدستی و یا ضعف و ناتوانی زندگی کرد.
حقیقت اینست نظام های ملوک الطوایفی، با کمکِ ”رهبانان“ و ”کاهنانِ“دین، که همواره مردم را از آگاهی دور و سعی در عــوام نگه داشتن مردم دارند، چون ”ثروتِ“ توده های مردم را ما بین خود و به افرادِ معدودی اختصاص میدهند برای توده های مردم، ”فقــر“ و ”تنگدستی“ و محرومیت را نشانه زهـد و تقـوا معرفی می کنند و به اشکال گوناگون سعی بر توجیه اینکه فقر از فضائل است پس ”الفقرو فخری“می نمایند، حال اینکه در اصل منظورشان این است که مردم را از انقــلاب دور نگه دارند و اینچنین آنها را سر گرم و دلخوش نگه دارند…
مگر نه همه ادیان الهی خصوصاً اسلام خواستار انسانی هستند که قدرتمند باشد و در ”عزت“ زندگی کند زیرا انسان به دنیا می آید که توانمند و دولتمند گردد، این وظیفه و حق همه دینداران است که ”آقـای دنیــا“ باشند و خود را توانگر نمایند. منتها ”توانگری“ که قدرت و اموالش صاحبِ او نشود بلکه او صاحبِ اموال و قدرتش باشد.