عوامل روانشناختی در فساد مدیران

         یک مدیر خوب و موفق، قبل از هر چیـز باید پایبنـد اصول ”اخـلاقی“  و ”انسـانی“ باشد و مخصوصاً از نظر روانشناسی ”سلامت روانی“ او مورد تأئید قرار گرفته باشد. 

قبل از هر چیز بهتر است بدانیم عوامل گوناگونی می تواند موجبِ  فساد قدرتمندان گردد که در اینجا آنچه به نظر معمول می آید را عنوان می نمایم:

           جاه طلبانی  که از درون احساس ”حقارت“ می کنند و در بیرون، بیش از حد ”اعتماد به نفس“ نشان می دهند و در عین حال، مبتلا به اختـلال شخصیتِ ”خودشیفته“ هستند غالبـاً ”درک غیر واقع بینانه“ و دروغینـی از خود دارند، بدین صورت که خود را بسیار بزرگ  و مهـم می بیننـد و حتی استثنـائی  می پندارند…  و دیگران را نیز وسیله‌ای برای رضایتمندی خود می دانند،  لذا از همه متوقع اند بلکه وظیفه دیگران می دانند که به آنها خدمت کنند و آرزوها و خواسته های آن ها را برآورده سازند. اما در مقابل نسبت به دیگران، هیچ وظیفه ای برای خودشان قائل نیستند زیرا هیچ ارزش و توجهی برای خواسته ها و نیاز های مردم ندارند بلکه نسبت به درد و رنج آنها بی تفاوت اند چون فاقد درکِ  تأثیرِ  تصمیمات خود بر زندگی مردم اند، لذا میبینیم حتی پاسخگوی مردم هم نیستند.  و فقط خواسته ها و هدف های خود را می بینند و برای تحقق آن، دست به هر آسیبیمی زنند!.

           شایان ذکر است ”نیاز به قدرت“ و داشتن ”عقده حقارت شدید“ و ”خودشیفتگی“  و خود بزرگ بینی همراه با ”عزت نفس پائین“ ترکیبی است که اگر در وضعیتِ  روانی هر انسانی وجود داشته باشد او را به فردی خطرناک تبدیل می کند،  فردی که برای رسیدن به هدف هایش از هیچ وسیله ای روگردان نیست بطوریکه حتی نسبت به نصایح دیگران هم بی توجه است و حاضر است همه ارزش ها  و هنجارهای دینی، عرفی  و قانونی جامعه را زیر پا بگذارد تا ”ثروت“ و ”مقام“ خود را حفظ کند.

            و نیز به تجربه ثابت گردیده که چنین کسانی به سادگی دروغ می گویند،  ریاکار و متظاهرند،  مردم فریب اند و به راحتی مرتکب قتل می شوند  و نیز به خودشان حق می دهند که به اموال و جان مردم دست اندازی و تجاوز کنند، زیرا خود را ”مالکِ  مردم“ می پنــدارند.

                  و بد نیست بدانیـم عامل شایستـگی این نوع بیماران، تخصص، توانمندی، بضاعت و یا تقوا نیست بلکه رابطـه با  ”مافیای قدرت“ است که باورشان شده مدیر شایسته و باکفایتی هستند و از آنجا که لذت قدرت را چشیده اند به این راحتی دست بردار نیستند بلکه با دلیل تراشی ها و فرافکنی هایی که همواره برای توجیه خود دارند حتی وجدانشان را هم در اغفال نگه داشته اند…