در جوامعی که ”فرهنگ نقد“ وجود ندارد و از ”تفکر نقادانه“ هم جلوگیری بعمل می آید بدون تردید باید شاهد بزرگترین آسیب های انسانی و اجتماعی باشیم.
یکی از مهمترین مهارت های زندگی، داشتن ”تفکر نقادانه“ است زیرا در دنیای متلاطم، به هم ریخته و پر از چالشِ امروز، که حق و باطل، درست و غلط و حقیقت و دروغ سخت به هم آمیخته شده اند تفکر نقادانه داشتن، رمز موفقیت در زندگی محسوب می گردد. به شرطی که نخست از ”تعصب“ و ”تنگ نظری“ و ”خودرأیی“ بدور باشیم و هر پدیده ای را از جوانب مختلف مورد بررسی و نقد قرار دهیم تا فریب دیگران را نخوریم.
”تفکر نقادانه“ یعنی نقد و بررسی افکار و عقاید خود و دیگران، از همه ی جوانب، مثبت و منفی و سپس مقایسه آن ها با یکدیگر… تا بتوانیم تصمیم درست تر و منطقی تری بگیریم و بیش از این فریب ”باطل هائی“ که خود را حق جلوه می دهند، نخوریم.
در این راستا نیاز به ”پرسشگری“ برای فهمیدن دقیق ترِ موضوع از اهمیت خاصی برخوردار است و نیز جمع آوری ”اطلاعات“ از منابع مختلف و بررسی و ”ارزیابی“ و ارزش گذاریِ اطلاعات و ”انتخاب“ بهترین و صحیح ترین مفهوم از ”اصول تفکر نقادانه“ که کلید فهم و گشایش هر پدیده یا مشکلی محسوب می گردد، ضروریست.
بنابراین انسان عاقل هیچگاه هیچ چیزی را بدون تحقیق و بررسی لازم، آنهم با دیدی باز و مشاهده ی همه جوانب و دوراندیشی نسبت به عاقبت آن نمی پذیرد. لذا در جوامعی که فرهنگ نقد و تفکر نقادانه وجود ندارد یعنی ”تنگ نظری“ و ”تعصب“ وجود دارد بزرگترین آسیب های انسانی و اجتماعی در آن جامعه پدیدار می گردد بطوریکه انسان ها از محتوا خالی و عملاً به صورت مردگانی متحرک در می آیند که زندگی راکد و روز مرگی ای دارند.
و نیز اگر از منظر آموزه های دینی هم بخواهیم به مقوله ”تفکر نقادانه“ بپردازیم بروشنی خواهیم دید که دین اهمیت بسیاری برای آن قائل است، بطوریکه تفکر نقادانه را ”هدیه الهی“ دانسته و آن را از ضرورت های زندگی خوانده تا جائی که صراحتاً عنوان می کند؛ ”انتقاد و نقد پذیری از ویژگی های مهم مؤمن است“. زیرا معتقد است این انتقاد است که عیوبِ افراد، مدیران و کارگزاران را شناسایی و در رفع و دفع آن می کوشد و بجایش اصلاح، رشد و پیشرفتِ جامعه را بوجود می آورد.
بنابراین منتقـدین، انسـانهایی ”آگاه“ و ”دلسـوزی“ هستند که همواره دغدغه ی حرکتِ جامعه از وضعیتِ ”موجود“ به وضعیتِ ”مطلوب“ را دارند و جامعه ی نقّاد، جامعه ایست ”پـویـا“ و ”خـــلّاق“ که در آن آزادیِ بیان و اندیشه، بعنوانِ یکی از ارزش های مهم جامعه پاس داشته می شود.