متاسفانه اکثر مردم در زندگی بیشتر با غرایز و امیالشان زندگی می کنند نه با “عقلِ”دور اندیش و “خردِ”شان ، در حالی که خالقِ هستی از چگونگیِ نوع ساختارخلقت انسان، به ما می آموزد که “عقل”باید در “رٱس “وجود انسان قرار گیرد، نه غرایز و امیال، که اگرچنین باشد، چه فرقی میان انسان و حیوان!! … در این صورت، جامعه این چنینی، به مُشابه مردگانی مانند که متحرک و مُتعفن اند و هیچ انگیزه و حرکتی به سمت بالا ندارند….
“حقیقتِ وجودِ” انسان، امروزه در اکثرِ مردمان، لااقل رو به احتضار است ،هر چند به ظاهر، به این زندگی ادامه میدهند و نمیدانند که این زیستن، “زندگی” نیست، چون محدود به جنبه های غریزی است ــ خوردن ، خوابیدن ، کارکردن ، تولیدمثل و اجتماعی زیستن ــ این ها همه غریزی است، و اگر قرار بود اینچنین زیست داشته باشیم، که دیگر نیازی به عظمتِ اینهمه “استعدادها” و “سرمایه ها “و “نیروها” نداشتیم؟!
انسان امروز تا هنگامی که پاسخیِ منطقی به این سؤال که “من کیستم ؟ ” و “برای چه به دنیا آمده ام؟” را (باتوجه به ساختار وجودی انسان) نداشته باشد، با توهّمی که به جامه ی مبدلِ من واقعی در آمده، خود را فریب می دهد و نقشِ طبیعی فکر، احساس و اراده را در انسان تقلید می کند و می پندارد چیزی جز آن جسمی که مشاهده می کند، نیست. بنابراین، خود را محدود می بیند، و هیچ می پندارد، پس به همه چیز تن میدهد، لذا می بینیم که به راحتی مورد استثمار و استحمار هم قرار می گیرد…
و در حقیقت، این بدین علت است که انسان از عظمتِ استعدادهای خود بی اطلاع است، و نیاموخته که از قدرتها و استعداد ها و نیروهایی که دارد در جهت ایجاد” تحول “و “رشد” چگونه استفاده کند؟
برای دستیابی به شکوفایی و رشد و تعالیِ وجود، ابتدا میبایست “خود” را شناخت و از عظمتِ توانمندیهای خود مطلع شد ـ این بسیار مهم است ـ و با خویشتنِِ خویش کار کرد، و در عین حالی که “عناد نفس” را بدست گرفته، در جهت “رشد” و “شکوفایی” خود تلاش نماید و همواره به بررسی و محاسبه ی “گفتار” و “رفتار” و “افکار” خود بپردازد.
البته همه ی اینها هنگامی میسر است که انسان “آگاه “گردد آگاه، تا از “منش زیبا” و “دانش والا” برخوردار گردد، و این نمی شود جز آنکه از نگاه های “ظاهری” وبیرونی ، که موجب “غفلت” و ریاکاری و یا “توّهم” و سرگردانی است، دوری کنیم، حتی از کسانی که نگاه ظاهری و سطحی دارند بهتر است دوری کرد، و نگاه “درونی” و باطنیِ خود را، که “بصیرت” و “درک حقایق زندگی” را در بر دارد ،تقویت نماییم .
خیلی لذت بردم ممنون واقعا بزرگترین لطمه حیات ، مرگ نیست بلکه چیزیه که در عین حیات فیزیکی ، در درون ما میمیره!!! و اون ناآگاهی انسانه که موجب گردیده تا سطح حیوانات تنزل پیدا کنه.)