هیجانات احساسی و مخرب

      چگونه هیجانات احساسی، غیر منطقی و مخرب خود را کاهش دهیم تا کمتر در زندگی شاهدِ  رفتارهای تشنج آمیز باشیم .

                 معمولاً هر چه آگاهی انسـان بیشتر و یا سن او بالاتر می رود بیشتر متوجه میـگردد که چقـدر زندگی برای انسـانها هیجـانات و بحـران ها دارد، از کشمکش های مالی بگیر تا درگیری های عاطفی، مرگ عزیزان، از دست دادن شغل، بیماری ها، جنگ، زلزله، طوفان ها، بحران های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و خانوادگی وو… که واقعاً نمی توان از بروز آن جلوگیری کرد!.

            اما موضوعی که قابل اهمیت و توجه بیشتر است اینست که گاهی این هیجانات همراه با ”رفتارهای منفی“  و ”ناشایست“ جلوه گر می شود مانند جیغ زدن و پرخاشگری، فحاشی و شکستن لوازم، حمله کردن و حتی برخورد های فیزیکی… و خلاصه بدزبانی ها و کج خلقی ها و سایر رفتارهای منفی، که متأسفانه با تکراری نگران کننده اتفاق می افتد و همچنان باعث تأثر و ناراحتی اطرافیان و خودِ فرد است.

            اینک برای کسانی که از این رفتارهای ناهنجار و نامتعادلِ  خود متأثرند و مایلند از این بداخلاقی ها و کج خلقی ها نجات یافته و به یک زندگی آرام، امن، دوست داشتنی و رضایت بخش دست یابند موارد زیر پیشنهاد می گردد:

         ۱- نخست ضرورتِ  آگاهی داشتن از این که هنگام ”هیجان“  یا ”خشم“،  رفتارهای ناشایست  و منفی ای از ما سر می زند بسیار مهم است،  البته به شرطی که به هیچ وجه دیگران را در این امر مقصر ندانیم  بلکه با ”هوش احساسی“ که در همه انسان ها وجود دارد یعنی به آن نیرو و ندائی که از عمقِ  درون ما پیام می دهد ــ هرچند کمرنگ ــ و می خواهد مانع غلبه احساسات منفی ما نسبت به دیگران و یا مانع کج خلقی های ما نسبت به ابراز احساسات مثبت ما گردد، همان را مورد توجه و تأمل قرار دهیم و همواره با هوش احساسیِ  خود، سعی بر تقویت این ”نیــرو“ نمائیم.

         ۲ ـ بدانیم ”تولید هیجانِ“غیر منطقی و ”رفتار های منفی“، به هر دلیلی… باور غلطی است که داریم، لذا ضرورت اجتناب از منفی نگری را بسیار جدی بگیرید و بیش از این خود را توجیه ننمائید، این باور غلط است که برای شخصیت نشان دادن باید طوری رفتار و برخورد داشت که دیگران خود را مجبور بدانند آن کنند که ما می خواهیم  و بعد با خود بپنداریم که مورد ”ارزش“  و ”احترام “ آن ها قرار گرفته ایم  و یا برای نشان دادن شخصیت، دیگران را حقیر پنداشته و متکبرانه و با غرور با آن ها برخورد نمائیم و با خود بپنداریم که اینچنین در چشم دیگران بزرگ جلوه نمودیم، و یا…  این ها همه دلیل احساسِ حقارت درونی“  و ”پوچی شخصیت“ است،  انسانی که از درونی با محتوا  و از تفکری درست برخوردار است    نیــازی به این باورهای غلط ندارد، زیرا  او ”باشخصیت“ هست، لذا می بینیم در برخوردها و ارتباطاتِ  خود، همواره از کنترل هیجانات و خویشتن داری و روابط منطقی و عاقلانه بر خوردار می باشد.

        ۳- در اینجا موضوعی که بسیار مهم و قابل توجه است و می بایست ذهنمان را آماده آن سازیم که البته به آن ”قانون طلائی زندگی“هم می گویند اینست: ”با دیگران همان طور رفتار کنید که دوست دارید دیگران هم با شما همانطور رفتار کنند.“ یعنی هنگام آزردگی  و یا در اوجِ  عصبانیت و ناراحتی جملاتی را بگوئید و رفتــاری داشته باشید که دوست دارید دیگران هم در آن هنگام با شما همان رفتار را داشته باشند.  بنابراین خواهید دید که نیاز مبرم داریم که سخت مراقبِ  گفتار و رفتارمان باشیم  و از انگیزه های ناهنجار و مخرب مان جلو گیری کنیم بلکه با کمترین حالت ناراحتی، سعی در حل مشکل داشته باشیم.

        ۴ طلبیدن هیجان و رفتارهای منفی میتواند نوعی ”اعتیاد احساسی“ باشد که در این صورت نیازمبرم داریم تا نگاهی دقیق و طولانی به دلیل و انگیزه های چنین رفتارهائی داشته باشیم، زیرا خواهید دید پر کردن ”خلاء عاطفی“ و پوشش دادن به حقارتِ  درونی و یا فرار از پوچی و نارضایتی راه حل درستی برای این رفتارهای منفی نیست بلکه باید بر این ناهنجاری غلبه کرد و این خصلتِ  زشت را اصلاح و یا تغییر داد.  بنابراین نیازمند آنیم که مهارت های کنترل خود را به خوبی بیاموزیم.

         ۵  همواره سعی کنید از ارتباطاتِ  سازنده  و کلمات ِ محبت آمیز استفاده کنید بخصوص هنگامی که ”عصبانی“ یا ناراحت هستید، زیرا هنر اینست که در چنین مواقعی بتوانید خود را کنترل کنید،  لذا می گویند هیچ چیز ”لذت بخش تر“  و ”رشد آورتر“ از این نیست که بتوانیم کنترل کامل رفتارمان را بدست آوریم.   و نیز بدانید که دیگر نیازی نیست که ”بحثی کوچک“ به ”نبـردی بـزرگ“ تبدیل شود. (البته نفس عمیق کشیدن یا دور شدن از محل عصبانیت، می تواند تکنیک مؤثری برای کنترل خشم باشد.)

          ۶- و خلاصه اگر هر انسانی در پی اصلاح خود باشد و همواره تلاش نماید تا رفتارهای ”مثبت“ و ”حمایتگرانه“ خود را (که بطور طبیعی در هر انسانی وجود دارد) گسترش دهد، می تواند با کیفیت بالا از روابط انسانی برخوردار گردد و بخوبی مهارت های لازم برای دور کردن هیجانات وبحران ها را کسب نموده  و قانون طلائی را سر لوحه زندگی خود قرار دهد.