خدا به ما ”چشم“ داده که خوب ببینیم، ”گوش“ داده که خوب بشنویم، ”عقل“ داده که خوب بسنجیم، و ”قلب“ داده که خوب دل بسپریم، پس به هنگامِ ازدواج، همه ی این اعضا را، با هم بکار بیندازید تا موفق شوید.
خلاصه سخنرانی در همایش ”جوان و ازدواج“که توسط ”مرکز مشاوره ای رهنما“ درتاریخ ۱۷/اردیبهشت ماه۷۸ برگذارشد.
”ازدواج“ به خودی خود دوست داشتنی است و شيرين ترين و جاذب ترين كلمه زندگي است که عشق به آن موجبات خوشبختی زن و مرد را فراهم می آورد، زيرا معجوني است از تركيبِ احساسات، نيازها، تكليف ها و شكوفايي ها و پختگي ها… بطوریکه میتوان آن را منشوري دانست چهار بعدي، كه از شمال به ”عشق و صميمیت“ می رسد و از جنوب به ”تعامل و تفاهم“ ، از مغرب به ”رشد و شکوفائی“، و از مشرق به ”آرامش و حفظ خانواده“… كه مجموع آن را بطور كُل ”رشد دهنده“ ، ”انسان ساز“ و ”کمال آفرین“ می توان یافت به شرط آن كه در انتخابِ همسر، مهم تر از شكل و شمايل آن، به ”سيرت“ و ”باطن“ او توجه شود و با معيارهاي اصولي و حساب شده، سنجيده گردد. و اين نمي شود جز آن كه ”عقل“ قبل از بر انگیخته شدنِ عواطف و احساسات… فردِ موردِ نظر را تأييد كند، سپس ”قلب“ به او روي خوش نشان دهد. توجه داشته باشید این موضوع از اهمیت بالائی برخوردار است زیرا در غیر اینصورت ازدواج میتواند عامل بيچارگي و آزار و خسارات و لطمات فراوانی گردد به طوري كه اثرات ناگوار آن، علاوه بر ذهن و روان انسان، حتي جامعه را هم از آسيب هاي آن در امان نگذارد.
و امروزه که ”طلاق“ متأسفانه در كشور ما رشدِ روزافزوني یافته، به دلیل همین عدم ”آگاهی لازم“ و انتخاب ”عقلانی“ است، لذا عوارض بسيار ناگواري از اين ناحيه و فرزندان طلاق و آسيب هاي متعدد ديگر … بر جامعه و انسان ها خواهد داشت. و ما برای پیشگیری از این آسیب های غیر قابل جبران، بر آن هستیم تا معیارها و شرایطِ یک ازدواج موفق را مطرح نمائیم، البته قبل از وارد شدن به اصلِِ صحبتم، مايلم با اشاره اي كوتاه به والدين محترم و خصوصاً به متوليان نظامِ آموزشي كشور، كه همواره اهميت والايي براي درس و تحصيلات فرزندانِ این آب و خاک قائلند بگویم، چرا به مهم ترين قسمت زندگي جوانان، يعني ”ازدواج“ كه نيازمند ”آموزش“ و ”انتقالِ تجربه“است و جلو گیری از بسیاری ناهنجاری ها و بزهکاری ها می کند عملاً هيچ اقدامي و اهميتي قائل نيستید؟!…
انتخاب همسر:
از مهم ترين تصميماتِ هر انسانی، كه مي تواند آينده او را بهبود و حتی دگرگون سازد ”انتخاب همسر“ است و كسي كه مي خواهد ازدواجِ موفقی داشته باشد، یعنی شخص مناسبی برای خود پیدا کند باید قبل از هر چیز، خودش شرایطِ مناسبی برای ازدواج داشته باشد. بنابراین، نقطه شروع همسرگزيني ابتــدا از خـودِ شما شروع مي شود، زيرا وقتي خودتان را شناختيد و از ويژگي هاي شخصيتِ خود مطلع گرديديد، مي توانيد دريابيد كه چه كساني به دردِ شما مي خورند و چه نوع همسری میتواند مکمل شما باشد تا با هم بتوانید به بالاترین میزان خوشبختی برسید. اين بسيار مهم است که منصفانه خودتان را بشناسید یعنی از ”نیازهای اساسی“ خود اطلاع داشته باشید، ”نقاط قوت“ و ”توانمندی“ ها، ”ضعف“ها و ”استعداد“های خود را بشناسید، از ”هدف“ و ”ارزش زندگی“ آگاه باشید، زیرا اگر خودتان را نشناسید و ندانيد که چگونه شخصيتي هستيد، چگونه می توانید شخصيتي همسان خود را (كه بتواند جفتِ حقيقي شما باشد) بيــابيـــد؟!. پس، براي انتخاب همسر، ابتـدا ”شناخت از خود“ و بعد ”شناخت از او“ مهم است نه عشق به او، و برخوردِ احساساتی داشتن یا تعلق عاطفی یافتن… زيرا انتخابِ درست بر مبنای شناخت شکل می گیرد و بر مبنای ”عقل“ گزینش می شود. بنابراین، شناخت قبل از ازدواج، مهمترين معيارِِ يك ”ازدواجِ موفق“ و تشكيل دهنده يك ”زندگي سالم“ است. توجه داشته باشید عشقی که پس از شناخت بوجود می آید ”ارزشمند“ و ”پایدار“ می ماند. بنابراین با آگاهي و شناسائیِ ملاک های یک انتخاب موفق، مي توانید دست به انتخاب همسری شایسته که در عین حال یک ”مادر“ یا یک ”پدر“ خوبی هم هست، بزنیـد.
اینک شرایط لازم برای کسانی که می خواهند ازدواج کنند:
۱ـ داشتن سلامت فکر و روان ( زیرا انسان سالم، خانواده سالم ايجاد مي كند. داشتن توانائی و قابلیت اندیشیدن و قدرت تمیز صحیح از غلط.)
۲ـ داشتن نيت و اراده براي تشكيل خانواده (بايد طرفين با آگاهی و با ديد باز و نیز با رضايتِ خود، اقدام به تشكيل خانواده بنمايند.)
۳ـ رشد عاطفی (توانائی و تبادل مهر و محبت و نیز کنترل احساسات در محدوده مورد قبول جامعه)
۴- سن مناسب ( كه بيشتر منظور آمادگی فیزیولوزیکی و رسيدن به رشد عاطفي و بلوغ عقلی است.)
۵- داشتن اخلاق خوب (دارا بودن ملاك هاي پسنديده اخلاقي كه لازمه بقاء و آرامش در زندگيست).
۶- داشتن حس مسئوليت پذيري (توان پاسخگويي به نيازهاي جسمي، روحي و عاطفي همسر).
۷- و نیز داشتن منشِ يك عشق، يك همسر (كه متضمن وفاداري و خوشبختي يك خانواده است).
با توجه به موارد مذکور و اینکه هدف از دورۀ آشنایی در ازدواج، “تبادل اطلاعات” برای رسیدن به شناخت است نه “تبادل احساسات” برای رسیدن به عشق… اینک وارد اصل موضوع می شوم.
معيارهاي ازدواج موفق :
به طور طبيعي، هر انساني مايل است همسرش مشابه خودش، و در عين حال مكمّل نيازهايش باشد اما واقعیت این است که نمی توان تفاوت های غیر قابل انکار دو نفر را نادیده گرفت لذا با توجه به رعایتِ موارد ذیل، که نشان دهنده نقش اساسی و مهمی در تشابه دو نفر دارد، می بایست از ارائه آگاهی های لازم و گفتمان منطقی و اصولی که طرفین را به هم نزدیک تر می کند، استفاده کرد. زیرا به تجربه ثابت گرديده هر چه دختر و پسر از جهات مختلف، به هم شباهتِ بيشتري داشته باشند امكان سازگاری و خوشبختي و سعادتمندي آنها افزايش خواهد يافت. البته این همان ”اصول کفویت“ است که در منابع اسلامی عنوان گردیده، که اينك شاخصِ اين تشابه ها را، مطرح و به آنها توجه مي نمائیم:
۱ـ تشابه در ويژگي هاي فرهنگي و نظام ارزشي:
یعنی توجه به تشابه و همسانی در آداب، رسومات و باورها و نیز نحوه ارزش گذاري ها و توجه به علائق و رغبت های یکدیگر و… كه مي بايست طرفين با نگاه افقي به قضايا بنگرند، تا بتوانند میزان نزدیکی به مسائل و موضوعاتِ مختلف را، با هم مشاهده کنند نه اينكه در رويكردهای زندگی و نگرش ها، از اختلافات فاحش برخوردار باشند.
۲ـ تشابه در اعتقادات مذهبي:
پایبندی به ارزشهای دینی یکی از عوامل خوشبختی است زیرا دین به عنوان یک عامل درونی، افراد را از ارتکاب به اعمال خلافِ انسانی باز می دارد. و در ازدواج به این صورت است که یکی انسان متدین و معتقد و دیگری بی قید و دین گریز و یا دین ستیز نباشد، توجه به تشابه در اعتقادات دینی و همساني در مسائلِ مذهبي در زندگی قابل اهمیت است که می بایست لحاظ شود.
۳ـ تشابه در امور جنسي:
طي تحقيقات به عمل آمده، مسائل جنسي در زندگی از لحاظ اهميت، در ”درجه اول“ قرار دارد و از مهم ترين عوامل خوشبختي يا عدم خوشبختي در زندگي زناشويي است. که می بایست توجه لازم نسبت به آن بعمل آید و تشابه در میزان آن در نظر گرفته شود. اما در جوامعی که به هر دلیلی نمی توان به این امرِ مهم پرداخت با کمک گرفتن از مشاور، و یا هوشمندی لازم و استناد به حرف های خودِ فرد، توجه به عدم مشکل داشتن در عملکرد فیزیولوژیکی جنسی ضروریست.
۴ـ تشابه در مسائل اخلاقي:
شيريني يا تلخي زندگي، رابطه ی مستقيمي با كيفيتِ اخـــلاق دارد کسانی که در زندگی از”انعطاف پذیری“ بر خوردارند و سخت گیر نیستند می توانند قابلیت گفتگو و مذاکره داشته باشند. اینان غالباً همان کسانی هستند که هنگام عصبانیت می توانند خود را کنترل نموده و صبور باشند تا ”آدرنالین“ آنها که موجب عصبانیت آنان شده، در بدنشان کاهش یابد، سپس عاقلانه تصمیم می گیرند و رفتار منطقی از خود نشان می دهند. بنابراین توجه به چگونگی اخــلاق و داشتن ”سعه صدر“ از عوامل مهم خوشبختی است.
۵ ـ تشابه تحصيلي و طبقاتي:
بد نیست بدانیم که تحصیلات عالی، معیاری برای کسب ”شعور“ و ”آگاهی“ نیست و در زندگی هم ملاکی برای ”فرهنگ بالا“ یا ”بینش والا“ نیست، و نمی تواند تضمین کننده روابط معقول و حساب شده و یا تأمین کننده سلامت روانی خانواده باشد. اما می تواند زمینه ای برای آن محسوب گردد. البته روانشناسان تفاوت ميانِ سطحِ تحصيلي و طبقاتي را يكي از عواملِ اختلافاتِ خانوادگي می دانند، لذا توصيه می کنند، سعي كنيد با همطرازِِ خود ازدواج كنيد.
۶ـ تشابه در وضعيت اقتصادي خانواده ها:
چون معمولاً چگونگی وضعیتِ اقتصاد خانواده ها، در چگونگی میزانِ ارضای نیازهای انسان مؤثر است می تواند یک اصل مهم در ایجاد تفاهم های بعدی بین زن و مرد باشد. لذا روانشناسان مي گويند در ازدواج توجه به تشابه در وضعیت اقتصادی، نقشِ مؤثري در پيشگيري از اختلافات خانوادگي دارد.
۷ـ تشابه در شخصیت مستقل نه وابسته:
یعنی دختر و پسر از توان و بضاعتی برخوردار باشند که در عین حالی که به والدین خود احترام و بیش از همه ارزش می گذارند اما استقلال شخصیت خود را هم حفظ می کنند و اجازه مداخله و كنترل زندگیشان را به هیچ کس(بجز متخصص) نمی دهند.
۸ـ تشابه در هوش:
این تشابه در زندگی جهت انجام گفتگو و کسبِ ”دركِ همدلانه“ و رسیدن به رشد و پیشرفت و نیز احساس مكمل داشتن و خوشبخت بودن می تواند نقش بسیار موثري را ايفا كند. بطوری که عدم آن، فقدان احساس خوشبختی و موفقیت را به دنبال دارد.
۹ـ تشابه در اصالت خانوادگی:
هر چه شناخت دختر یا پسر از خصوصیات و وضعیتِ تربیتی و محیطی و فرهنگی خانواده همسرِِ آینده اش، بیشتر باشد نه تنها ایجاد ”تفاهم“ ما بین آنان نقش اساسی خواهد داشت بلکه با مشکلات و ناسازگاری های کمتری هم در زندگی مواجه خواهند شد، زیرا این شناخت می تواند ملاک قابل اعتمادی برای چگونگی نحوه تربیت فرزندان و ارتباط متقابل زناشوئی تلقی شود.
۱۰– تشابه در سن:
سن مناسبِ ازدواج الزاماً سن شناسنامه ای نیست، بلکه اصل، میزانِ پختگی، بلوغِ فکری و روانی است که تشابه نیازها و علائق، توقعات و انتظارات را به دنبال دارد. اما غالباً سن شناسنامه ای، همبستگی بالایی با میزان پختگی فرد دارد، لذا پیشنهاد می شود زن چند سالی کوچکتر از مرد باشد هر چند که این مبنا، به تنهائی نمی تواند عامل موفقیت در زندگی زناشوئی باشد.
بنابراین، با توجه و رعایتِ مفاد ده گانه بالا، می توان ازدواجی بدون شکست و موفقی را داشت که بر مبناي يك انتخاب صحيح و آگاهانه انجام پذیرفته و بر اساس معيارهاي ”عقلانی“ و ”منطقي“ محاسبه گردیده است، نه بر مبنای احساسات، یا عشقِ قبل از شناخت، و یا برای فرار از مشکلاتِ خانوادگی، و یا برای خودنمایی، و….
پس برای رسیدن به خوشبختی باید ”عاقلانه“ ازدواج کرد تا بتوان ”عاشقانه“ زندگی کرد.
حال بهتر است کمی دورتر را هم نگاه كنيد، یعنی به فرزندانی که از شما خواهند آمد، بدانيد فرزندِ شما، از شخصیت همسر شما ارث خواهد برد، لذا توجه به منش و هويت شخصيتیِ همسر و خانواده او، از اهمیت بالایی بر خوردار است. زیرا:
ذات نايافته از هستي بخش كي تواند كه شود هستي بخش
بنابراين، اگر مي خواهيد نسلي سالم و شايسته داشته باشيد توجه به ”كيفيتِ شخصيتِ“ طرف مقابل و سرمايه هاي معنوي او لازم و ضروري است.
لذا سعی نمائید در هنگام گفتگو براي شناخت، از كلي گوئي، كنايه گوئي و يا ابهام گويي جداً اجتناب كنيد بلكه هر آنچه كه در دل داريد كه برایتان اهميت دارد، بگوئيــد و هر آنچه كه مي خواهيد بدانيد را بپرسيد، و نیز هر تصميمي را كه گرفته ايد قاطعانه و شفاف بيان كنيد.
اینک برای آگاهی بیشتر، اشاره ای هم به مواردی از کارکردِ خانواده در ازدواج موفق می نمایم:
۱- خانواده، بهترین مأمن و پناهگاه عاطفی و اجتماعی برای زن و مرد است.
۲- مرکز تبادل عاطفی و محبت بین اعضای خانواده است.
۳- محل ارزیابی مشکلات و کمبودها و اقدام در جهت رفع آن هاست.
۴- مکانی مطمئن و استوار و پر از امید برای نسل های آینده است.
۵- سر چشمه دوستی و رفاقت و حمایت کننده روانی، اقتصادی و فرهنگی است.
۶- پایگاهی است که همه نیازها و انگیزه های انسان از آن دریافت می شود.
۷- مرکز ارائه مدل ها و نقش های جنسی زنانه و مردانه است (اصولاً کودکان با اغلب وظایف خود در سنین آینده از طریق خانواده آشنا می شوند.)
۸- فشارهای روانی وارد بر فرد را خنثی و تعدیل می نماید.
۹- بی اعتمادی، بی انگیزگی، تکرار کار و کسالت و خستگی ناشی از آن را رفع می کند.
۱۰- آرامش درونی و امنیت قلبی توأم با احساس خشنودی و رضایتمندی را با خود دارد.
و…
پس بدانید: خدا به ما ”چشم“ داده که خوب ببینیم، ”گوش“ داده که خوب بشنویم، ”عقل“ داده که خوب بسنجیم، و ”قلب“ داده که خوب دل بسپریم، پس به هنگامِ ازدواج، همه ی این اعضا را، با هم بکار بیندازید تا موفق شوید.