عشـق را نمی توان زنجیـر کرد یا در گاوصندوق نگاه داشت و یا با کنتـرل های شـدید از آن نگهبـانی کرد، بلکه عشـق ”آغوش امن“ می خواهد. لذا آگاهی از حد و مرز دوست داشتن ضروریست.
عده ای از انسان هائی که مبتلا به بیماری اختلال شخصیت هستند مانند شخصیت های وابسته و غیر مستقل و یا شخصیت های آسیب دیده و ناهنجار، تحت عنوان ”دوست داشتن“ یا ”عاشق بودن“ چنان طرف مقابل خود را مورد کنترل دقیق و مراقبت شدید قرار می دهند که ادامه زندگی با آنان غیر ممکن و یا بسیار سخت می گردد زیرا عملاً و در اشکال گوناگون باعث آزار و اذیت محبوبِ خود می شوند که غالباً یا فاقد درک لازم نسبت به این شکنجه و عذابی است که به طرف مقابل می دهند و یا به بهانه های واهی خودشان را نسبت به این عمل خلاف، توجیه می کنند. که البته به این عملِ آنان ”دوست داشتنِ روان پریشانه“ هم می گویند. لذا ما در مقابل این بیماران، سعی داریم مراحل دوست داشتن متعادل را بیان نمائیم تا ببینید که ”تعادل“ در دوست داشتن از چه حد و مرزی باید برخوردار باشد. شاید بدینوسیله تا حدودی بتوان موجبِ پیشگیری از درگیری های غیر منطقی و ناهنجاریهای شخصیتی گردید.
لذا قبل از هر چیز برای تفهیم بیشتر، بهتر است حدو مرز ”دوست داشتن متعادل“ را به اضلاع یک مثلث تشبیه کنیم مثلثی که یک ضلع آن ”احساس آرامش“ است و ضلع دیگر آن ”احساس امنیت“ نمودن و ضلع سوم آن نیز ”احترام و ارزش به شخصیت همسر“ گذاردن است.
اینک اشاره ای به این سه مرحله مذکور می نمایم:
۱ــ نخست ”احساس آرامش“ داشتن، یعنی دو نفر که یکدیگر را دوست دارند هنگامی که با هم زندگی می کنند و یا در کنار هم می نشینند ”احساس آرامش“ می کنند زیرا ضمن داشتن رابطه صمیمی با هم و احترام و ارزش به حقوقِ یکدیگر، با زبان بدون خشونت و با استفاده از کلمات دوست داشتنی با یکدیگر صحبت و ارتباط بر قرار می کنند نه با برخوردی تلخ و خشن و نه با ایرادگرفتن ها و رجوع به گذشته ها و انتقادهای پی در پی و توهین و تحقیر… که نتیجه ای جز دوری و پاسخی آلوده ندارد بلکه بجای”آرامش زا “بودن، تنش زا می شود.
شایان ذکر است توجه به این امر بخصوص ارزش و احترام قائل شدن، در بهبود زندگی و رسیدن به آرامش، از اهمیت بسزائی برخوردار است لذا باید جداً از عادات و رفتارهای ناپسند مانند پرخاشگری، کنترل گری، بدبینی، بد زبانی و… اجتناب نمود. بلکه سعی کرد به جای ”عیبجوئی“، ”حُسن و خوبی“ هم را جویا شد و به جای ”طلبکاری“، ”قدردانِ“ هم بود و برای هم ارزش و احترام قائل شد و با نگاهی گرم و گفتاری امیدوارکننده و انرژی دهنده به هم نگریست و گله های کوچک را فراموش، اما محبت های کوچک را همواره به یاد داشت.
۲- ضلع دیگر مثلث ”احساس امنیت“ نمودن است که از اهمیت بسزائی برخوردار است، زیرا عدم احساس امنیت در زندگی و به آینده، مانع احساس صمیمی شدن و عشق ورزیدن می گردد، لذا توصیه می شود از هر رفتار یا گفتار و حرکتی که همسرتان را دچار احساس عدم امنیت می کنند جداً خودداری نمائید زیرا به تجربه ثابت گردیده که چنین روابطی نتیجه خوبی ندارد. لذا همواره سعی کنید تا حریم همسرتان را رعایت نمائید و آنچه بر خود نمی پسندید بر او نیز نپسندید. دقت داشته باشید و مراقب باشید کاری نکنید که نشان دهنده ”آسیب“ یا ”تهدیدی“ از جانب شما باشد که موجب سلب اعتماد او گردد، بلکه برعکس با محبت و عملِ انسانیِ خود، اعتماد و اطمینان او را نسبت به خود جلب نمائید، به او احساس امنیت بدهید تا در کنار شما از هر جهت ”احساس امنیت“ و اعتماد کند تا بتواند با خیال راحت، به شما تکیه نماید. و نیز بدانید عشق را نمی توان زنجیر کرد یا در گاوصندوق نگاه داشت و یا برای آن نگهبان تعیین کرد بلکه عشق آغوش امن می خواهد تا جائی دگر نرود.
۳ــ پس از توجه کافی به دو مورد بالا ”احساس خشنودی“ داشتن ضروریست که لازمه آن”مثبت اندیش“ بودن است، سعی کنید با ارزش گذاشتن به همسر و پذیرش تفاوت های ساختاری و نیز احتــرام به شخصیت و علائق او، بر صمیمیت خود بیفزائید، و بدانید این دلبستگی و صمیمیت تا جائی هنجار و پایدار است که نیازِِ بودن با او، بصورت بیمارگونه و ناسالم نگردد یعنی چون او را دوست دارید به هر بهانه و عنوانی به خودتان اجازه دهید تا بدون توجه به علائق او یا بدون هیچ ارزشی برای او، فقط خواسته های بیمارگونه خود را ببینید و بر او تحمیل کنید… در حالی که اگر واقعاً او را دوست دارید باید آن کنید که او دوست دارد. و نیز اگر واقعاً خواستار وجود عشق و صمیمیت و صفا و یکرنگی در زندگی هستید، بدانید با آسیب زدن به شخصیت و استقلال همسرتان، امکان ندارد بتوانید شریک زندگی تان را به شکوفائی و رشد و احساس خشنودی برسانید، در نتیجه به آرامش و بهبود زندگیتان، خدمتی کرده باشید!.
اینک، که سه مرحله بالا را توجه و آنها را رعایت نمودید به روشنی خواهید دید که همسرتان چگونه دل بسته شما شده است و نیز بدانید که به بهترین ارتباط انسانی که همانا ”دوست داشتن متعادل“ است، دست یافته اید.
آری، دوست داشتن مجموعه ای از کشش ها و علاقه هائیست که اطمینان و امنیت را همراه با احترام و صمیمیت بعلاوه هیجان مثبت و شعور و نیز آگاهی و شناخت به همراه دارد که به آن ”دوست داشتن متعادل“ یا ”عشق عاقلانه“ و یا ”ارتباط سالمِ انسانی“ می گویند.