اگر بخواهیم خودمان باشیم باید تمامی این عقاید را بررسی، و از حقانیت آن مطمئن شویم.
همانطور که رنگ چشممان را از مادر و یا بلندی قدمان را از پدر و یا طرز حرف زدنمان را از دائی و یا عمو به ارث می بریم متأسفانه خیلی از عقایدمان را هم به ارث برده ایم، حتی احساساتمان را هم به ارث برده ایم. از بچگی به ما گفته اند لعنت بر فلانی، یا درود بر فلان شخص، گفته اند فلان ادعیه فلان خاصیت را دارد و یا گفته اند… که باید گفت این خواسته ها همچنان به ما به ارث رسیده… و زندگی ما را گوسفند واری نموده، اما اگر به بلوغ عقلی رسیده و بخواهیم خودمان باشیم، باید یکی یکی این عقاید را زیر ذره بین بگذاریم و از “حقانیت” آنها مطمئن شویم . این درست نیست که مسائل عقیدتی و احساسی از طریق سنت و نیاکان و یا تقلید و تعبد به ما برسد و عمری تحت یأثیر تلقین، تبلیغات و یا منافع گروهی باشیم.