علمِ ژنتیک هم میتواند انسـان را متعـالی و به اوج برسـاند و هم میتـواند او را به ذلت و تبـاهی بکشاند، و امروزه منحصراً در انحصارِ کسـانی است که با بی رحمی تمام، منـافعِ دنیــا و ملتهای محـروم را به غارت می برند.
چند سالی است که دانشمندان و ابر قدرتهــا، به روشنی متـوجه شده اند که با کشفِ ترسیمِ هندسی ژنتیـکیِ انســان، دیگر ”انسـان“ می تواند بر هستی مسلط شود و قضـا و قـدرِ خود را آنطـور که می خواهد بسازد، چه از نظرِ طــولِ عمر، چه از نظرِ هـوشِ والا و چه از نظر رنگ و شـکل و چه …
و جالب اینست که هــدفِ دانشمنـدانِ ژنتیک، سـاختِ انسانیست ”فرا بشـر“، با قدرتهــا و توانهــای بسیار بالا… و جالب تر اینــکه هـدفِ همـه ادیان هم، همیـن بوده است، یعنی آنان با قـدرتِ ”ایمــان“، توانِ انسـان را ازدیاد و قـدرتِ او را ”خارق العـاده“ می کردند تا او را بسـویِ فرا بشری سوق دهند، و امروز علمِ ژنتیـک اگر در راستـای شـکوفـاییِ انسـان و متـعـالی شدنِ او گام بر دارد، در اصل در راستــای حقیقتِ ادیان گام بر داشته است.
بنظرِ شما آیا ابر قدرتهـای جهان، که به اشکالِ گوناگون مانعِ ”رشـد“ و ”آگاهی“ و ”متعالی“ شدنِ انسانها هستند و به عناوینِ مختلف سعی در محـدود و محصور نگه داشتنِ قدرتِ ”فـکر“ و ”ذهنِ“ انسانها دارند و همواره با مشغول داشتن و الکی خوش بودن، آنان را ”سرگرم“ نگه میدارند، تـا ”همـــه چیــــز“ را، در راستایِ منافعِ خود قرار دهند، از علم ژنتیک –(که اساس آنرا کاملاً در انحصار خود گرفته اند)- در جهتِ رشد و متعالی شدنِ انسـان استفاده می کنند؟! یا آن را هم در جهتِ اهدافِ شوم و اهریمنیِ خود قـــرار داده اند؟…
واقعاً چه دلیلی است که تا کنون موردِ استفاده قـــرار نداده باشند؟!…
با عرض سلام و خسته نباشید
مدتی بود برخی پدیده های غریب را در بعضی جوامع می دیدم و متعجب بودم که چگونه ممکن است؟!! اما حالا با خواندن این مقاله کوتاه شما بروشنی متوجه شدم واقعاً ممکنه جنگهای نامریی ژنتیکی باشه که دهها سال دیگه افشا یا بیان گردد. بهرروی از مقاله های آموزنده شما استاد عزیز و جرأتمند که اینچنین روشن و گویا بیان می کنید بسیار متشکرم.
و در مورد سوالتون: به نظر من قطعا اینها در جهت اهداف شوم و اهریمنی خودشون استفاده میکنن. چون هم تجربه تاریخ این رو میگه و هم ساختار استعمار گران و ابرقدرتها و حتی سلطه گران همیشه شوم و اهریمنی است.
ارتباط بین تعالی انسان و ذلت و تباهی او با علم ژنتیک را نمی فهمم؟ به نظر من کشف رازهای هستی موجودات زنده و حتی غیر زنده مهمترین هدف و وظیفه انسان در جهان هستی است و احتمالا پروردگار عالم هم از آن خوشنود است. و ترسیم نقشه ژنوم انسانی عالی ترین تلاش او بوده است و چه اشکالی دارد؟ اما تا کشف همه حقیقت به نظرم خیلی مانده است. انسان تمایل زیادی دارد با خدا، از حیث هویت، توان و قدرت برابری اگر نتوان گفت، حداقل مشابهت سازی کند و به نظر من خدا در خلقت موجودات زنده راه هرگونه تخیل و ابتکار و نوآوری را بر انسان بسته است اما عطش سیری ناپذیر انسان به خدا شدن، او را واداشته تلاشی دیوانه وار در چیدمان های جدید مولکولهای تشکیل دهنده ماده ژنتیکی کند شاید بالاخره موجود زنده ای بهتر و به قول شما فرابشری درست کند. می خواهد در رقابت با پروردگار عالم پیروز باشد!
اما اینکه ادیان الهی هم در جهت تولید ابر انسان تلاش کرده اند، موافق شما نیستم. کارکرد ادیان فقط در جهت ایجاد و حفظ رابطه خوب و مسالمت آمیز انسان با خداوند است و قرار است به پرسشهای بی جواب انسان از چیستی و چگونگی اش پاسخ دهد، درست همین پاسخی که او (انسان) به دنبالش در ماده ژنتیکی جستجو می کند. ابرقدرتهای جهان، ابرانسانهای ساخته شده دست بشر نیستند و یا موجودات خارج زمینی که برای نابودی نوع بشر از جایی دیگر و یا از جهانی دیگر و به هدایت خدایی دیگر آمده باشند. انسانهای زمینی ای هستند که از مسیر خیر پروردگار به مسیر شر پروردگار در حال حرکتند. خوب امروز شر بر خیر پیشی گرفته کاش به زودی خیر بر آن چیره شود!
دوست گرامی، ضمنِ تشکر از توجه و اظهار نظرتان:
۱- در ابتدا بصورت سؤالی اظهار نموده اید ارتباط بین تعالی انسان و تباهی او را با علم ژنتیک متوجه نشده اید؟ اما در پاراگرافِ دوم پاسخ آن را خودتان در خط دوم و سوم آن نوشته اید: پاسخ چیستی و چگونگی انسان در ادیان همان چیزی است که عیناً ژنتیک به دنبالش است..
۲ـ بنظر شما آیا کارکرد ادیان،”فقط“ در جهتِ ایجاد و حفظ رابطه خوب و مسالمت آمیزِ انسان با خداست؟!!
موفق باشید
به نظر من چیستی و چگونگی ماده ژنتیکی ، چیستی و چگونگی انسان نیست. انسان برابر با تمام اجزای آن نیست(به نقل از کتاب روان درمانی اگزیستانسیال) انسان چیستی دارد بسیار پیچیده تر از ماده ژنتیکی و اتصالات شیمیایی. بشر قطعا به تمام و کمال با ژنوم خود و حتی دیگر موجودات زنده عالم هستی آشنا می شود اما به طور قطع با همه هستیش در آزمایشگاه آشنا نمی شود.
و درباره کارکرد ادیان، بله به نظر من نقش ادیان برای انسان ساده و در عین حال مهم و حیاتی بوده است. بدون پیچیدگی و دشواری و در جهت تسهیل زندگی انسان در جهان هستی. سوالهایی هست که انسان بالاخره بدون حضور ادیان و پیامبران و کتابهای الهی می توانند به آن پاسخ دهند اما سوالهایی هستند که تنها آنها می توانند جواب دهند چون داده اند، زندگی را برای انسانها آسان کرده اند.
در سال ۱۹۹۱ کنگره آمریکا بودجه ای بالغ بر سه میلیارد دلار اختصاص داد تا توسط ژنتیک دان های صاحب نامِ جهان در مدت ۱۵ سال، نقشه مهندسی ژنتیکی و بیوتکنولوژی مولکولی انسان را آماده نمایند، مرکز این تحقیقات در ”انگلیس“، ”آمریکا“ و ”ژاپن“قرار گرفت که در سال ۲۰۰۵ (کمی هم زودتر) آماده گردید.
لطفاً توجه فرمایید مهندسی ژنتیک شاملِ تکنیک هایی می شود که باعثِ بروز صفاتی در موجودِ جاندار می گردد که هم میتواند در راستای افزایش فوق العاده باشد و هم برعکس، اهریمنی باشد که البته دانشمندان و ژنتیک دان های بزرگ، کاربردهای ”مهندسی ژنتیک“ را تقریباً نامحدود بیان کرده اند.
بنا براین، جایگاه و نقشِ کلیدی مهندسی ژنتیکی و بیوتکنولوژی مولکولی، علاوه بر علوم پایه و تولیداتِ صنعتی یا کشاورزی یا علوم پزشکی و…که خـدمـاتِ بـزرگـی به بشریت می نماید در عرصه های ایجاد جانداران ترانس ژنتیک، کاهش یا ازدیادِ تنش های روحی، فکری، اجتماعی، فرهنگی و یا هوش، عقل و دیگر استعدادهای بشریت هم می تواند مانند شمشیر دو لب عمل کند…
لذاست که برخی از عالمان این امر معتقدند ”سر نوشتِ انسان، به مهندسی ژنتیک می نگرد“. موفق باشید.