… به خدا قسم که کس را، ثمر آنقدر نباشد که به روی نا امیــدی درِ بسته باز کـردن
می گویند دوستی بر دو نوع است: ”زبانی“ و ”عملی“
در دوستی زبانی، زبان تعیین کننده همه چیز است یعنی با زبان بازی، خود را ”قربانی“ و ”فدای“ یکدیگر می کنیم، با زبان بازی ”چاکر“ و ”نوکر“ هم می شویم حتی ”دردِ “یکدیگر را به جان میخریم… اما همین که مشکلی پیش آید همانهایی که فدایی بودند و قربان یکدیگر می شدند فـرار را بر قـرار ترجیح داده یا به بهانه ای صحنه را خالی می کنند…
پس چه موقع می توان روی دوستی افراد حساب کرد؟! هنگامی که در عمل و به هنگامِ گرفتاری، در صحنه مشکلاتِ ما حضور داشته باشند و هر عملی و کمکی که میتوانند انجام دهند… اینان ”دوستانِ واقعی“ و عملی هستند که بسیار با ارزش اند و از اهمیتِ والایی بر خوردارند.
در رابطه با خـــداوند هم همینطور است یعنی با زبان بازی اظهارِ ”مسلمانی نمودن“، یا با چرب زبانی تلاوتِ ”ادعیه“ و ”اذکار“ نمودن… بدونِ اینکه در عمل هیچ تغییرِنیکی در ”رفتـــار“ و ”اخـــلاق“ و عمـلِ مان بوجود آید هیچ ارزشی ندارد بلکه گناهی است بزرگ، و گوینده آن کلام دروغگوست، بطوریکه گویی خــدا را به مسخره گرفته…
پس این دوستی عملی است که تضمین کننده دوستی زبانی است. بنابراین دیگر نباید به حرفهای قشنگ و وعده های شیرین، آنهم در دنیای امروز، که همواره موجبِ اغفالِ بشریت و گمراهی و حتی تباهی او گردیده، اعتماد کرد بلکه همواره میبایست عملکرد ها را موردِ بررسی قرار داد و هدف از اعمال را در یافت. لذا می بینیم در اسلام علاوه بر اینکه مؤکداً سفارش به ”عمل“ شده، روزی پنج بار هم با صدای بلند گفته میشود ”حی علی خیرالعمل“ یعنی ”معیار“ و تعیین کننده دوستی با خدا ”اعمال نیک“ است.
براستی که عبادت بجز ”خدمت به خلق“ و رشد و پیشرفت و تعالی بخشیدن به خود نیست.
سلام
البته که از یک دوست خوب نهایت این انتظار هست، اما وقتی زبان و آنچه از آن جاری می شود باید سنجیده و به جا به کار بیاید آنوقت همین دوستی زبانی هم به اندازه نوع عملی آن به درد بخور می شود. انسان موجود پیچیده ایست. کی می تواند بفهمد کی و کجا باید چه کند؟ دوستی عملی تابع اراده و خواست طرف مقابل است. درباره خداوند حاکم اوست.