نامه ای سر گشاده به مقام رهبری (۴)

در هر جامعه ای که چشمانِ  مراقب و نقاد وجود داشته  باشد، مانع از فساد و استبداد می گردد. 

بسمه تعالی

 مقـام محتـرم رهبــری

حضرت آیه الله خامنه ای

با سلام و احترام

           همانطور که استحضار دارید مهمترین مسئله ای که حضرت علی(ع) در رابطه با حکومت و مردم به آن توجه و سفارش بسیار نموده و همواره آن را مهم و ضروری دانسته است موضوع ”حاکمِ خردمند و پرهیزکار“ که ”خیرخواه“، ”دادگر“، ”مدیر“ و ”جامع شرایط“ است، می باشد و نیز ضرورتِ توجه به نحوه عملکرد هیئت حاکمه نسبت به ”تعهدات الهی“ و ”مسئولیت های انسانی“ای که دارند را بیان نموده است، زیرا نقش حکومت در ”بسط عدالت“ و شکل گیری ”رفتـار و اخـلاق جامعه“  و ”سرشت و سرنوشت مردم“، از اهمیت بسزائی برخوردار است تا آن جا که می فرماید: ”مردم به زمامدارانشان بیش از پدرانشان شباهت دارند.“(۱)  لذا می بینیم در باره چگونگی اجرای دقیق قانون و سپردن کارهای جامعه به کاردانانِ لایق و شایسته بسیار اصرار و تأکیـد دارد.  زیرا از نگاه علی(ع): حاکمان،  متعهد و موظف هستند تا نسبت به بر قـراری ”عدالت اجتماعی“ و  از بین بردن ”تبعیض“ها و ”تعدی“ها اقدام کنند تا محیطِ  جامعه برای رشد و شکوفائی انسان ها مساعد گردد و همه بتوانند از زندگی سالم  و مسالمت آمیزی بر خوردار گردند و بسوی رشدِ  مادی و معنوی و تعالی انسان حرکت کنند نه این که به انبیاء و اولیاءِ خود ببالند و افتخار کنند و مدام از آنها تجلیل نمایند اما در عمل، در مسیر آنها نباشند و بهره لازم را از آنان نبرند؟!!.

      امام علی(ع) در قسمتی دیگر از سخنانش فــریاد می زند و می گوید: باید از نفوذ ”فرصت طلبان“ ، ”منافقان“ ، ”جاه طلبانِ ریاکار“ و ”منفعت طلبان“ به کادر کارگزارانِ حکومت  جلوگیری شود، زیرا وضع مردم اصــلاح نمی گردد مگر این که کارگزاران صلاحیت و شایستگی داشته و از ”بضاعت“ و ”توانائی“ بهره مند باشند و همواره به ”فکر مردم“ و رفاه و امنیت و رشد آن ها باشند… نه اینکه مقام و منصب را ابزاری نمایند برای بهره گیری بیشتر از مظاهر زندگی، چون ”ثروت اندوزی“، ”تجمل گرائی“، ”شهرت“، ”خوشگذرانی“ و یا عقده گشائی های دیگر…  زیرا شیرینی خاصی که برخوردار شدن از موقعیت ”قابل توجه بودن“ دارد چنان انسان را مست و ”ازخود بیخود“ می سازد که براحتی موجب ”فساد“ و ”استبداد“ می گردد،  بطوریکه از اهداف و وظایف خود ”غافل“ می شود.  بنـابراین از وظایف دولتمـردان و مسئولین مملکتی است که حقیقتاً خود را ”خادم“ مردم بدانند و مدیون مردم بخوانند و نیازمند به ”آراء مردم “بدانند.  نه به ”شعـار“ بلکه در ”عمل“.   که اگر چنین نباشند یعنی ”احساس بی نیازی“ کنند ”طغیان“ خواهند کرد.(۲)   لذا بسیار تأکید گردیده تا مسئولین باید در مقابل مردم فروتن و متواضع باشند و مردم را ولی نعمت خود بدانند و به خصوص ”پاسخگوی مردم“ باشند. نه اینکه هر کاری که دلشان می خواهد ولو اینکه خلاف قانون و شرع باشد، انجام دهند و به هیچکس هم ”پاسخگو“ نباشند… بلکه حکومت را عرصه ”خدمت به مردم “بدانند نه مکان کسب منفعت!!…  که  به راحتی ”حقیقت“ را فدای مصلحت  و ”اخـــلاق“ را فدای سیاست کنند؟!!.

        لذا می بینیم که امیرالمؤمنین(ع) صراحتاً به نقل از رسول خدا(ص) می گوید: ”حکومت با کفر دوام می یابد اما با ظلم پایدار نمی ماند“(۳) زیرا او ”عدالت“ را چون هوای تازه برای همه ضروری می داند و این مهم را با نثارخون خود به اثبات می رساند.

         بنابراین، امروزه پیروان واقعی علی(ع) نمی توانند در برابر ثروت اندوزی های ”ناصالحان“ و محرومیت های ”ستم دیدگان“ سکوت کنند… البته اینها درس هائی است که قبل از انقلاب از خودتان آموختم و اینک با توجه به اهمیت موضوع و من باب ”فذکّر، ان الذکرا تنفعُ المؤمنین“(۴)  توجه حضرتعالی را به ده  نکته از کلام آن حضرت جلب می نمایم:

 ۱- کسانی را به دیگران ترجیح دهید که بیش از دیگران ”حق“ را به شما تذکر دهند و کمتر از دیگران از شما تعریف و تمجید نمایند.

 ۲- بر حاکم لازم و واجب است تا بهترین ها را از کارگزاران سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی… بر گزیند که در ”حق گوئی“از دیگران صریح تراند و نظارت مستقیم و غیرمستقیم بر آنان داشته و ارزیابی دائم از عملکرد آنها داشته باشد.

۳- مسئولین مملکتی می بایست به امور مردم همانند ”پدر“ و ”مادری مهربان“، که به وضع فرزندانشان رسیدگی می کنند،  رسیدگی نمایند.

۴- حاکم اسلامی می بایست قلب خود را نسبت به مردم، مملو از محبت و لطف کند و بر آنان مهر بورزد  و ”کرامت آنها را حفظ  و با آنان به ”نرمی“ برخورد نماید.  مبادا  هنگامی که از ”دولتمردان“  و ”مدیرانِ“ حکومت شدی باعثِ لطمه به مردم شوی و به مانند درنده ای با آنان برخورد و رفتـار نمائی و خوردن اموال مردم را غنیمت شماری و به ریختن خون آنها بپردازی!… بدان، مردم بر دو گروه اند: یا در دین، با تو ”برادرند“ و یا در آفرینش، با تو ”برابر“…  پس نسبت به آنان عفو  و اغماض  و گذشت داشته باش تا خــدا تو را مشمول عفو و اغماضِ خود قرار دهد.

۵- آگاه باشید ”سر مستی“  و “غرور“ نباید مسئولان را از محرومان ”فارغ“ و از حلِ مشکلاتِ مردم ”غافل“ سازد.  نباید به بهانه اینکه کارهای بزرگ و مهمی داریم از رسیدگی به حل مشکلات مردم و ”پاسخگوئی“ به آنها باز بمانید بلکه به هیچ عنوان، نباید مسئولی از پرداختن به نیازهای مردم دریغ نماید و نباید نسبت به مردم با تکبر و غرور بنگرد و خودپسند باشد.

  ۶- آگاه باشید ملتی که ضعیفشان نتواند بدون ”ترس“ و لکنتِ زبان،  حقش را از ”قوی“ بگیرد روی سعادت و پاکیزگی نخواهد دید.

۷- مشکل بزرگ این است که حاکم نسبت به وضعیت واقعی جامعه و مردم، به هر دلیلی از آگاهی درستی برخوردار نباشد و یا کارگزاران از علم کافی برای اداره حکومت برخوردار نباشند و نتوانند درد و مشکل مردم را به درستی تشخیص دهند زیرا این امر موجب می گردد تا مردم ”سلب اعتماد“ از حکومت نمایند و از همکاری با آن خود داری کنند در نتیجه با مشکلات زیادی روبرو خواهند شد که غیر قابل جبران است… بطوریکه جامعه انسانی در خطر خواهد بود.

 ۸- آگاه باشید از نشانه های ”عدالت“ و سلامتِ جامعه اینست که به مجردِ  آشکار شدن ستم و تعدی بر کسی، بلافاصله نسبت به تعدی گر ”برخورد“ و از تعدی و ستم او، ”پیشگیری“  و نسبت به احیاء حقِ ستم دیده، اقدام گردد زیرا چه بسیار از انحراف ها که بواسطه نقد، اصلاح می شود، در غیر اینصورت تبهکاری در دین بسیار و فساد ها در جامعه فراوان و گرفتاری ها و بیماری ها در میان مردم زیاد می گردد تا جائیکه نیـکان ”خوار“  و بدکاران ”بزرگ“ جلوه می کنند…

۹- و بالاخره امام به مسئولینی که تنها شعار آخرت گرائی می دهند اما در عمل به دنیـاگرائی روی آورده اند می فرماید: ”به خدا قسم اگر مرا در بدترین وضع گرفتــار نمایند، بهتر و دلپذیرتر از آنست که بر بنده ای از بندگان خدا ستم روا داشته و یا به ناحق به ”سرمایه“ و امکاناتی رسیده باشم.“  و در جائی دیگر فـــریاد می زند و می گوید: اگر تمامی قدرت های عالم  و تمامی امکانات آفرینش را در اختیارم قرار دهند و بخواهند پوستِ  چوبی از دهان مورچه ای بگیرم،  چنین نخواهم کرد. این قدرت ها پشیزی برایم ارزش نخواهد داشت زیرا ”ظلم و ستم“ ولو کوچکترین آن، بسیار گناه بزرگیاست.

۱۰- بدان، هیچ چیز بیش از ”ظلم“ و ”ستم“ موجب ”تغییر نعمت خدا“ و تعجیل عقوبت حق نیست.  خداوند صدای استغاثه مظلوم را می شنود و در کمین ستمکاران است.

           در خاتمه، با توجه به فرمایشات امام علی(ع) و مفاد ده گانه مذکور، از جنابعالی که در عالی ترین مقام تصمیم گیرنده هستید انتظار میرود تا نوعی استدلال و روشی ارائه نمائید تا مفهوم ”امنیت“ را به مأموران امنیت، ”عدالت“ را به مأموران قضاوت و عمل به ”قانون“ را به مجریان قانون بیآموزد. و نیز نسبت به وضع اینجانب که ”بناحق“ مورد تعدی و ظلم و هتک حرمت و حیثیت قرار گرفته ام، رسیدگی نمائید.    زیرا پس از چهارده سال ”خانه نشینی“ (که حتی تصور آن بسیار سخت است… )  و بالغ بر پنجاه دادنامه به مسئولین عالیرتبه کشوری که خود را پیـــرو علی(ع) می دانند اما متأسفانه با بی اعتنائی کامل نسبت به تکلیف دینی خود و نادیده گرفتن احساس مسؤلیت قانون داشتن، هیچ اقدامی ننمودند، از آن مقام محترم رهبــری تقاضا دارم  تا نسبت به احقاقِ حق اینجانب برابر قانون و به عدالت  اقدام فرمائید.

                                                                                                                با احترام و تشکر

                                                                                                            سید مهدی عاملی رضائی

                                                                                                                   ۱۴ بهمن ماه ۹۳

  ——————————————————————————————————————

۱- تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص ۱۴۴

۲- سوره علق آیه ۶ و ۷ : ”بدرستی انسان همین که خود را بی نیاز پندارد سرکشی و طغیان می کند.“

۳ – شیخ مفید، امالی ص۳۱۰ ”الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم“ و یا بحارالانوار ج ۷۵ ص۳۷۷

۴ –  سوره الذاریات آیه ۵۵ : ”و يادآورى كن، كه يادآورى و پند، مؤمنان را سود دارد.“

۵ – مفاد ده گانه مذکور فــرازهائی از نامه آنحضرت به مالک اشتر است که از نامه ۵۳ نهج البلاغه می باشد و قسمتی هم از خطبه ۳۴ و نیز از نامه ۵۴ استفاده شده است.