‍پیشرفتِ جامعه، نیازمندِ آرامشِ روانی و فکریست.

 تا بی نظمی و بی فرهنگی در جامعه حاکم باشد آرامش فکری و روانی در انسانها بوجود نخواهد آمد و تا این آرامش بوجود نیاید نمی توان شاهدِ  پیشرفت و موفقیت های لازم در جامعه بود!.

 بدون تردید یکی از عوامل مهمِ  موفقیت و رشد انسان ها، ”کاهش استرس“  و ”تنش“هائی است که در زندگی انسان ها وجود دارد، که انگیزه گروهی از آنها، در درونِ  انسان   است،  اما عوامل بسیار دیگری نیز هست  که از طریقِ  جامعه به انسان ها تحمیل می گردد و در ارتباطات انسانی و زندگی او قابل ملاحظه است.  که ما در اینجا اشاره ای به نقش عوامل اجتماعی آن می نمائیم:

           اگر در جوامعِ  انسانی ”نظم اجتماعی“  و ”فرهنگِ  ارتباطات انسانی“بر قرار گردد بدون تردید سهم بسزائی در ایجاد ”آرامش“ در زندگی انسان ها  و روابط اجتماعی آنان به وجود خواهد آمد، اما اگر بی نظمی  و بی فرهنگی وجود داشته باشد نه تنها مردمِ  آن جامعه،  روی آرامش را به خود نخواهند دید که همواره پرخاشگری، بداخلاقی، افسردگی  و بزهکاری ها و… روز به روز بیشتر خواهد شد تا جائی که تمامی مسائل و مراحل و ابعادِ زندگی انسان را فرا می گیرد. لذا برای رسیدن به آرامش  و ”پیشرفت و موفقیت“، لزوم نظم و انضباطات اجتماعی بسیار ضروری است.

       متأسفانه،  کشورهائی که مبتلا به فقر فرهنگی هستند در همه مراحل زندگی، ”استرس“  و ”نابسامانی“  اعم از فردی و اجتماعی،  سراسر زندگی آنها را فرا گرفته، از یک رانندگی بگیرید تا ایستادن در صف اتوبوس و یا صف نانوائی و یا هر جائی که می بایست نظم و انضباط اجتماعی رعایت شود..  به روشنی شاهد آن خواهیم بود که بی نظمی و بی انضباطی در همه جا هویداست. همچنین در ارتباطات اجتماعی، شاهد برخوردهای بی ادبانه و توهین آمیز خواهیم بود و عدم پایبندی به تعهد و صحبتهائی که می نمایند به وضوح آشکار است،  دروغگوئی و تعدی به حقوقِ  دیگران  و پایمال کردن شخصیت و کرامت انسانی نیز  امری عادی محسوب می گردد و …

       آیا فکر می کنید با این استرس ها و درگیری ها و ناراحتی هایی که از صبـح تا شب سراسر زندگی انسان را فرا گرفته، می توان از آرامش روانی و فکریِ  مناسبی برخوردار بود؟!!  آیا با این استرس ها و بی نظمی ها می توان جامعه ای پیشرفته و موفقی ساخت؟!  مسلماً خیر،  هنگامی که انسان ها در محیطی ناسالم که فاقد سلامت روان است روزگار بگذرانند همواره مردمی غمگین، عبوس، شکاک، افسرده، بدبین، بداخلاق و عصبی خواهند بود،  بطوریکه در اثر این ناهنجاریها، غالباً به انواعِ بزهکاری ها  و اقداماتِ  خلافِ  دیگر روی می آوردند و یا مایوس و نا امید، به بطالت روزگار می گذرانند.

       قابل توجه است ”اداره سالمِِ جامعه“ توسط کارگزاران، هنگامی است که حیاتِ سالم  یعنی ارزش و احترام به انسان و حفظِ  کرامتِ انسانی  و رشد و پیشرفت و تعالیِ انسانها، قابل مشاهده باشد،  چنانکه اداره ناسالمِ  جامعه، موجبِ به فساد کشانیدنِ مردم،  و خدشه دار کردنِ وحدت ملی،  و زایل نمودن ارزش های انسانی و اجتماعی و نیز امید به آینده  و برانگیختن تمایل خردمندان به مهاجرت، به خوبی قابل مشاهده می گردد.

           براستی، تا کی باید جوانان و تحصیل کرده ها و کسانیکه به کشورهای اروپایی و آمریکا سفر می کنند حسرتِ نظم  و انضباطِ  اجتمایی آن کشورها را بخورند؟! و اینچنین جذب و شیفته آنها بشوند؟  و آنان هم نیز بدینوسیله براحتی فرهنگ خود را تزریق جوانان ما بنمایند!.

         مسؤلیتِ این ”نظم“ و ترتیب  و ارائه ”فرهنگِ ارزش گذاری“ و  احترام به انسانها، که در همه ادیان، خصوصا در اسـلام، بسیار مورد اهمیت و توجه قرار دارد، با کیست؟   ضمنِ اینکه این اقدام، نیازی به ”بودجه“ و سرمایه گذاری آنچنانی هم ندارد.      آیا این امر، از بالاترین وظایفِ رسانه های ملی نیست؟  که می بایست صریحاً به نقدِ  رفتارهای غلط ِ  جامعه بپردازند؟    پس واقعاً چه کسی مانعِ  این کار مهم و اساسی است؟!  و چـــرا؟!…

         متأسفانه در کشور ما هنگامی که اکثریتِ جامعه نسبت به امری بی توجهی می کنند، آن امر یا نادیده گرفته می شود و یا لااقل بعنوانِ ”برخی از افراد“، از آن یاد می گردد،  که باید گفت این شیوه و روش بسیار نادرست است  زیرا نه تنها  اصلاحِ  رفتار اجتمایی را بدنبال ندارد که موجبِ  بدترشدنِ  روابطِ  اجتمایی و بر هم زننده ی آرامشِِ  روانی و فکری مردم هم می گردد.   لذا، با توجه به اینکه سهمِ بسزایی از مشکلاتِ  انسانها، از ”عدم نظم“  و ”فرهنگِ ارتباطاتِ اجتمایی“ است، بنظر میرسد مسئولینی که حقیقتاً خواهانِ  رشد و پیشرفتِ  کشور و ملت خود هستد می بایست با تأسیسِ وزارتخانه ای بنام وزارتِ ”ترویج نظم و انضباطِ اجتمایی“ که با هدفِ آموزش و ارتقاءِ فرهنگیِ مردم باشد، اقدامی عملی و جدی بنمایند تا بتوانند به دور از هر شعاری در راستای آرامشِ فکری و روانیِ  افرادِ جامعه، اقدامی شایسته و بایسته نمایند.

         بدون تردید مردم هم اگر اراده ای برای اصلاحِ  رفتارِ  اجتمایی در کشور ببینند، با ظرفیتِ  فرهنگیِ  عظیم خود، غیرتمندانه به میدان خواهند آمد.

      درغیر این صورت هیچگاه نمیتوان از مردمِ  افسرده و غمگین، انتظار ”بهروزی“ و ”پیشرفتِ“ کشور را داشت.

3 دیدگاه دربارهٔ «‍پیشرفتِ جامعه، نیازمندِ آرامشِ روانی و فکریست.;

  1. آیا شما نمیدانیدکه حاضرند هزینه ای هم خرج کنند که مردم در بی نظمی و بی فرهنگی بمانندیعنی گرفتار و سرشان همیشه گرم باشدتا فکر نکنند ونفهمند.؟.

دیدگاه‌ها غیرفعالند.