با تعقل به نگاهت ب نگر…

 مگر نه اینست که هر پدیده فرهنگی برای کارآمد بودن و جاودانه ماندن نیازمند احیاء و بازسازی است؟!

هر انسانی برای رسیدن به ”حقیقت“ و رشد و سعادتِ  خود، نیازمند آنست که نخست، در ”باورها“ و ”افکارش“ بازنگری نموده و آنرا اصلاح و بازسازی نماید، درست مانند هر پدیده فرهنگی که اگر بخواهد احیا گردد و از گمراهی و انحراف به دور ماند تا بتواند پاسخگوی مردمِ  زمانِ خویش باشد حتماً می بایست مورد بازنگری قرار گرفته و اصلاح و بازسازی شود. در غیر اینصورت، نه تنها نمی تواند منجی بشریت گردد که عامل گمراهی و هلاکت بشر خواهد بود.

 در اینجا به چند نمونه از این باورها، اشاره ای کوتاه می نمایم:

           برخی فکر می کنند همین که در زندگی ”نیت خیر“ داشته باشند کافی است در صورتی که اصلاً چنین نیست، چه بسا انسانهای خوبی که به دست انسانهای نادان که نیت خیر هم دارند و می پندارند که برای خدا کار می کنند به زحمت ها افتاده و مورد آزارها و هلاکت قرار می گیرند!… در تاریخ از این نمونه ها بسیار داریم،  همین لشکر یزید که در مقابل حسین ابن علی(ع) ایستاد، و یا بسیاری از سربازان حکام  و یا گروه خوارج و یا نهروانیان و یا… همه اینها نیت خیر داشتند و فکر می کردند برای خدا مبارزه می کنند،  اما می بینیم خداوند نه تنها آنها را مطرود و مورد لعن قرار داد که به جای ”پاداش“، به عذابی دردناک آنها را بشارت داد.

بنابراین ”نیت خیر“ داشتن به تنهائی کافی نیست بلکه تولید این نیت  در عمل مهم است که ”خیر“  و ”برکت“  و ”رهنمودی“ برای انسان ها داشته باشد نه تولید شر و لطمه به دیگران!…  پس نباید گول نیتِ  خیر داشتن را خورد که این به تنهائی جهل است و پنداریست غلط… که صاحب آنرا اغفال نموده  و گناهی است بس بزرگ…

همچنین است ”فقر“ که در باور دینی ما ”فضیلت“ شمرده شده  و آن را موجب افتخار هر دینداری می دانند: ”الفقروا فخری“، در صورتی که فقر نه تنها مایه فخر نیست که منشاء همه بدی ها، زشتی ها  و جنایت هاست…عامل کاهش کارآئی و پویائی مغز است و مانع احساس شادمانی و خوشبختی انسان در زندگیست.(۱)       و یا اینکه می گویند نشانه مؤمن اینست که در دنیا رنج و ملالت کشد ولی بجایش خداوند در آخرت به او لذت و حلاوت می دهد، درست بر عکس کافر،  که خدا در این دنیا به او امکانات و لذت ها می بخشد اما در آخرت او را به عذابی دردناک  می گیرد…(۲) در حالیکه همه می دانند ادیان الهی خصوصاً اسلام مدام توصیه به رشد و توانگری نموده  و همواره خواستار زندگیِ  با عزت برای انسان هاست و معتقد است که فرد دیندار باید آقای دنیا باشد. نه اینکه با این ”نقل قول های غلط“ مورد استحمار  و استثمار قرار گیرد.    و نیز همچنین است پایه و اساس دین، که متأسفانه آنرا در یکی از احکام فروع دین می دانند حال اینکه پایه و اساس دین در”اخلاق“ و ”انسانیت داشتن“است… و همینطور نوعِ  نگرش به ”احکام دین“ است که بعنوان یک ”تکلیف“ به آن می نگرند آنهم تکلیفی که اگر ناقص انجام داده شود حتماً باید یک ”نایب“ بگیری که آنرا کامل کند مگر نه خـــدا صدایش در می آید!!… حتی اگر آن شخص مرده باشد!. در صورتی که احکام دین یک ”انتخاب“ است که اگر آنرا انتخاب نمودی، میبایست آگاهانه بدان عمل کنی تا بتوانی از اثرات مثبت و نتایج مفیدِ آن بهره مند گردی…و…

براستی باید اعتراف کرد که امروزه تمامی واژه های دینی به نوعی تحریف یا مسخ گردیده اند و نمی توانند پاسخگوی انسان و رهگشای او باشند مگر اینکه مفهوم ِ حقیقی آنها روشن و به ”زبان روز“  عنوان و مطرح گردند.

بنابراین، باورها و افکار ما هم مانند هر پدیده فرهنگی، نیاز به ”بازنگری“  و ”اصلاح“  و ”بازسازی“ دارند، زیرا اگر با ”تفکر“ و ”تعقل“ به نگاهمان بنگریم بدون تردید به انحراف و گمراهی نخواهیم افتاد.

 بیچاره کسانی که دلخوش به خیالات واهی دارند در حالیکه نه دنیــا دارند و نه آخـرت…

————————————————-

۱- برای توضیح بیشتر می توانید در همین سایت (mehdiameli.com) قسمت یادداشت های کوتاه تحت عنوان ” فقر فخر نیست بیچارگی است“ مراجعه نمائید.

۲- المُؤمن مَرارهُ الدّنیا و حَلاوَهُ الآخِرَهِ و الکٰافرحَلاوَهُ الدّنیا و مَرارَهُ الآخِرَهِ