ماه رمضان از منظری دیگر

کسانی که از نگاه باطنی و بصیرت بی بهره اند بدون تردید نمی توانند ”حقیقت دین“ را درک کنند.

 

 

در این دنیا، هر آنچه می بینیم یک ”ظاهری“ دارد و یک ”باطنی“… حتی کتاب خدا هم ظاهری دارد و باطنی، خودِ انسان هم ظاهری دارد و باطنی… تا جائیکه این امر در باره خودِ خدا هم صدق می کند: ”هوالظاهر و هوالباطن“…        گویا قانون هستی چنین است که هر حقیقتی، در ”نهانِ ظاهری“ پنهان باشد تا آدمی برای دستیابی به آن، مجبور گردد ”فکر“  و ”عقل“   و ”هوشِ“ خود را به کار اندازد.  زیرا ”اسرارِ نهفته در خلقت“، تنها با چشمِ باطن، آشکار و قابلِ فهم می گردد  و رشد و شکوفایی انسان و به تعالی رسیدن او،  منوط به داشتن چنین نگرشی است.

کسانی که به نگاه باطنی و بصیرت دست نیافته اند بدون تردید هیچگاه نمی توانند ”حقیقت دین“ را درک کنند و زندگی ای در شأن انسان و منزلت او داشته باشند بلکه همواره سرگرم و گرفتارِ زندگیِ تلاوت تکرار و روزمرگی هستند و با مشتی اوهام و خرافات بنام دین دلخوش اند…  که خداوند در قرآن آنها را در ”غفلت“ و از گمراهان و زیانکاران می نامد.   بنابراین نجات انسان و سعادت و رستگاری او، تنها در پرتو”نگاهِ باطنی“ و عمیق داشتن میسر است.  لذا می بینیم همه ادیان و همه فلاسفه و همه بزرگان…  در همه جهان،  همواره انسان را به بصیرت داشتن یعنی به ”تفکر“ و ”تدبر“ و ”تعقل“نمودن توصیه و سفارش می کنند.

در این راستا، ”ماه مبارک رمضان“ هم از این قاعده مستثنی نیست  زیرا در نگاه ظاهری و سطحی، ابتدا این سؤال پیش می آید که چرا ماه مبارک رمضان ”مبارک“ است؟!. کجایش مبارک است؟!  آیا ماهی که برنامه زندگی انسان ها را به هم می ریزد و فاتحه کسب و کار را می خواند ”مبارک“ است؟!!.

واقعاً اگر تعصب را کنار بگذاریم و منصفانه بنگریم،  ماهی که آرامش و برنامه زندگی را به هم میریزد… از خورد و خوراک بگیر تا ساعات خواب و استراحت… و تا شغل و کار… کجایش مبارک است!!. .. کدام آدم عاقلی نصف شب از خواب بر می خیزد و تا میتواند میخورد!… این چه ماهی است که خوابِ انسانها را مختل می کند!  وضع اقتصاد و کسب و کار جامعه را بهم می ریزد!  آزادی انسان را می گیرد!  همه چیز زندگی را بهم می ریزد… و انسان را وادار به تقیّد می کند!… از آخر هم به این ماهِ خرابکار باید بگویند ” ماه مبارک!“

این با نگاه ظاهری است و واقعیت هم همین است،  اما اگر با نگاه باطنی یعنی با ”بصیرت“ بخواهیم به این ماه بنگریم اتفاقاً خواهیم دید بالاترین دلیل مبارک بودن ماه رمضان همین ”بهم پاشی های برنامه زندگی“ که همه چیز را بهم می ریزد، است.  از خواب تا خوراک و از کار تا برخوردها و عملکردها…   زیرا ساختار انسان طوری بنا شده که زود ”عادت“ می کند.  یازده ماه، صبح و ظهر و شب… خوردن و کارکردن و خوابیدن… و زندگی تلاوت تکرار و یکنواخت داشتن…   دیگر انسان به این شیوه عادت می کند و در این عادت کردن ”از خود بیگانه“ می شود و تابع شرایط خود می گردد بطوریکه به راحتی تسلیم بی عدالتی ها و ذلت ها شده و هر درد و مرگی را می پذیرد و همچنان به زندگی روز مرگی خود ادامه می دهد… لذا می بینیم از نظر اسلام ”عادت“ خطرناکترین ”آفت انسانی“ است و ناجوانمردانه ترین بیماریهاست چون نفرت انگیزترین زندگی ها را  به ما می قبولاند بدون اینکه متوجه باشیم!…  لذا در تاریخ می بینیم از ”عادت“ بعنوان قویترین ابزارِ و تکیه گاه ستم پیشگان  و استعمارگران یاد می کنند.

حال ماه رمضام می آید تا با بهم ریختن این عاداتِ زندگی، انسان را ”آگاه“ و از اسارت ”تلاوت تکرار” و  زندگی روزمرگی ”رها“ سازد و از این آفت خطرناک نجات بخشد تا شاید به خود آئیم…  زیرا هدفِ دین این است که از بشر ”انسان“ بسازد. لذا ماه مبارک رمضان تلنگریست بر انسان و بر زندگی او…   و اینست که ماه رمضان را ماه ”خودسازی“ می گویند یعنی ارزش و اهمیت این ماه به میزانی است که تغییر و تحول می یابی و از اسارتهای تلاوت تکرار ”رها“ میگردی و ”افکارت“ اصلاح و ”رفتارت“ تحول می یابد. در غیر اینصورت، به نخوردن و نیاشامیدنت دلخوش مباش که خودت را سر کار گذاشته ای و در توهماتِ خرافی، دلخوشی…   بنابراین،  به میزانی که تحول می یابی و رشد مینمائی  روزه ات مقبول است و به همین دلیل است که این ماه را ”ماه مبارک“ می نامند.

در اینجا قابل توجه است یک هفته مانده به اتمام این ماه، گوئی خداوند هم از بندگانش ”تست“ می گیرد البته تحت عنوان ”شب قدر“ یعنی در این شب که ”شب احیاء“ است نباید خودت را با رسومات غلط، خرافی  و بی خودی سرگرم سازی…   بلکه می بایست در خودت غور کنی  و با نگاه باطنی به خود بنگری که در این ظلمت جهل و اسارت چقدر بر میزانِ شناخت و آگاهی ات  افزودی  تا از بصیرت بیشتر و تغییر و تحول بهتری برخوردار گردی؟…     و سپس برای تکمیل کمبودها و تثبیت تحول ها تا آخر ماه ادامه بده… تا به درستی این انسانِ از خود بیگانه را به ”فطرت خود“ باز گردانی…

حال برای این تغییر و ”تحول درونی“ که از بندِ عادات و اسارت ها آزاد شده ای و به آگاهی ها رسیده و تغییر و تحول ها یافته ای… باید جشن بگیری و شادمانی کنی که ”عید فطر“ به مناسبت باز گشت انسان به فطرت اوست لذا می بینیم در اسلام ”عید فطر“ از بزرگترین اعیاد اسلامی محسوب میگردد.