امروزه، دنیایی که فرمانروایان و دیکتاتورها، بوسیله تبلیغ و رسانه های گروهی به مردم نشان می دهند با آنچه که ”واقعیت“ دارد، بسیار متفاوت است.
با شناخت از مجموعِ استعدادهای انسان، می توان به منزلت والا و جایگاهِ بالای ”انسان“ رسید، زیرا همانطور که بشریت برای ادامه زیستن، نیاز به آب و غذا دارد تا زنده بماند، انسان هم برای ”درست زندگی کردن“، نیاز به ”شکوفایی“ و ”رشدِ عقلانی“ دارد تا زندگی ای در شأن ”انسان“ داشته باشد، زیرا او به”عقلِ“ خود ”انسان“ است و توسطِ آن به ”تعالی“ و ”کمال“ می رسد.
لذاست که همواره ”خرد“ و ”اخلاق“ بعنوانِ دو عنصر اساسی و مهم، مطرح می گردد که میتواند انسان را به ”تعالی“ و ”کمال“ که هدف از خلقتِ اوست برساند.
بنابراین همه ی رهبرانِ دنیا، چه مذهبی و چه غیر مذهبی، و همه دولتمردان و مسـؤلینِ کشورهای جهان، نسبت به بشریت وجوامعِ انسانی مسـؤلند و بالاترین و بیشترین مسـؤلیتِ آنها، ”ایجادِ محیطی مساعد“ جهتِ رشد و آگاهی انسانهاست، ضمن اینکه با این معیار و ملاک، بروشنی می توان میزانِ درستی و حقانیتِ دولتمردان را هم سنجید.
پس مهمترین وظیفه آنها، بستر سازیِ فرهنگی در راستای ”ارزشمندی انسان“ و ”آگاهی“ و ”تعالیِ“ به آنهاست، یعنی بعد از تأمین و پاسخگویی به نیازهای اولیه انسان (که به آن نیازهای فیزیولوژی هم می گویند) می بایست بیشترین بودجه و امکانات، در جهتِ نظام ”آموزشی“ و ”فرهنگی“ و ”هنری“ که شکوفایی و رشدِانسانی که نهایتاً ”وحدت عالم انسانی“ را در بر دارد، هزینه گردد.
حال این پرسش پیش می آید، آیا کشورهای دنیا، با آنهمه حرفهای زیبا و شعارهای قشنگی که میدهند، عملاً در این مسیر هستند؟ یا خیر، فقط مردم را می فریبند.. و آیا بیشترین بودجه و امکانات، صرفِ مسایل فرهنگی و آموزشی می گردد؟ یاخیر، صرفِ…
متأسفانه فرمانروایانِ دیکتاتورهای جهان، یعنی کشورهایی که ”حقِ وتو“ دارند ــ حقی که بنـاحق، ”حق“ خوانده شده و کاملاً خلافِ ”عقل“ و ”عدالت“ و ”انسانیت“ است (۱) ــ سر نوشتِ بشریت را بعهده گرفته و اغلبِ کشورهای دنیا را همچنان زیرِ سلطه خود قرار داده اند، بطوریکه میتوان گفت همه دیکتاتورهای جهان، با چراغِ سبز آنها سرِ کار آمده اند، بنابراین بیشترین هزینه ها را در جهت ”ازخود بیگانگیِ انسان“( که لازمه بقاءِ فرمانروایان است) و مسایل ”نظامی و امنیتی“ (که حافظِ اقتدارشان است) بکار می گیرند… آنان حتی سازمان ملل متحد را عملاً به تصرف خود، و مطیعِ اوامر خود گردانیده و نهادهای حقوقِ بشری را که امری ”انسـانی“ است، بازیچه مسایل سیاسی نموده و ”ابزارِِ جنایاتِ“ خود قرار داده اند، بطوریکه بدونِ تردید می توان گفت هـیــچ ”جنایت“ و ”چپاولی“ نبوده که اینان در حقِ ملتهایِ دربند و کشورهایی که صاحبِ ”منابع“ و ”منافع“ هستند، انجام نداده باشند.
به همین ”بوسنی هرزگوین“بنگرید، چند سال قبل، چون کسی به آنها ”باج“ نداد (و یا بیشتر از طرفِ مقابل باج نداد) چگونه باعث شدند درآنجا رودِخون جاری گردد، بطوریکه به مدتِ سـه سال، مردمِ مسلمانِ آنجا، به بدترین وضعی موردِ ”غارت“ و ”تجاوز“ و ”شکنجه“ها قرار گرفتند، انسانها را مُثله یعنی تکه تکه کردند و گروه گروه از مردان و پسران را در گودال هایی که کنده بودند زنده زنده دفن کردند و…. و بالاخره به اعترافِ خودشان، بیش از یازده هزار نفر ”انسانِ بی گناه“ را، که بیش از نیمی از آنها کودک بودند، کشتند. و نیز بدترین تجاوزها و جنایاتِ ”بی سابقه“ای را، نسبت به زنان و حتی دختربچه های آنجا، انجام دادند، که هم اکنون بروشنی آثارِ تلخ و عوارضِ سختِ آن، قابلِ مشاهده است…
آنوقت سازمانِ ملل یا حقوقِ بشر که کاملاً ناظر و شاهدِ جنایات آنها بودند، چه کردند؟!!… و یا امروزه که می بینیم بیش از یک میلیارد نفر از انسان های دنیا هر روز با گرسنگی دست و پنجه نرم می کنند (طی آمارهایِ خودشان) و یا ملتها توسط دیکتاتورها به اسارت گرفته شده و موردِ هر ”ظلم“ و ”تجاوزی“ قرار می گیرند، چه می کنند؟!!… به همین یک سال اخیر توجه کنید، جنایاتِ سلطه گران را در ”تونس“ ، ”لیبی“ ، ”مصر“ ، ”یمن“ ، ”غزه” ، ”بحرین“ ، ”سوریه“ و… ببینید که چگونه به راحتی حقوقِ بشر را نادیده گرفته، انسانها را به خاک و ”خون“ کشانیده، شهرها را به ”آتش“ و خانه ها را ”ویران“نموده، حتی به”زنان“ و ”کودکان“ رحم نمی کنند!!.. آنوقت ”سازمانِ ملل“ جز فریب و اغفالِ ملتها و همکاریِ عملی با ”ابر قدرتها“… چه می کند؟!!
جالب توجه است هر روز و هر شب تصویرهای ”دردآوری“ که هر بیننده ای را ”متأثر“ و ”اندوهگین“ می کند در رسانه های جهان نشان می دهند، اما نمی گویند پس سازمانِ ملل کجاست؟!.. چــرا مخالفِ منشورِ سازمان ملل عمل می کنند؟!! چــرا ”حقوقِ بشر“به وظایفِ قانونیِ خود عمل نمی کند؟!!…
متأسفانه دنیای امروز، در اثرِ ”سوءِ مدیریتِ“ ابر قدرتها، از یکطرف به رکودِ اقتصادی افتاده و از طرفِ دیگر به ”آشوب“ کشیده شده است، بطوریکه هر روز شاهدِ کشته شدنِ صدها بلکه هزاران نفر ”انسان بی گناه“ و ”فجایعِ وحشتناک“ هستیم، و ”سازمانِ ملل“ و ”حقوقِ بشر“هم، کاملاً تحتِ نفوذِ آنان بوده و عملاً با حمایت و پشتیبانی از آنان و فرمانبرداری از دستوراتشان، ”بالاترین خیانت“ را به بشریت می کنند، بطوریکه آینده را سخت تیره و تار کرده است.
آیا واقعاً این نهایتِ پستی نیست که گروهی خود را مسؤل ”صلح“ و ”امنیتِ جهان“ بدانند و یا مدعیانِ ”حقوق بشر“ بخوانند و اینچنین جنایاتِ هولناکی ــ که هر روز فجیع تر و بر آن افزوده تر می گردد ــ را نسبت به انسان های بی گناه و حتی کودکان ببینند و با بی اعتنایی تمام، از کنارِ آن بگذرند!!.. و نهایتاً برای ظاهر سازی و تکمیلِ ژشتِ خود، با ”محکوم کردن“ های مسخره (که خودشان هم می دانند هیچ فایده ای ندارد) فقط برای نشان دادنِ نقابِ انسانی خود، چهره ی انساندوستی بخود می گیرند، تا باز اینچنین مردم را به بازی گرفته، بفریبند.… واقعاً جای بسی تأسف است، آنچه امروزه در دنیا بوسیله ”تبلیغات“ و رسانه های گروهی مدام به مردم القاء نموده و ”باورشان“ کرده اند با آنچه که”واقعیت“ دارد، بسیار متفاوت است.
شایانِ ذکر است فرمانروایانِ این جنایاتِ بشری، که همواره از ”صلح“ و ”امنیت“ سخن می گویند و شعارهای قشنگ و فریبنده می دهند، در عمل هر روز بر شرکتهای ”اسلحه سازی“ و ”مهماتِ جنگی“ و ”پایگاههای اتمیِ“ خود می افزایند و در اشکالِ مختلف، همچنان دنیا را بحرانی، یا به جنگ و آشوب می کشانند تا بیشترین درآمد را، علاوه بر غارت و چپاول از ”منابع“ و ”منافعِ“ ملتها، از بحرانی بودن، یا جنگ و کشتار انسانهای محروم و بیگناه بدست آورند، و هر چند سال یکبار هم، این کشورهای بیچاره را درمیان خود، ”معاوضه“ می نمایند.
البته باید گفت خوشبختانه امروزه، اکثرِِ مردمِ دنیا این مطالب را کمابیش می دانند و غالباً آگاه شده اند، و هیچ تصویرِِِِ خوبی از آنان ندارند، بلکه آنها را بچشمِ یک ”باج خور“، ”غارتگر“، ”قاتل“ و ”ظالم“، که بسیار ”بیـرحم“ است، میشناسند، و همه مصیبت شان را از آنان می دانند. جالب است حتی مردمِ خودِ آن کشورها هم آگاه گردیده و بپا خواسته اند و با افشای ۱٪ از مردم دنیا ۹۹٪ منافع را صاحب اند و ۹۹٪ دیگر فقط ۱٪ را !!… اعتراض خود را به این خودکامگانِ بی رحم می رسانند .
براستی اگر ”سازمان ملل متحد“ که هدف از تأسیس آن، ایجادِ ”صلح“ و ”امنیت“ و پاسداری از ”عدالت“ و ”آزادی“ است در خدمتِ دشمنانِ بزرگِ بشریت قرار نمی گرفت و به وظایفِ خود که در منشور آن سازمان آمده، عمل می کرد، امروز در هیچ کجای دنیا و در هیچ منطقه ای، هیچ دیکتاتوری نمی توانست به سلطه گریها و یکه تازیهای خود ادامه دهد، نمی توانست ”آزادی“ را از مردم سلب و زندانها را پر از انسانهای آگاه و دلسوز نماید، نمی توانست ”حقوقِ بشر“ را نادیده و پایمال نماید، نمی توانست هیچ کشوری، کشور دیگری را ”استعمار“ نماید، یا به ”منابع“ و ”منافعِ“ مردم آن کشور، تجاوز و چپاول نموده، و یا باج خواهی نماید. دیگر ”آزادی خواهی“ یا ”عدالت خواهی“، جرم نبود، به اندازه بودنِ انسان ”جرم“ نبود و کسی که آگاهی داشت ”مجرم“ و گناهکار شناخته نمی شد و و….
بنابراین یـــادتــان نرود دشمن اصلیِ بشریت ”فرمانروایانِ دیکتاتورهای جهان“ هستند که” آنتی تز“را هم، خودشان می سازند و ”سن تز“ را هم به نفعِ خود تمام می کنند ــ که البته امروزه شاید بتوان گفت می کردند ــ پس ”ریشه“ همه جنایات و فسادها… از آنهاست.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ـ ”حقِ وتو“ به پنج کشوری که در جنگِ جهانیِ دوم پیروز شده اند، یعنی آمریکا، انگلیس، شوروی، چین و فرانسه داده شده است، ”حقِ وتو“ یعنی من منع می کنم پس ممنوع، بعبارتِ دیگر یعنی حرف، حرفِ من است، بدینصورت که اگر همه اعضاءِ سازمانِ ملل متحد یا اکثریتِ کشورهای دنیا، یک نظر داشته باشند ولی یکی از این کشورهایی که ”حقِ وتو“ دارد با آن موافق نباشد، به راحتی می تواند (با استفاده از حقِ وتویی که دارد) آنرا منع کرده و هر اقدامی در آن رابطه را ”ممنوع“ نماید، جالب توجه است اکثریتِ کشورها هم موظف اند از عقیده خود صرف نظرکرده و مطیعِ دستور و خواسته آنها باشند!! آنهم در قرنِ ۲۱، در دنیایی که فریادِ ”دموکراسی“ و ”آزادی“ و ”عدالت“ سر به فلک کشیده، حال از این رهگذر، که چه باج خواهی ها… قلدری ها… چپاول ها… و جنایاتی که ”حقِ وتو“ موجب گردیده کشورها ی نامبرده در جهان انجام دهند که با کمالِ تأسف باید گفت همچنان نیز ادامه دارد….
از شما متشکریم که بسیار ساده و در عین حال شجاعانه حقیقت را از زیر جو سازی ها و تبلیغات بیرون آورده و نشان داده اید ، موفق باشید
سلام
فکر می کردم دشمن اصلی بشریت خود او باشد. یا مثلا غرور و تکبر. چند سال از خلقت بشر کنونی در زمین می گذرد؟ به نظر می رسد از همیشه بهتر عمل کرده و البته باید بهتر از این هم عمل کند. فکر می کنم جهان امروز با همه نقصها و کاستیهایش باز از چندین هزار سال پیش بهتر باشد و یا حتی از اولش.وقتی به زمان پیامبر اسلام فکر می کنم و اینکه او بهترین خلق خدا در زمین بوده اما باز هم نتوانسته جهان بهتری ایجاد کند، خیلی از بدیها و بدکرداریهای جهان خودمان افسرده نمی شوم. مدینه فاضله در این جهان تشکیل نمی شود. شاید در جهان دیگری!