انسـان، گمشده بزرگِ تاریخ سیاسی…..

  تنها در «انسان مداری» است که به مفهومِ درستِ کلمه،  ”آزادی خواهی“  و  ”عدالت خواهی“ متولد می شود و ظهور ”قدرتِ

 

 


قرنهاست که بشریت در اشکالِ مختلف، با “ظلم” و “ستم” و “خفقان” مبارزه کرده… برای این امر زندانها رفته… شکنجه ها شده… تبعیدها… و خون ها داده… تا به “آزادی” و “عدالت” برسد.
حال این سؤال مطرح است که آیا واقعاً، به آن رسیده است؟!!…
یا آنچه را که برایش مبارزه کرده، شکنجه ها و خون ها داده، به شکلی دگر… و گاهاً بدتر از آن، نمایان شده است!!. آیا دلیل آن، این نبوده که توجه ما همواره به ”شکل“ و ”ظـاهر“ آن بوده، نه به ”باطن“ و ”محتوای“ آن؟!… یعنی به فکر کارِ ریشه ای نبودیم بلکه فکر می کردیم اگر ”شکلِ“ حکومت عوض شود یا ”اسمِ“ آن تغییر کند دیگر همه چیز درست می شود. بعبارت دیگر فکر می کردیم با تغییرِ رنگِ یک بنای ویران، بدون پرداختنِ ریشه ای به ساختارِ آن، مشکل حل می شود و به خواسته ها و آرمان ها، و”آزادی“ و ”عدالت“ می رسیم !!… اما بارها و بارها، بنا به تجربیاتِ تاریخی، دیدیم که چنین نشد.
در جامعه ای که مردم به یکدیگر”احترام” نمی گذارند، ”حرمت انسانی“ رعایت نمی گردد، ”حقوقِ انسان“ در نظر گرفته نمی شود و انسان ها از هیچ ارزشی برخوردار نیستند و کسی هم به آنان آموزش نداده که برای “عقیده” و نظرِ یکدیگر “ارزش” و “احترام” قائل شوند، حفظِ ”کرامتِ انسانی“ بی مفهوم است و بدون تردید در آن جامعه، انسان نمی تواند رشد کند و از جایگاهِی والا و ارزشمند برخوردار گردد. بلکه همواره یکدیگر را موردِ ”بی حرمتی“ قرار داده و با پرخاشگری و بد اخلاقی، به راحتی به ”حقوق“ و ”حریمِ“ هم ”تجاوز“ می کنند. و جالب اینجاست که هیچ احساسِ بدی هم ندارند، چون این کارها برایشان عادی شده، چنانکه دروغگویی، ریاکاری، خشونت، کلاهبرداری، رشوه و دوروئی برایشان امری عادیست.
بنظرِ شما، آیا چنین مردمی می توانند به “عدالتِ اجتماعی” و ”مردم سالاری“ برسند؟!! یا باید ابتدا به ”شناخت“ و “آگاهی” های لازم دست یابند تا بتوانند از”فرهنگِ انسانی“ بر خوردار گردند.
قابل توجه است تا این مردم، از درون متحول نشوند یعنی ”انقلابِ فرهنگی“ بوجود نیاید از ”اخلاق انسانی “ برخوردار نمی گردند و نمیتوانند به زندگیِ انسانی و ”جایگاهِ ارزشمندِ“ خود دست یابند.
براستی چگونه ممکن است، مردمی که «انسان» را نشناخته و از استعدادها و جایگاه او بی خبرند و برای او حتی ”ارزشی“ هم قائل نیستند، بتوانند به “انسانیت” و به ”مردم سالاری“ برسند؟!!. بنابراین استفاده از چنین واژه هائی در چنین جوامعی فقط جنبه فریب دارد. مگر نه چگونه ممکن است مردمی که هنوز ”حقوق“ و ”جایگاه“ و ”ارزشمندیِ“ خود را نشناخته و برایِ لحظاتِ عمر و شخصیت و جانِ یکدیگر، هیچ ارزشی قائل نیستند، بتوانند ”عدالتِ اجتماعی“، ”مردم سالاری“ و ”حقِ برابریِ“ همگان در برابر قانون را باور داشته یا به آن دست یابند؟!!…
آیا وقتِ آن نرسیده که بعد از قرنها… و تکرارِ قیام ها، جنبش ها، جنگ ها و انقلاب ها… از گذشته خود درس و عبرت بگیریم؟! تجربه کنیم؟ و بفهمیم که با بازی و فریب، و تغییرِ نوع، شکل و یا اسم، هیچ مشکلی حل نمی شود، بلکه یک نوع درجا زدن است در حالی که عملاً حکایت همچنان باقی است…..
این بسیار مهم است برای حرکتی ”ریشه ای“ و ”اساسی“نخست باید ”نگاهِ باطنی“ و ”عمیق“ داشت تا بتوان مشکل را به صورتِ ”محتوائی“ تغییر داد نه اسمی و ظاهری… البته با این توضیح به روشنی میتوان در یافت که بدون تردید، مطمئن ترین راه برای این تغییر، «انسان» است که می بایست شاخصِ”سنجشِ“ تغییرات قرار گیرد، بطوریکه هدفِ غایی هر حرکتی می بایست ”حفظِ جان“ و ”کرامتِ انسان“ باشد. بعبارتِ دیگر، مسیرِ برون رفت از این بن بست ها و در جازدن ها… تنها ” انسان“ است و استقرار تفکر ”انسان مداری“
براستی چگونه ممکن است انسانی که با ”حقوق“ و ”منزلتِ“ خود و ”جایگاهِ والا“ی خود آشناست، بتواند تحملِ ستم، دروغ و تحقیر را بنماید؟!!
پس آیا بهتر نیست ابتدا ببینیم ”انسان کیست؟“ ”زندگی چیست؟“ و ”نقشِ انسان در زندگی چیست؟“ بعبارتِ دیگر، انسان در زندگی از چه “حقوق” و “جایگاه” و “هدفی” بر خوردار است؟
بنابراین، تنها بر پایه “انسان مداری“است که به مفهومِ درستِ کلمه ”آزادی خواهی“ و ”عدالت خواهی“ متولد میشود و “قدرتِ اجتماعی” و “جامعه مدنی” همواره پایدار و استوار شکل می گیرد، زیرا با طرح تفکر “انسان مداری” یک جریانِ فکری بوجود می آید، که می تواند به “تحول اجتماعی” و تولد نهادهای شهروندی و مدنی ای که از دلِ این جریان متولد می شوند، برسد.

6 دیدگاه دربارهٔ «انسـان، گمشده بزرگِ تاریخ سیاسی…..;

  1. بنظر من انسان تا کنون هیچگاه آزاد نبوده و همواره مغز او در خیال و وهم زندگی کرده است، که این ناشی از ابتدایی بودن نوع بشر، نسبت به آن چیزی که همیشه در رویاها و آرمانهایش داشته است. در هر دوره از تاریخ تنها تعدادی انسان در هر جامعه به دنیا می آیند که مغز آنها کمی کاملتر و رشدیافته تر از دیگران است، که این را مدیون تکامل هستند، عده ای دردهای همنوعان خود را می بینند و به سبب هوش و درک بیشتری که دارند آستین بالا زده و به کمک انسانها می شتابند و آنها را آگاه میکنند و راه درست زندگی کردن را به آنها نشان میدهند… اما متاسفانه همیشه عده ای دیگر از جهل و سادگی همنوعانشان سوء استفاده کرده و راه کنترل کردن و بدست گرفتنشان را در پیش گرفته و پس از مدتی با کمک همین انسان های هیپنوتیزم شده، دلسوزان و مصلحت اندیشان را نابود میسازند، تا بتوانند بدون مزاحمت، به راحتی به خونخواری و چپاول و غارتشان ادامه دهند.
    تاریخ انسان، تاریخی خونبار و غم انگیزیست که مطمئنا انسانهایی که هزاران سال دیگر زندگی میکنند از خواندنش بهت زده خواهند ماند!!..
    امیدوارم روزی فرا رسد که همه انسان ها از این کابوس تلخ بیدار شوند و با کمک یکدیگر معنی حقیقی آزادی، عدالت و انسانیت را بنا کنند.
    اکنون در این دنیای مخوف و تاریک “امید” تنها عنصری است که روشنفکران، اندیشمندان و دلسوزان دنیا میتوانند از انسانیت داشته باشند، علی رغم اینکه دشمنان انسان و انسانیت سعی در ناامید نمودن آن فرهیختگان دارند، پس به امید روزی که انسانها، انسان بودن خویش و جایگاه والای خود را درک کنند.
    استاد عزیز با تشکر از مقاله ی پر بارتان که بنده را ساعت ها به فکر فرو برد.

  2. parvaz

    مرداد ۲۴, ۱۳۹۱ at ۶:۴۲ ب.ظ

    Ba salam , be nokteh ye jaleb o zarifi eshareh nemodeheed. lotfan dar morede kherad geraee bishtar tozih dahid chon fekr mikonam risheh bishtare kambud ha va moshkelat az inja shoru mishavad.

    mamnunam

  3. admin

    مرداد ۲۵, ۱۳۹۱ at ۱۲:۴۶ ب.ظ

    دوست گرامی، با تشکر از توجه و دقت شما، خردگرایی یک نظامِ فکریست که چگونه اندیشیدن را می آموزد و تکیه بر اصولِ “عقلی” و “منطقی” در اندیشه، رفتار و گفتار دارد تا درستی و راستیِ مفاهیم را بطور دقیق بشناسد. موفق باشید.

  4. با سلام, و با تشکر از مقاله هاى خوب و مفيدتون, به اميد روزى که اين طرح رو در کشورمون ببينيم و حداقل نسل هاى آينده انسان مدار تربيت بشن.

  5. سلام. با تشکر از نظریات ودیدگاه های شما، من یک جلد از کتاب حقیقت ادیان نوشته خودتان رو میخواستم چطوری میتونم تهیه کنم ممنون میشم راهنماییم کنید…

    • پاسخ به جناب sayady…shiraz
      سلام بر شما، امیدوارم هر کجا هستید سلامت و شادکام باشید تا آنجائی که من میدانم در تهران ـ میدان انقلاب بازارچه کتاب انتشارات چاپخش و در مشهد چهار راه دکترا انتشارات امام و بلوار قاضی طباطبائی ـ قاضی ۴ انتشارات مهرصفا این کتاب را دارند، موفق باشید.

دیدگاه‌ها غیرفعالند.