انسانِ محترم، ”رفتـار محتـرمانه“ دارد.

متأسفانه امروزه،  ارزش و اعتبار بسیاری از فضیلت های ”اخــــلاقـی“ به ویژه در میان جوانان، کمرنگ شده  و در برخی حتی تبدیل به ”ضد ارزش“ گردیده است. 

                   

                     ارزش گذاشتن  یعنی به کسی یا چیـزی توجـه و اهمیـت دادن و قدر او را گرامی داشتن

                  و احتـرام گذاشتن یعنی کسی یا چیـزی را بزرگ داشتن و برای او حرمت و عزت قائل شدن

                  که البته می بایست این ارزش  و احترام نسبت به همه انسان ها، (آن طور که هستند) رعایت شود،      چه زیباست این سخن معروف که از قدیم گفته اند: ”احترام،  احترام می آورد.“       واقعاً آن رابطه ای درست و موفق است و می تواند ادامه پیدا کند که ”دو طرفه“ باشد .   این صحیح نیست که از دیگران انتظار رفتار و برخورد محترمانه داشته باشیم در حالی که خودمان هیچ چنین احساسِ  وظیفه ای در برابر سایرین نداشته باشیم!  این اخلاق باعث می گردد که همه از ما دور و تنها بمانیم.                                  ضمن اینکه بهتر است بدانیم  کسانی که برای خودشان ”ارزش“ قائل نیستند نمی توانند و نمی دانند که چطور برای دیگران ”ارزش“  و ”احترام“ بگذارند .

                 یکی از دلائلی که موجب پیشرفت و  رشد و توسعه کشورهای موفق دنیا گردیده اینست که از کودکی به آنها آموخته اند که ”انســان“ ارزشمند است  و باید به همه آن ها احترام گذاشت،  لذا آثار این نگرش،  در چنین جوامعی به روشنی هویداست و به خوبی می توان دید که چگونه در بهبودِ ”ارتباطاتِ انسانی“  و ”نظم و انظباط اجتماعی“  و ”مساعد نمودن جامعه“ برای رشد و پویائی مؤثر است،  بطوریکه نگاه همه هوشمندان جهان را به خود جذب نموده است.     و اما در کشورهائی که هنوز آموزشِ  لازم و آگاهی داده نشده  و انسان ها ارزش خود را نمی شناسند و برای هم احترام قائل نیستند، بلاشک مایع شرمندگی انسان هستند و نمی توان از اینان انتظارِ رفتار محترمانه را داشت.       این بیچارگان در حالی که دل های بی در و دروازه و عشق های ”بی هویتی“ دارند از بازار”قیمت انسان“ بی خبرند و همواره سرگرم و الکی خوش و مشغولند و با تنوع طلبی هایشان ”بازیچه هوس“ قرار گرفته اند،  لذا با توجه به ارزشمندی انسان و نقش احتــرام در رشد و شخصیت او،   اشاره ای هر چند کوتاه بعنوان یاد آوری می نمایم:

احترام به خود

                  زیربنـائی ترین بنیـان ساختـنِ  شخصیـت هـر فـردی را ”احتــرام به خود“ می سـازد، لـذا از آن در روانشنـاسی بعنـوان مقـولـه  ”بسیار مهم“ یاد می گردد.   انسان هائی که خودشان را موجودی ارزشمند، محترم و منحصر به فرد می دانند همواره احساسِ توانمندی و لیاقت می کنند و ضمن ارزیابیِ  خود، ”رفتــار درستی“ با خود داشته و با دیگران هم از ”ارتباط خوبی“ بر خوردارند و نیز مورد احترام همگان می باشند.  اما کسانی که دیدگاهِ  منفی نسبت به خود داشته یعنی نقاط ضعفِ  خود را بزرگ و در تمامی لحظات به تخریب یا سر زنش خود مشغولند نمی توانند دیگر به خودشان اعتماد داشته و حتی توانائی حل مشکلات روزانه را هم از دست می دهند، در نتیجه رفتارهای ”مخرب” و نادرستی از خود نشان خواهند داد و احساس پوچی و بیهودگی خواهند نمود  و همواره زندگی تلخی خواهند داشت.         بنابراین سعی کنیم خودمان را جدی بگیریم و با عزت نفس  و مثبت اندیشی نسبت بخود،  بدانیم که با ”استقلال شخصیت“  و ”قدرت تصمیم گیری“ می توانیم کارهای بزرگی انجام دهیم… فقط خودتان را باور کنید و سعی کنید بر دانش و خرد خود بیفزائید و برای خودتان ارزش و احترام بگذارید.

 احترام به همسر 

                 برای اینکه به همسر خود احترام بگذارید نخست باید روحیات و خواسته های او را در نظر بگیرید و ”دنیای او“ را درک کنید، زیرا مرد و زن دو دنیای متفاوت دارند،  راز صمیمیت میان این دو ”درکِ  یکدیگر“ است، بنابراین پذیرش دنیای متفاوت همسران،  روشی است برای احترام به یکدیگر، زیرا حفظِ  حرمتِ  یکدیگر نمودن، عاملِ مهمی برای همزیستی مسالمت آمیز  توأم با آرامش است  و همسرانی که با احترام  و ارزش گذاشتن به همسر خود، دوام زندگی و ایجاد حسِ عشق و علاقه را نشان می دهند باور دارند نقشِ بی بدیل آنرا در استحکام خانواده و اینکه چگونه زندگی  همراه با آن خوشبختی و سعادت را تضمین می کند.

احترام به فرزند

                   یکی از عوامل مهم در پرورش شخصیت کودک و نوجوان ”احترام “ به اوست که از اهمیت بسزائی بر خوردار است زیرا باعث می گردد تا فرزندان احساسِ  بهتری نسبت به خودشان داشته و برای خودشان عزتِ  نفس  و احساس ارزشمندی بنمایند،  لذا اگر کودک یا نوجوان در خانواده، موردِ علاقه، احترام  و مساعدتِ  اعضای خانواده باشد انسانی باکفایت، لایق و با ارزش میگردد که تصوری مثبت از خویش دارد و مسئولیت پذیر و قوی و با شخصیت میگردد.   اما اگر مورد ”بی توجهی“  و ”غفلت“ قرار گیرد احساسِ  حقارت، ضعف و ناامیدی و بی ارزشی خواهد کرد، قابل توجه است احترام و ارزش گذاردن به فرزند،  نباید در کلمات و جملات خلاصه شود بلکه حتماً می بایست در عمل و رفتارمان هم نشان داده شود تا فرزندانمان از اعتماد بنفسِ بالاتر و روابط موفق تری در زندگی بر خوردار گردند. لذا می بینیم پیامبراکرم می فرماید:” به فرزندان خود احترام کنید و با آداب و روشهای پسندیده با آنان معاشرت نمائید.“

احترام به والدین

                 به حکم عقل،  تشکر و قدردانی از کسی که کوچکترین احسان و نیکی نموده  لازم است، حال با توجه به اینکه پدر و مادر سمبلِ نیکی و احسان به فرزند هستند و از جان خود برای پرورش او مایه گذاشته و می گذارند و برای بزرگ شدن او زحمت ها کشیده تا جائیکه برای تربیت و آسایش او حتی خود را فدا می کنند… آیا سزاوارترین انسان ها برای احترام و قدردانی نیستند؟   لذا می بینیم در همه ادیان الهی،  پدر و مادر بعنوانِ  دو  وجود پر ارزش که از جایگاه منحصر بفردی برخوردارند نام برده می شود و احسان و نیکی به آنها را  از وظایفِ  فرزندان می داند، در اسلام هم حقِ  پدر و مادر، در رتبه بعد از خـــدا قرار گرفته و از اهمیتی خاص برخوردار است بطوریکه مؤکداً توصیه می کند در همه حال با رفتار مؤدبانه و بیان متواضعانه همراه با مهر و عطوفت،  سپاسگزار والدین خود باشید حتی در مواقعی که گفتار یا کردار آنها مطابقِ میل شما نباشد.

احترام به معلم

                از آنجائی که معلمان یا مربیان و یا استادان در مسیر دانش و آگاهی به شاگردان خود کمک کرده تا در جایگاهِ  والاتری به دانش و بصیرت برسند بر گردن آنها حق دارند و این وظیفه شاگردان است که می بایست همواره در مقابلشان متواضع  و با رعایت ادب و احترام برخورد نماینــد، تقـدیر از ”معلم صالح“ و خدمت به وی،  فـرمـان همـه ی ادیـانِ  الهـی اسـت  و در یک جامعـه فهیـم و رشـد یافتـه،  قـدر و شـأن و منـزلتِ  معلمـان به نیـکی و شـایستـگی درک  و همـواره احتــرام حـریم آنان نگـه داشتـه می شـود،  زیـرا   معلمـی شغل انبیاست.

احترام به یکدیگر

             رعایت ادب و مراعات حقوق دیگران از جمله مواردی است که به راحتی می تواند ”قدرتِ  فردیِ“  انسان را افزایش دهد.   زمانی که به عقاید، کارها و سلیقه های افراد  در حد و محدوده خودشان احترام بگذارید مطمئن باشید که دیگران هم شما را به رسمیت می شناسند و دوست می دارند.  اما اگر عقائد آنان را نادیده گرفته و به شخصیت آنان احترام نگذارید از هیچ محبوبیتی بر خوردار نخواهید بود.    لذا احترام به یکدیگر، علاوه بر اینکه از مهمترین ”مهارت های زندگی“ محسوب می گردد راهی است برای موفقیت و خوشبختیِ   همه افراد، که بهتر است آنرا بیاموزیم  و به کار گیریم،  زیرا حافظِ  نظم  و انظباط اجتماعی  و آرامش و پویائی است.      ”احترام گذاشتن“ به دیگران نشانه این است که شما نیز ”شایسته احترام“ هستید و همواره به خاطر داشته باشید:” از هر دستی بدهید از همان دست می گیرید“.

احترام به قانون

                بنظر می رسد ملت های جهان طی هزاران سال آزمون و خطا  و تجربه اندوزی به این نتیجه رسیده اند که برای تحقق ”حاکمیت مردم“  و ”تأمین“  و تحقق ”خرد جمعی“، از وجود قوانینی که نشان دهنده خواست آنان و در راستای تحقق منافع جامعه است حمایت می نمایند زیرا در جامعه قانون گرا  که می بایست انسانیت  و اخلاق برتر از هر چیزی باشد احترام به قانون علاوه بر جلو گیری از هرج و مرج  و انحراف، موجب می گردد تا حافظِ  منافع و مصالح ملی و نظمِ  اجتماعی و آرامش در جامعه هویدا گردد.  بدیهی است هیچ قانونی کاملاً بی نقض نیست اما روش های قانونی ای برای اصلاح مفاد قانون وجود دارد.  لذا می بینیم در جوامعِ پیشرفته،  احترام به قانون و مقررات در کشور ”نهادینه“ شده است.

احترام به عقیده

                   ”عقیده“ مجموعه ای از دانش های آمیخته به ارزش است که به مرور زمان و اندک ادک از خلال یادگیری و مهمتر از آن تجربه های زندگی و انفعالات عاطفی در وجود ما ریشه گرفته بطوری که ذهنیت و رفتار ما را می سازد، یعنی چیزی که در جانِ  آدمی رسوخ کرده و کنش های ما را هدایت و تنظیم می نماید حتی جهت گیری زندگی ما را تعیین می کند.     پس عقیده فقط عنصری شناختی نیست. اصلاً برای همین به آن ”عقیده“ میگویند یعنی چیزی که آدمی را پایبند میکند. بنابراین ”احترام به عقیده دیگران“ یعنی احترام به ”شخصیت“ و ”تجربه های شناختی“  و ”عاطفی“ دیگران.  پس این از حقوقِ  اولیه هر شهروندیست که هر کس،  هر چه می خواهد عقیده و باور داشته  و یا بی باور به هر عقیده ای باشد، کسی نمی تواند او را مورد توهین و ناسزا قرار دهد اما می تواند هر عقیده ای را که بخواهد به نقد بکشاند، در حالی که به آزادی عقیده احترام می گذارد.  براستی که از انسان های محترم، جز ”رفتارهای محترمانه“ انتظاری نیست.

زمامداران و احترام به مردم

                 از وظایفِ  اولیه ”زمامداران“ حفظِ  حرمت  و کرامت انسانی است و اینکه بر محور ”اخـــلاق“ حرکت نمایند و عدل و انصاف را در همه امور به عنوان ”میزان عملِ  خود“ بر گزینند و مسئولیت ها را با توجه به ”قابلیت“ها توزیع نمایند و بر اعمال مدیران دقیقاً نظارت و ”بازرسی“ کامل  داشته باشند، و نیز فرصت طلبان و متقلبانِ  متملق گو را،  از خود دور و منتقدانِ  دلسوز را  به خود نزدیک نمایند  و خود را در دسترس مردم قرار دهند و بدانند که کمترین حرمت به ”حقوقِ  رعیت“ آن است که سخنش ”شنیده“  و ”سنجیده“ شود یعنی آزادی بیان باشد، این از وظایف زمامداران است که در عمل نه حرف،  مردم را ولی نعمت خود بدانند و ”حقوقِ  مردم“ را با فروتنی و تواضع رعایت کنند خصوصاً رعایتِ حق و گسترش عدالت و تأمین رفاه  و آسایش عمومی را،  همواره رعایت و گسترش دهند و به رضایتمندی مردم  توجه ای خاص داشته باشند.

                 قابل توجه است در جوامعی که ”انسان“ از ”ارزشمندی“  و ”احترام“ بر خوردار نیست محال است بتواند رشته پیوند خود را با حقیقت حفظ نماید، بلکه باید گفت در چنین جوامعی همه چیز در معرض ”تعـرض“ قرار می گیرد و فرهنگ ”خشونت ورزی“  و ”خود کامگی“ رشد و  وسعت می یابد تا جائی که به دانشمندان ”لگام زده“ می شود و هتک حرمت، تهمت، بداخلاقی، دروغگوئی، سلب حیثیت و تعرض به جان و ناموسِ مردم  وسعت می یابد…

پس احترام و ارزش به ”انسـان“، اصلی است بی نظیر، که اساس زندگی است و اثرات و فواید بی حد و حصری دارد.

3 دیدگاه دربارهٔ «انسانِ محترم، ”رفتـار محتـرمانه“ دارد.;

  1. بابت مقاله مفیدتان ممنون به امید اینکه قبل از هر چیز ارزش قائل شدن و احترام گذاشتن به خود را یاد بگیریم و بدانیم اساس اکثرِ ضعف ها و دردهامان از همین است پس به فرزندان مان هم آنرا یاد بدهیم.

  2.  با تشکر از نوشته های خوب و مفیدتان، چون مسئله «احترام به خود» زیر بنائی ترین بنیان ساختن شخصیت یک فرد است با اجازه تان سئوالاتی را برای روشن تر شدن آن مطرح می نمایم: چقدر به خودمان احترام میگذاریم؟ آیا به قول معروف خودمان را قبول داریم؟ آیا خودمان را شایسته احترام میدانیم؟ آیا آرزوها و اهداف ارزشمند در زندگی داریم؟ چقدر به وضعیت ظاهری خود میرسیم؟ آیا به شایستگی از جسم خود مراقبت میکنیم؟ در مقابل بی اهانتی و برحرمتی های دیگران چه عکس العملی از خود نشان میدهیم؟ آیا قابل خرید و فروش هستم؟ قیمت مان چقدر است؟ عزت نفس ما چه میزان است؟ آیا از اعتماد به نفس کافی برخورداریم؟ آیا خود را لایق شایسته ترین ها میدانیم؟ اندکی در رفتار خود تامل کنیم و احترام به خود را در زوایای زندگی خود ردیابی و وارسی کنیم، خود را نقد کنیم به خود نمره دهیم و نکات منفی و قابل اصلاح را در رفتار خود یادداشت کنیم و به بهبود آنها بیاندیشیم و چاره سازی کنیم، احترام به خود را از زاویه دیگری نیز میتوان نگاه کرد اینکه چقدر به دیگران احترام میگذاریم؟ آیا عقاید و افکار انسانها و تفاوتهای آنها برای ما محترم هست؟ اگر جواب به این سئوال به صراحت مثبت نیست شک کنیم که آیا به خودمان به حد کافی احترام میگذاریم؟ کسی که به خود احترام میگذارد قطعا به دیگران و عقاید آنها نیز احترام میگذارد ولی وقتی خود را محترم نشمریم آیا احترام به دیگران برای ما معنی خواهد داشت؟ وقتی به خود احترام میگذاریم دیگران نیز به ارزش و احترام ما پی میبرند و به راحتی به خود اجازه نخواهند داد حرمت ما را بشکنند. شخصیت و هویت خود را بر بنیان استوار «احترام به خود» بنا کنید و مطمئن باشید بنایی که بر این بنیان بر پا شود در مقابل ناملایمات و چالشهای زندگی مقاومت خواهد کرد. موفق باشید

  3. بسیارلذت بردم، واقعا عالی بود و درحقیقت شما انسان بزرگ هستید که بزرگ می اندیشید اجرکم علی الله. با احترام عبدالودود نظامی

دیدگاه‌ها غیرفعالند.