اساس ده گانه دینداران

     براستی آیا”دین“ تنها مجموعه ای از احکام و تکالیفی است که انسـان موظف است به آن عمل کند؟!  یا  دستگاهی است که  می تواند از بشر ”انســان“ بسازد.

 ویژگی دینداران دروغی ویژگی دینداران حقیقی
 چون دینشان به صورت ارثی و جغرافیائی به آنها منتقل شده نه از روی ”خرد“ و ”آگاهی“، با خود می پندارند که ”دین“دارهستند در حالی که به روشنی می توان دید هیچ تغییری در اخلاق و تحولی مثبت در شخصیتشان بوجود نیآمده است.. واقعاً چگونه ممکن است با توجه به اینکه شرط اول ”توحید“ پرهیز از خودبینی و خودخواهی است چنین کسی دیندار باشد!! و بتواند رو به خــدا بیآورد؟!!  چون دینشان را با مطالعه و تحقیق بدست آورده و آن را آگاهانه پذیرفته و به آن ایمان دارند هم زندگیشان از کیفیت بالائی بر خوردار و هم نگاهشان به هستی و تمام پدیده های آن با دیگران متفاوت است، لذا می بینیم هنگامی که اینان رو به خـــدا می آورند به راحتی از خود رو گردان اند و به خوبی با خالق خود،  ارتباط بر قرار می کنند.

 چون مذهب پدیده ایست که هم برایشان مُسکن است و هم عنصریست که مقبولیت و منزلت اجتماعی آورده و می تواند توجیه کننده اختلالات شخصیت باشد به آن روی می آورند، در حالیکه هیچ رشد و تحولی در آنان بوجود نمی آورد..

   چون ایمان آنان مبتنی بر شناخت و آگاهی است دین در اعماق وجود آنها ریشه دارد و با فطرت انسان سازگار است لذا می بینیم عامل آرامش  و موجب ِ  رشد و تحول و به تعالی رسیدن انســان است.

چون تنگ نظر، متحجر و متعصب اند نمی توانند بیش از آنچه را که به آنها القاء شده، ببینند لذا خود را موظف می دانند که کور کورانه تقلید کنند.

 چون به وسیله عقل و با ادله و برهان،  دین را پذیرفته اند نگرش توحیدی دارند لذا از وسعت دید و افقِ فکر بر خوردارند و ”حقیقت دین“ را می دانند.

در حالیکه اسیر هوی و هوس خود هستند می خواهند دیندار هم باشند لذا می بینیم آنچه می گویند با آنچه عمل می کنند متفاوت و حتی مخالف است.

 اندیشه و رفتارشان را دقیقاً زیر نظر دارند و شدیداً مصمم اند تا به اعتقادات و باورهایشان عمل کنند بخصوص مقید هستند تا به آنچه که می گویند عمل نمایند.
 خیال میکنند حق تنها همانی است که آنها فهمیده اند و آنها هدایت یافته اند، لذا حتی تحمل نظرات و اندیشه هائی را که متفاوت با نظر آنهاست، ندارند.  چون وسعت دید دارند به راحتی به عقائد و نظرات دیگران گوش و به آنها احترام می گذارند و هر چیزی را نیز با ادله صحیح و برهان عقلی پذیرایند.
 شخصیت مطلق گرا و کهنه پرستی دارند بطوری که حتی نمی خواهند با علوم جدید و روز آشنا شوند.  همواره به دنبال حقایق علمی و پیشرفته ترین دانش ها و جدیدترین احساسات و پدیده ها هستند.
 همواره سعی دارند خودشان را خداشناس و متدین معرفی کنند در حالی که در عمل می بینی منافع شان را بر همه چیز ترجیح می دهند تا جائیکه به راحتی مصالح مردم را هم فدای منافعِ خود می کنند.  آنچنان معتقد و پای بند به حقایق دینی هستند که سخت خود را مسئول می دانند لذا می بینی به راحتی منافع شان را فدای اعتقادات دینی و مصالح مردم می کنند.

اگر چه ممکن است در ظاهر از خود تواضع و فروتنی نشان دهند اما در درون انسان های ”مغرور“و ”از خود راضی“ ای هستند که متعهد به هیچ کس نیستند بلکه همواره سعی دارند مردم را بفریبند و بارشان را هم به دوش آنها بیندازند.

 چون خدا را حاکم و بی نیاز و خود را ضعیف و محکوم می بینند و نیز از هدفمندی خلقت آگاه اند، قلباً متواضع و فروتن اند و ضمن اینکه برای انسان ها ارزش و احترام بسیار قائلند بیش از هر چیزی عاشق خدمت به مردم اند.
 غالباً انسان های فرو مایه و فرصت طلبی هستند که در نهایت پررویی سعی دارند همواره خودشان را پشتِ  نقابِ  ”نیکو کاری“ مخفی نگه دارند تا با تظاهر و فریبِ مردم، برای خود وجهه ی معتبری بسازند.

انسان های با شخصیت، توانمند و نیکوکاری هستند که از شخصیت متعادل و عزت نفس ِ بالائی بر خوردارند، زیرا همیشه ارتقاء سطح کیفی زندگی برایشان از ارزش بسزائی برخوردار بوده است.

از اساس و اصول دین تنها اسمی باقی مانده و بجایش فروعِ دین را آنقدر بزرگ و مهم کرده اند و مردم را آنچنان مشغول ”احکام“ فروع دین نموده اند که گوئی همه دین همین است…

 همواره توجه به اساس و اصول دین دارند لذا ”خیرخواهی“ و ”نیکوکاری“ و ”مهربانی“ سر لوحه ی زندگانی آنهاست بطوریکه همه از شرشان در امان و به خیرشان امیدوارند…