نمیدانم، آیا تا به حال شده فرزندتان، یا عزیزی را گم کرده باشید؟… چه حالی دارید؟!
آن احساس در اوانِ نوجوانی، یعنی ۱۴ـ ۱۳سالگی ، در من بوجود آمد، گم گشته ای داشتم که مرا سخت پریشان و سر گردان کرده بود، ولی نمیـدانستم که آن گمگشته ام چیست؟!… و باید به دنبــال چه بگردم؟! …. تا اینــــکه در یک گفتــگویی، ذهنم متـوجه این شد که ”من کیــستم؟“ و ”برای چه بدنیــا آمـده ام؟“
جالب است رسیدن به این سؤال، احساسِ بیقراری و سرگردانیِ مرا تخفیف داد و عمیقاً مرا به فکر فرو برد بطوریکه متوجه هدفی ساخت که باید گفت این توجه، یک حالتِ اعتماد بنفسی هم در من بوجود آورد.
ازطرفی، مرا به برخوردهای بسیار با اساتید و علما و بزرگان، و همچنین به مکاتب و مذاهبِ مختلفی کشانید، و حتی به شهرها و دیارها برد…. (که داستانِ مفصلی دارد و ازحوصله این نوشته خارج است).
تا اینکه بالاخره بگمانم بقدرِ نیازم دریافتم و متوجه ”جایگاهِ والا“ و ”منزلتِ بالای“ انسـان که سرشار از استعدادها و سرمایه هاست و در هستی ”بی نظیر“ است، گردیدم. و اینکه انسانِ امروز، با این عظمتِ استـعدادها و توانمندی ها… در چه وضعِ غم انگیز و ”اسفباری“ بسر می برد، و خود نمیداند!! و اینکه چه دستهایی و در چه اشکالی آنهم با چه ظواهری… برای سلطه گری و چپاول، اینچنین انسانها را ”سرگرم“ و ”گرفتــار“ و در ”غفلت“ نگه میدارند… و حتی چه ایدیولوژیهایی را، که ”بیــداری“ و آگاهی بخشی دارند مسخ و تحریف نموده اند!! و اینکه چه خیانت ها و جنایت هائی… آنهم با نهایت بی رحمی، در حق بشریت روا داشته و میدارند!!.
شایان ذکر است آگاهی از عظمت انسان و منزلت او، و شناخت از دسیسه ها و جنایاتِ دشمنان بشریت، چنان احساس ”عشق“ و ”مسئولیت“ را در انسان بیدار و شکوفا می کند که عاشقانه برای از ”بودن“ بسوی ”شدن“ تلاشی بی وقفه می نماید تا در جایگاه و منزلت خود آرام گیرد. و از طرفی چنان احساس مسئولیت و رسالت می نماید که حتی با پرداختِ تاوانِ سنگین…(که گاهی به منزله جان اوست) باز هم میل به ”کمـال“ که در ذاتِ هر انسـانی نهفتـه است در او بیشتر و بیش تر می گردد تا او را بسوی خود بکشاند. زیرا دیگر او به خوبی فهمیده که ”مهمترین رسالتِ“ هر انســانی، ”شناختِ صحیحِ انسان“ و ”شناساندنِ آن به دیگران“ است.
و اما در باره این سایت:
این سایت، از ۲۷ مرداد ماه ۱۳۹۰ فعالیت خود را آغاز کرده و همانطور که ملاحظه می فرمائید غالباً در زمینه ”علوم انسانی“ است، که عمدتاً بصورت اجمالی به مسایل ”اجتمـاعی“، ”روانشناسی“، و نیز به بیانِ ”حقیقتِ دین“ که همان انسانیت داشتن است، می پردازد و اشاراتی هم به مسائل سیاسی دارد. انگیزه ی این کار، ارایه برخی پژوهش ها و نگرش ها، که به دور از اوهـام و خرافات است، میباشد، تا بتوانیم ضمنِ شکوفایی نگاهِ باطنی، با چشمِ بصیرت، با حقایق آشنا، و مسایل و موضوعات را درست و بهتر ببینیم و بشناسیم، تا به زعم صاحبِ این قلم، به ”چه باید کرد“ها هم، پاسخی کامل تر و مناسب تر بدهیم.
مهدی عاملی شهریور ماه ۱۳۹۰- مشهد